روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| یک: دوستان جوان فیلمسازم سر فیلمهای ضبط شده با دو دوربین مختلف بحث میکردند. یکی میگفت فلان دوربین تصاویر را واقعی و آنطور که واقعاً هست ثبت نمیکند و حالتی دستکاری شده دارد. دیگری گفت ما میخواهیم فیلم بسازیم و بازیگرهایمان را وادار کنیم ۹۰ دقیقه دیالوگهای غیرواقعیای که خودمان نوشتهایم را طبیعی بگویند و قصهای که واقعی نیست را جلو ببرند. قرار است برای زمانی طولانی واقعیت را دستکاری کنیم، چه اهمیتی دارد که تصاویرمان هم غیرواقعی باشند؟ مگر سینما چیزی جز همین دروغهای زیبای هنرمندانه است؟
دو: چند ساعت است که زل زدهام به صفحه سفید روبهرو. نمیتوانم چیزی بنویسم. نه اینکه ندانم از چه بنویسم، که خوب میدانم. فقط نمیتوانم یقه کلمات را بگیرم و پرتشان کنم روی صحنه نمایش تا پشتهم قرار بگیرند و قصهای غیرواقعی را جلو ببرند. مثلا کنار هم جمع شوند و متنی برای اول مهر و ریختن برگهای خشک درختهای سالخورده و شروع پاییزی دیگر بسازند و صحنه را نارنجی کنند و بوی خاکِ خیس از باران را به مشام خواننده بفرستند.
سه: شما باشید کدام دوربین را برای فیلمبرداری انتخاب میکنید؟ آنی که همهچیز را با رنگ و نور و شمایل غیرجذابِ حقیقیاش نشان میدهد یا آن دوربینی که خروجیای خوشرنگ و چشمنواز اما دستکاریشده دارد؟

