روزنامه هفت صبح، حمید رستمی| یک: یکی از دیرپاترین و موثرترین مثلث‌های موفق فرهنگی و هنری را بانیان مجله فیلم، مسعود مهرابی، هوشنگ گلمکانی و عباس یاری تشکیل دادند و نزدیک چهل سال به عنوان سه تفنگدار، مهمترین ماهنامه سینمایی ایران را منتشر کردند تا بخش عظیمی از فعالان حوزه سینما و حتی نویسندگان سایر حوزه‌ها از زیر این «شنل» درآمده و همواره نقش مهم این پدیده فرهنگی را در انتخاب مسیر درست یادآور شده و حتی در آثارشان هم رد پای این شیفتگی را بشود به سهولت یافت.

در حالی که بعدها مشخص شد این همکاری خیلی هم عاری از اختلاف سلیقه و تفاوت نگرش نبوده است و هر سه طرف صرفاً به خاطر مجله و خوانندگان‌شان شرایط سخت را تحمل کرده و مانع از فروپاشی مجموعه شده‌اند تا کشتی‌ای که اوايل دهه شصت با همکاری و تقسیم کار شروع به حرکت کرده و مسعود مهرابی وظیفه کسب مجوز و عنوان مدیرمسئولی، هوشنگ گلمکانی مسئولیت سردبیری و عباس یاری هم مدیریت بخش مالی و تامین آگهی‌ها را برعهده گرفته و در طول چهار دهه به گونه‌ای قضایا را مدیریت کردند که کمتر مخاطبی به وجود اختلاف عقیده و سلیقه در چگونگی مدیریت مجله پی ببرد.

چرا که با وجود اشتراکات حداکثری اولیه سه نفر، هر لحظه احتمال تغییر دیدگاهشان وجود دارد و این امر پتانسیل تقابل نگرش با دیگر شرکا را به‌شدت تقویت می‌کند اما به نفع مجله، تمام این اختلافات و اصطکاک‌ها یا نادیده گرفته شده و یا در بهترین حالت با تحمل طرفین سپری شده است تا بعد از مرگ یکی از آن سه تن، فرزند ذکور ارشدش مدیر مسئول و صاحب امتیاز شود و دیری نگذرد که ناخدایان قدیمی‌اش را از کشتی پیاده کرده و خود به تنهایی مسیر را ادامه دهد.

دو: مثلث مسعود کیمیایی به عنوان کارگردان، بهروز وثوقی به عنوان بازیگر و اسفندیار منفردزاده به عنوان آهنگساز در شش فیلم با هم همکاری داشتند که هر یک از فیلم‌های ماندگار تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شوند: گوزن‌ها، داش آکل، رضا موتوری، قیصر، بلوچ و خاک.
در حالی که دنیای فیلمی مثل گوزن‌ها و فضای سیاسی و اعتراضی‌اش به شدت با دنیای پهلوانی داش آکل متفاوت است، همانقدر که بهروز وثوقی برای تمایز نقش سید و داش آکل تلاش می‌کند، آهنگساز هم تمام انرژی خود را برای خلق این فضای متفاوت به کار می‌بندد.

همچنان که این تفاوت را در قیصر شاهدیم و هرکدام از این فیلم‌ها به‌خصوص قیصر، گوزن‌ها و رضا موتوری دارای ارزش تاریخی بسیاری بوده و هنوز هم که هنوز است آدم‌ها و دیالوگ‌هایش زنده هستند و در بقیه آثار هنری این چند سال اخیر شاهد ارجاعاتی به آنها هستیم و روزانه چندین بار بخش‌هایی از این فیلم‌ها در فضای مجازی دست به دست می‌شود تا تاریخ مصرف نداشتن این فیلم‌ها را به رخ بکشند و حتی کارگردانش، مسعود کیمیایی هم به‌رغم ساخت فیلم‌های پرشمار، همواره با آن آثار شناخته شده و فیلم‌های پس از انقلابش - به جز معدودی انگشت‌شمار- نتوانستند آن کیفیت را داشته باشند و بتوانند با آن شاهکارها رقابت کنند.

سه: در اواسط دهه ۵۰ موسیقی مبتذل بازاری یکه تاز عرصه بود که مثلث طلایی محمد‌رضا شجریان، هوشنگ ابتهاج و محمدرضا لطفی به هم رسیدند تا مهمترین همکاری‌های خود را تجربه کنند. آلبوم به یاد عارف یکی از خروجی‌های آن بود که آهنگسازش لطفی بود و تمام اشعار ترانه‌ها و تصنیف‌هایش از سایه! این تجربه موفق در آلبوم سپیده هم خود را نشان داد و بسیاری از تصنیف‌های شورانگیز انقلابی همچون «برادر بی قراره برادر کاکلش آتشفشونه» که امروزه هم تر و تازه و شنیدنی است و البته خاطره تلخی که ابتهاج از تصنیف «ایران ای سرای امید» داشت و شعرش را در زمان انقلاب در حالی که آکنده از امید و آرزو بود سروده و بعدها بعد از پیروزی انقلاب که در بند شد، روزی در حیاط زندان که از بلندگو شنید تا بغض امانش را ببرد.

