روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| من خیلی آدم خندان و شوخ و شنگی نیستم. حالا اطرافیان میگویند نه به وقتش بامزهای اما خودم که خبر ندارم. به همین خاطر هم چندان سراغ کتابهای طنز و ژانر کمدی نمیروم. مثلا خندهدارترین فیلم خارجی کمدیای که دیدهام آپارتمان، بیلی وایلدر است و چند تا کار طنز ایرانی. پس برای آدم جدی، نوشتن از کتابهای طنز چندان آسان نیست اما در کیسهام چندتا کتاب دارم که بهقدری خواندهام از حفظ هستم. رئیس و روسای همهشان هم داییجان ناپلئون است.
داییجان ناپلئون، ایرج پزشکزاد
دروغ چرا تا قبر آآآآ… مرا به هزار قطعه هم تقسیم کنید، بهنظرم خندهدارترین سریال و رمان ایرانی داییجان ناپلئون، نوشته مرحوم ایرج پزشکزاد است. خط به خط این کتاب را از حفظ هستم و هربار هم میتوانم بیشتر از قبل با آن قهقهه بزنم. اصلا کدام کتاب این چنین زندگی و فرهنگ عجیب و غریب و لجبازیهای ما ایرانیها را نشان میدهد. آنوقتها که خیلی خوش میگذشت و خاطرهاش پنداری دود شد و رفت بههوا…!
داستانهای مجید، مرادی کرمانی
داستانهای مجید برایم در پله دوم قرار دارد. هوشنگ مرادیکرمانی از طنازهای روزگار است. این پنج کتاب داستانهای مجید را دروغ چرا آنقدر خواندهام که با صفحه از حفظ هستم. خندهدارتر از داستان مردهشور و اردو رفتن مجید پیدا نمیکنید و بامزگی داستان آنجاست که یکبار هوشنگ مرادیکرمانی در مرکز ۲۷ کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برایمان تعریف کرد این ماجراها به زندگی شخصی خودش خیلی نزدیک بوده؛ فکر کنید همه این شیطنتها واقعی بوده است. جدیجدی چند ماه مجید با سری رو بهپایین در کوچه و خیابان دنبال اشیای گمشده میگشت! یا داستان میگو خوردنش که شاهکار محض است.
عقاید یک دلقک، هانریش بل
اجازه دهید این کتاب را در ژانر طنز تلخ دستهبندی کنیم. دلقکی شکست خورده که همسرش او را ترک کرده اما مونولوگهای این دلقک بینظیر است. تکگوییهای هانس که بین تلخی و طنز و بیچارگی سرگردان شده، بینظیر است. یک بخشی از کتاب دلقک داستان میگوید:
«هنر کمدی در این نهفته است که ما موقعیت اجتماعی و حقیقی زندگی انسانها را به شکل انتزاعی و بهگونهای که با زندگی روزمرهشان هیچ تفاوتی ندارد، به نمایش درآوریم.» یا به قول شخصیت اصلی داستان: «چیزی که شما نیاز دارید خانم؛ یک دلقک است!»
اما در کنار این کتابها از قصههای من و بابام و مارک تواین عزیزم خالق تام سایر و هاکلبرفین هم غافل نشوید.



