روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| این روزها به دختر و پسرهای نوجوان بیشتر نگاه می‌کنم؛ به آن چشم‌های کنجکاو و پر شور، آن قدم‌های محکم، آن تن‌های معلق بین کودکی و جوانی، آن کله‌های پر از معما و ایده و راه‌حل‌های شدنی و نشدنی. سوالی هست که این روزها بیشتر از خودم می‌پرسم.

آیا این میزان از درک و پختگی که در بعضی نوجوانان 16-17ساله می‌بینیم و خیلی از ما منطق و سواد و کلام و آگاهی‌شان را تحسین می‌کنیم، واقعاً ضروری است؟ این‌ها مگر چند سال زندگی کرده‌اند که این‌طور از جهان آسوده کودکی دور افتاده‌اند؟ چرا این‌قدر زود و پر سرعت پا به دنیای پیچیده بزرگسالان گذاشتند و شروع کردند به تحلیل مسائل و کنار هم گذاشتن پازل‌های ریخت‌وپاش.

چرا به جای آن‌که سرشان گرمِ اتفاقات و ماجراهای سرخوشِ نوجوانانه باشد، در زودپز پخته شدند و ذهنشان درگیر چیزهایی شد که دلیلی نداشت جایی در جهانشان داشته باشد.بچه‌های ما فرصت زیادی برای بچگی کردن ندارند. دست‌های زیادی هست که پشت گردنشان را می‌گیرد و آن‌ها را از وسط بازی و فیلم و کتاب و نقاشی و رویاهای کودکانه بیرون می‌کشد و پرت می‌کند میان دریای طوفانیِ اضطراب و دشواری‌های ریز و عظیم. این بچه‌ها کم بچگی کردند. زودپزها را خاموش کنید و آنها را به حال خود بگذارید.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.