روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| عدهای معتقدند مردم را نباید از ظاهر زندگی فعلیشان قضاوت کرد بلکه باید سلیقه حقیقیشان را از پستهای سیو شده اینستاگرامشان فهمید. ساختن لیست رویاها از خیلی سال پیش و در پینترست شروع شد. جاییکه مردم رویاهایشان را طبقهبندی میکردند و با تصویر اتاق نشیمن و آشپزخانهها، مبل و میز و فنجان و کاسه و لباس و سواحل و هتلها برای خود زندگیای دیگر میساختند.
حتماً شما هم با دیدن یک خانه زیبای تازه بازسازی شده یا کفش و لباسی بر تن یک غریبه، در خیالتان آن را به داشتههای خود اضافه کردهاید.من هم مثل میلیونها نفر دیگر به تماشای عکس درون و بیرون خانهها علاقهمندم و از رنگ دیوار و جنس زمین و مدل کابینتها و چیدمان جذاب وسایل لذت میبرم.
پیجهای معماری پر هستند از خانههای بزرگ و بینقص با سقفهای بلند و پنجرههای بزرگ و باغهای آباد و مبلمانی که در زوایای دقیق چیده شدهاند. احتمالش کم است کسی با دیدن این خانههای همهپسند تمیز و پر نور و وسایل گرانقیمتشان، چهره درهم بکشد و بگوید: «اوووق!» و احتمالاً انگشت بیشتر مردم با دیدن چنین تصاویری دو بار بر روی تصویر کوبیده خواهد شد.
اما من خانه رویایی واقعیام را چند روز پیش پیدا کردم. از آن خانههای سفید و طلایی اتوکشیده بیش از حد مودبی نبود که با جابهجا شدن کوسنهایش دچار عذاب وجدان شوی؛ از آن بناهای نسبتاً سالخورده اسپانیایی با پنجرههای چوبی بود که میتوانی صبحها با پیژامه و موهای آشفته در بالکنش را باز کنی، رو به شاخههای درخت بلندی که به سمتت خم شده بایستی
و آفتاب یک روز آرام کمدغدغه تابستان رویت بیفتد و بعد خمیازهکشان از پلهها پایین بروی و به آشپزخانه سبزش برسی، صبحانه را آماده کنی و آن را در حیاطی که سایه درختها خنک نگهش داشته بخوری و به چیزی که آن روز خلق خواهی کرد، فکر کنی. از آن خانههایی که حتماً در آن خوشحال و راضی خواهی بود. از آن رویاهایی که میدانی آرامشش بیشتر از آشفتگیهایش خواهد بود.



