روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | صبح باعجله از خانه بیرون آمدم، حتی منتظر نماندم که در کرکرهای پارکینگ، کامل بسته شود. طبق معمول دیرم شده بود. دیر شدن جزو لاینفک زیست من است. به بلوار که رسیدم، برخلاف معمول، خیلی شلوغ بود و این یعنی واقعاً دیگر کار از کار گذشته و دیر به مقصد میرسم. ده دقیقهای طول کشید تا به دلیل گره خیابان رسیدم. دقیقاً جایی که بهخاطر دوربرگردان، مسیر باریک میشد، دو ماشین با هم تصادف کرده بودند.
خیلی ساده، ماشین جلویی دوربرگردان را رد کرده و با ترمز تصمیم گرفته بود دندهعقب بگیرد و ماشین بعدی هم حواسش پی پیامدادن در گوشی رفته بود و نتیجهاش تصادف و کروکی و بیمه و بروکراسی کشنده، البته با مقدار معتنابهی اعصابخردی و از قیمت ماشین افتادن و دلچرکینی محض. تصادف از آن اتفاقات تأثیرگذار منفی بر روان آدم است که گاهی پیش میآید و همینکه منطق رانندگی را پذیرفتی، جزو آن است.
البته که میشود خیلی مراقب بود و شانس حادثه را کمتر کرد، اما چون همزمان افراد زیادی در یک مسیر مداخله دارند، احتمال خطای هرکدام و بروز حادثه وجود دارد- مثل تمام زندگی که عوامل اثرگذار در آن بیش از اختیارات ماست. حتماً برای بسیاری از شما هم پیش آمده که در خیابانی با خودرو حرکت کرده باشید و با رانندهای گردنکجکرده مواجه شده باشید که عقب میآید. دندهعقب گرفتن راننده یک ماشین که بخشی از مسیر را اشتباه رفته، یا از یک خروجی بهاشتباه رد شده یا از دوربرگردان عبور کرده و میخواهد به مسیر اصلی بازگردد، حتماً خطرناک است.
امکان دارد کسی شما را نبیند و تصادف کنید، یا ممکن است موجب ترافیک شوید و با فشار عصبی و تلاش بسیار در میان فحش و ناسزا به مقصود خودتان برسید. درحالیکه اگر پیش بروید، یا دوربرگردان وجود دارد یا مسیر برای دور زدن و به مسیر اصلی برگشتن. اگر هزینه وقت و صرف انرژی را در هم در نظر بگیریم، احتمالاً دور زدن با دندهعقب گرفتن در این موقعیت یکسان خواهد بود. تفاوت بزرگش این است که خطر دندهعقب گرفتن از دور زدن در جای مطمئن خیلی بیشتر است.
در زندگی، گاهی اوقات، مسیر را اشتباه میرویم، یا نشانی مقصد را پیدا نمیکنیم و از خروجی میگذریم، یا از دوربرگردان عبور میکنیم. تصمیم هیجانی این است که همان وقت، هول شده، ترمز کنیم و دندهعقب بگیریم، اما تصمیم معقول این است که ترمز ناگهانی نکنیم و دندهعقب نگیریم. درست که از گذشته گفتهاند «جلوی ضرر را از هرکجا بگیری منفعت است» اما یک دندهعقب هیجانی میتواند ضرر بزرگتری را ایجاد کند.
پس جلوی ضرر را از هرکجا نباید بگیریم: همینکه فهمیدیم مسیر اشتباه است و عزم اصلاح کردیم، یعنی جلوی ضرر را گرفتیم. بهترین تصمیم، عاقلانهترین تصمیم است و تصمیم عاقلانه، با جلوگیری از بروز هیجان، مضطرب شدن یا ترسیدن بهدست میآید. برای تعقل کافی است که آرام باشی و وقتی آرامی، بهراحتی دوربرگردان را پیدا میکنی. هیچ مسیر بدون دوربرگردانی وجود ندارد؛ حتماً جایی راه برگشت هست، اما یافتنش مهم است. برای یافتن راه مطمئن بازگشت از یک مسیر غلط، همیشه اولین راه بهترین نیست. باید کمی تأمل کرد و آرام بود. باید کمی صبر داشت. باید کمی نفس عمیق کشید!
امروز ما در سطوح مختلف زندگی، مدیریتی و حتی کلانتر، دچار این وضعیت بحرانی گمکردن مسیر هستیم، مدام ترمز میکنیم تا برگردیم و از یک خروجی به سمت مسیر درست خارج شویم یا دوربرگردان را از دست ندهیم. از بس حواسمان نیست که چه میکنیم، ممکن است مدام یک مسیر را پیش برویم و دور بزنیم. انگار در یک سردرگمی کلافهکننده گیر افتادیم و ناامید فقط دندهعقب میگیریم. خیلی از ما بیشتر از آنکه جلو برویم به عقب برمیگردیم.
مسیر درست را پیدا نمیکنیم و گره تصمیم را کورتر و سختتر میکنیم. امروز باید به مسئول مربوطه تا زوج تازهازدواجکرده مدام بگوییم: وقتی کار از کار گذشته ناگهان ترمز نکن، هول نشو، بههم نریز، جهان را آشفته نکن. تو در برابر آنچه مسئولیت داری، باید بهترین راه را انتخاب کنی، نه هر راهی و نه به هر قیمتی. برای همین لطفاً وسط مسیر دندهعقب نگیر! دور زدن مطمئن از دنده عقب گرفتن بهتر است.