چهار: مثلث داریوش مهرجویی، عزت‌الله انتظامی و علی نصیریان هم از آن مثلث‌های ناب تاریخ سینمای ایران بود که متاسفانه در دهه شصت با جدا شدن علی نصیریان، آن مثلث از هم پاشید. فیلم گاو شروع این همکاری سه نفره بود که با درخشش فوق تصور انتظامی توام شد و در ادامه آقای هالو بر اساس نمایشنامه‌ای از نصیریان و با بازی خودش در نقش نخست و انتظامی در نقش مکمل ساخته شد که اثری ماندگار بود و بعد از آن هم پستچی با بازی درخشان نصیریان ساخته شد که انتظامی باز هم نقش فرعی را بر عهده داشت اما در دایره مینا نقش انتظامی برجسته‌تر از نصیریان بود.

در فیلم مدرسه‌ای که می‌رفتیم برعکس آن را شاهدیم و نقش نصیریان برجسته‌تر بود که پایان بخش همکاری این سه استاد است و آن گونه که بعدها کاشف به عمل آمد انگار برای فیلم اجاره‌نشین‌ها، نقش فرعی که بعدها ایرج راد بازی کرد، به نصیریان پیشنهاد شده که با پاسخ منفی‌اش مواجه شده و این جواب هم به مذاق مهرجویی خوش نیامده و ترجیح داده برای فیلم‌های دیگر دعوتی از نصیریان نکند تا همین دو سه سال پیش که فیلم لامینور را ساخت و بازی نصیریان را در آن شاهدیم. این چنین بود که مثلث طلایی‌شان از هم پاشید و همکاری‌شان به فیلم‌های گاو، آقای هالو، پستچی، دایره مینا و مدرسه‌ای که می‌رفتیم محدود شد. هرچند که تک‌تک این فیلم‌ها حائز ارزش‌ها و ویژگی‌های هنری بسیاری بودند و هرکدام نقشی غیر قابل انکار در تاریخ سینمای ایران دارند.

پنج: در دنیای فوتبال یکی از فراموش نشدنی‌ترین مثلث‌ها را علی دایی، کریم باقری و خداداد عزیزی در جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ و سال‌های بعد از آن درست کردند. تیم به شدت معمولی محمد مایلی‌کهن وقتی به مسابقات اعزام شد و در بازی نخست شکستی بد را تجربه کرد کمتر کسی به فرجام کار امید داشت. او در آن برهه اعتقادی به عزیزی نداشت و اصلا به تیم ملی دعوتش نمی‌کرد تا اینکه چند هفته مانده به آغاز مسابقات، عزیزی به عنوان یار کمکی تیم پرسپولیس در جام باشگاه‌های آسیا توسط استانکو به بازی گرفته شد

و تصادفا نقش مهمی در نتایج کسب شده این تیم ایفا کرد تا مایلی کهن مجبور به دعوتش به تیم ملی شود و به یکباره از بازی دوم شاهد جهش بسیار زیاد تیم ملی در سبک بازی و نتیجه‌گیری باشیم و خط حمله متشکل از دایی و عزیزی به هیچ تیمی رحم نکنند و پشت سر آنها گلزن‌ترین هافبک تاریخ ایران یعنی کریم باقری وظایفش را به نحو احسن انجام دهد تا همگان مقام سوم ایران در جام ملت‌ها را حاکی از بدشانسی تیم بدانند و‌الا تیمی که شش گل به کره جنوبی و سه گل به عربستان بزند کمترین سزاواری‌اش قهرمانی است.

این مثلث بعدها و در مسابقات انتخابی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه هم به خوبی درخشیدند تا مردم ایران مهم‌ترین شادی دسته جمعی تاریخ را در ۸ آذر ۷۶ تجربه کنند. هرچند بعدها با حاشیه‌های پرشمار عزیزی این مثلث خیلی زود از هم پاشید و در حالی که می‌توانست تا سال‌های سال بعد هم تداوم داشته باشد مربیان بعدی تیم ملی از ایویچ گرفته تا جلال طالبی و پورحیدری و بلاژویچ نتوانستند به فهم مشترکی با خداداد عزیزی دست یابند و ترجیح دادند که خیلی رویش حساب نکنند و حضور گاه و بیگاهش هم در ترکیب نتوانست آن دوران طلایی را تکرار کند. در فوتبال دنیا هم مثلث هلندی فان باستن، رایکارد و رود گولیت را در میلان داشتیم و در مقابل رقیب آبی پوش‌اش اینتر از مثلث آلمانی بره‌مه، ماتیوس و کلینزمن سود می‌جست.

شش: در سینمای جهان مهمترین مثلث‌های طلایی را مارتین اسکورسیزی، رابرت دنیرو و جو پشی تشکیل دادند که از گاو خشمگین تا رفقای خوب و کازینو و حتی مرد ایرلندی با هم بودند و درخشش همزمان داشتند و البته دو فیلم درخشان بیلی وایلدر یعنی ایرما خوشگله و آپارتمان با حضور مثلث موفق بیلی وایلدر، جک لمون و شرلی مک لین ساخته شد که از فیلم‌های فراموش نشدنی تاریخ سینمای جهان محسوب می‌شوند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.