روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | فروغ فرخزاد فقط ۳۲ سال در این دنیا زندگی کرد، اما به شکل غریبی به یک شمایل در فرهنگ ایرانی بدل شده. فروغالزمان فرخزادعراقی، فرزند چهارم خانوادهای نظامی که در ۱۶ سالگی ازدواج میکند و در ۲۱ سالگی جدا میشود و در ۲۲ سالگی به اروپا سفر میکند و در ۲۳ سالگی عاشق ابراهیم گلستان میشود و در ۲۷ سالگی مدیر تولید فیلم مستند عظیم موج و مرجان و خارا میشود و در ۲۸ سالگی مستند «خانه سیاه است» را میسازد.
در همین ۲۸ سالگی کتاب شعر شاهکارش؛ یعنی تولدی دیگر را منتشر میکند، آن هم در سه هزار نسخه. در ۲۹ سالگی «زنی در آستانه فصلی سرد» را به دست چاپ میسپارد، در ۳۰ سالگی مشاور گلستان در فیلم خشت و آینه میشود. در ۳۱ سالگی دوباره به اروپا میرود و مورد توجه محافل روشنفکری و ادبی قرار میگیرد و در ۳۲ سالگی در اوج شهرت و جوانی در یک تصادف رانندگی بسیار پیشپاافتاده در محله دروس تهران میمیرد.به سال۱۳۴۵٫
در زندگی کوتاه فروغ اثری از تحولات جاری اجتماعی ایران نمیبینید. او از خانواده نسبتا مرفهی بود و آشناییاش با ابراهیم گلستان و حضورش در پروژههای نفتی، آن هم در سالهای بعد از کودتا، او را در اوج جوانی با رفاه قابلتوجهی روبهرو ساخت. او درواقع به شکلی نامحسوس در بطن سیستم تبلیغاتی دولت قرار گرفت.
ابراهیم گلستان خانهای یکطبقه و ویلایی برای فروغ در محله دروس تهران میسازد که خب آن سالها مثل امروز توی بورس نبود، اما بههرحال محلهای اعیاننشین محسوب میشد. او اتومبیلهای شخصی خود را داشت و مانند یک زن آزاد و ثروتمند در تهران و اروپا در محافل ادبی و سینمایی مورد تمجید و ستایش قرار میگرفت. شعر او به ضرایبی از حساسیت شاعرانه دست پیدا میکند که برای شعر معاصر ایران عموما غیرقابل دسترسی است.
ابراهیم گلستان زمانی به فروغ دل باخت که همسر و دو فرزند داشت. او ۳۶ ساله بود و فروغ ۲۳ ساله. و به شکلی عجیب او فروغ را به زندگی خود اضافه کرد. همسرش، فخری دخترعموی گلستان بود. تا قبل از آشنایی ابراهیم با فروغ ، گلستان و فخری ۱۶ سال زندگی مشترک با یکدیگر داشتند. بههرحال گلستان با قاطعیت مدیر تهیه فیلم صنعتی عظیمی مثل موج و مرجان و خارا را به فروغ میسپارد و او را همهکاره استودیو گلستان میسازد و خودش هم نقشی پررنگ در تولید خانه سیاه است برعهده میگیرد.
درواقع رابطه عاشقانه این دو نفر مطمئنا برای خانواده گلستان چندان خوشایند نبوده، اما موجب دورهای شگفتانگیز از خلاقیت هنری میشود. در یک بازه ششساله گلستان موج و مرجان و خارا و فیلم سینمایی خشت و آینه را میسازد و فروغ هم خانه سیاه است را کارگردانی میکند و دو کتاب شعر مشهورش؛ یعنی تولدی دیگر و زنی در آستانه فصلی سرد را منتشر میکند .
در این میان مسعود بهنود روایتی از ماجرای این دو نفر را منتشر کرده که بهشدت مورد اعتراض هواداران فروغ قرار گرفته. این روایت اینگونه است: «تقی گلستان از پسر پرسید این خانم فروغ کجاست؟ فردایش پدر و پسر با فروغ راهی زردهبند شدند گفتوگوکنان. در همه راه گلستان بزرگ با فروغ سخن میگفت. تا ناگهان از این دو پرسید چرا ازدواج نمیکنید.
مخاطبان بهطبع لبخند میزدند و پاسخی در کار نبود. اما آقای پدر پیگیر بود و صلاح نمیدید ارتباطی که همه از آن باخبر بودند، چنین بماند.» «ابراهیم گلستان سنگ انداخت و پرسید شما به فخری میگویید. و از پدر جواب شنید بله. فردایش وقتی آنان به دیدار آیتالله تقویشیرازی رفتند، آقای گلستان پدر که برای فخریخانم گلستان عمو و بزرگتر و عزیز بود و علاقه سرشاری هم به وی داشت، پاسخ آورده است که گفتهاند موافقم به هرچه صلاح میدانید.
و بدینگونه بود که روز نهم شهریور ۱۳۴۲ آیتالله تقویشیرازی، خطبه عقد شرعی فروغ فرخزاد فرزند سرهنگ محمدباقر فرخزاد را با سید ابراهیم گلستان فرزند سید تقی خواند. هم او ۲۰ سال قبل دو برادرزاده خود فخری و سید ابراهیم را هم برای هم عقد کرده بود.»وقتی فروغ میمیرد، گلستان دیگر به زندگی معمول خود بازنگشت.
او در افسردگی شدیدی قرار گرفت که زندگی خانوادگی و رابطهاش با فرزندانش را تحتالشعاع خود قرار داد. او در نهایت در سال ۱۳۵۴ برای همیشه ایران و خانوادهاش را رها کرد و به انگلستان رفت و با تکیه بر ثروت شگفتانگیزش در قلعه خود پناه گرفت و در انزوا به زندگی خود ادامه داد. ماجرای فروغ و گلستان را شاید دوباره پی بگیریم، اما بگذارید از این منظر به گلستان بپردازیم. فکرش را بکنید مرد ۹۸ سالهای که شاهد مرگ اینهمه عزیز بوده؛ فروغ، همسرش فخری، پسرش کاوه،
رفقا و رقبا و دشمنانش؛ از جلال آلاحمد تا سیمین دانشور و اخوانثالث و احسان نراقی و احمد شاملو و… و او هنوز در قید حیات است. در فیلم گرین مایل تام هنکس پس از آنکه مجبور میشود حکم اعدام آن سیاهپوست بیگناه را برخلاف میل باطنیاش اجرا کند، دچار نفرین آسمان میشود: خداوند به او عمری طولانی میدهد تا مرگ همه عزیزانش را ببیند…چه نفرین عجیب و جانفرسایی…



