روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| انتقاد از بنگاهداری بانکها در اقتصاد ایران موضوع امروز و دیروز نیست و این ماجرا از اواخر دهه هشتاد و با پررنگتر شدن نقش و تعداد بانکهای خصوصی شروع شد اما جنجال تازهای که حول محور این موضوع راه افتاده به نزدیک یک هفته پیش بر میگردد وقتی که ماجرای پایین کشیده شدن دیوار نگاره بزرگ میدان ولیعصر تهران پیش آمد اما مگر روی سیاسیترین و پرحاشیهترین دیوار نگاره تهران چه چیزی نوشته شده بود؟
این دیوار نگاره ترکیبی بین بانک و بنگاه معاملات ملکی را تصویر کرده بود و روی آن این جمله به نقل از رهبری نوشته شده بود: «بانکها غلط میکنند با پول مردم بنگاهداری کنند.» به محض انتشار تصاویر این دیوار نگاره آنچه مورد توجه قرار گرفت جای خالی لوگوی بانک شهر (وابسته به شهرداری) در بین لوگوی بانکهایی بود که در تصویر دیده میشدند، بعضیها هم به بزرگ نوشته شدن عبارت «بانکها غلط میکنند» توجه کردند اما این بحثها چند روز بیشتر ادامه پیدا نکرد چون دیوار نگاره پایین کشیده شد.
این اقدام با واکنش تند چهرههایی مواجه شد که در شبکههای اجتماعی به عنوان انقلابی شناخته میشوند. آنها علاوه بر اینکه پایین کشیده شدن دیوار نگاره را توهین میدانستند از فشار و نفوذ بانکها هم شکایت داشتند. به همین بهانه در تمام چند روز گذشته بحث بنگاهداری بانکها در ایران داغ بوده است اما اصلا بنگاهداری یعنی چه؟ آیا واقعا وضعیت بانکهای ایران در این زمینه خیلی بد است؟ چرا بانکها به عنوان نهادهایی که بیشترین دسترسی را به پول دارند نباید به سمت بنگاهداری بروند؟
بانکهای ایرانی بنگاه دارند؟
وقتی به کارنامه بانکهای ایرانی در زمینه بنگاهداری نگاه میکنیم میبینیم که واقعا آنها یک پا فعال اقتصادی جدی هستند. مثلا بانک پاسارگاد به عنوان بانکی که به شکلی شفاف بنگاهدارترین محسوب میشود، تا سال گذشته ۳۱ شرکت را بهشکل مستقیم زیرمجموعه داشته است.
بانکهای مسکن و ملی هر دو ۲۶ شرکت، بانک تجارت ۲۱ شرکت، بانک پارسیان ۱۷ شرکت، شهر ۱۴، دی ۱۳ و اقتصاد نوین ۱۲ شرکت داشتهاند. بقیه بانکها هم کم و بیش وضعیت مشابهی دارند. تازه این شرکتهایی است که تماما متعلق به این بانکها هستند و دهها شرکت و پروژه خرد و کلان دیگر هم وجود دارند که بانکها سهامدار بخشی از آنها هستند یا به شکلهای مختلف برای آنها تامین سرمایه میکنند. زمینه فعالیت این شرکتها هم بسیار گسترده است؛ از ساختوساز گرفته تا واردات، خدمات و حتی فعالیت در بازار سهام.
چرا بانکها نباید بنگاهداری کنند؟
در همه جای دنیا بانکها به عنوان نهادهایی که بعد از دولت بیشترین دسترسی را به پول در گردش دارند ناخنکی به فعالیت اقتصادی میزنند اما دولتها و بانکهای مرکزی همیشه اهرمهایی را برای محدودیت فعالیت اقتصادی بانکها وضع میکنند که این موضوع دلایل متعددی دارد؛ اول از همه اینکه فعالیت اقتصادی بانکها سرمایههای مردم را در معرض ریسک قرار میدهد. در واقع مردم باید از حفظ سپردههای خود در بانکها مطمئن باشند تا پسانداز ملی شکل بگیرد بنابراین دولتها موظفند این تضمین را به مردم بدهند که درصورت ورشکستگی بانکها، سپرده آنها از بین نمیرود.
بنابراین قوانینی وضع میکنند که مجموع ریسکی که بانکها با سرمایهگذاری به جان میخرند از درصد مشخصی از سرمایههای امانت پیش آنها تجاوز نکند. در ایران هم به عنوان مثال ماده سه دستورالعمل سرمایهگذاری بانکها میگوید که حداکثر سرمایهگذاری بانک باید ۴۰درصد سرمایه پایه بانک باشد و بانکها حتی از محل سرمایه خودشان هم مجاز به خرید بیش از 20درصد سهام شرکت سرمایهپذیر نیستند.
پول بازی، شرکت فروشی، خلق پول
دلیل دیگری که باعث میشود دولتها و بانک مرکزی بنگاهداری یا همان فعالیت اقتصادی مستقیم بانکها را کنترل کنند تاثیرگذاری آنها بر بازارهای مختلف است. مثلا در ایران خیلیها بخشی از دلیل بحرانی شدن بازار مسکن را تقصیر بانکها میاندازند و میگویند حجم بالای سرمایهگذاری بانکها در این حوزه باعث میشود که آنها اجازه ندهند قیمتها متعادل شود.
نکته مهم این است که بانکها دسترسی بسیار زیادی به پولی دارند که خودشان آن را از محل تولید به دست نیاوردهاند بنابراین میتوانند با تزریق پول به بازارهای مختلف تعادل آنها را بههم بزنند و سیاستگذاریهای دولت را بیتاثیر کنند. تازه همه اینها در حالتی است که فعالیتهای آنها کاملا اقتصادی باشد، ماجرا وقتی تیره و تارتر میشود که بدانیم وقتی بانکها وارد بنگاهداری میشوند پای پول بازی هم به داستان باز میشود.
نمونهاش بازی بانکها با نرخ تسعیر است مثلا بارها دیده شده که بانکها با استفاده از نوسان «تسعیر نرخ ارز» و بعد از آن با «شرکت فروشی» اقدام به «خلق پول» کردهاند به این صورت که شرکتهای زیرمجموعهشان را سودآور نشان داده و بر اساس فعالیت آنها جذب اعتبار کردهاند در حالی که این اعتبار پشتوانهای نداشته است.
تورم تورم و تورم
تازه این همه ماجرا نیست، «معامله با خودی، کسب سودهای صوری، متورم کردن و نقد جلوه دادن دارایی» بخش دیگری از فعالیتهایی است که طی سالهای اخیر در حجم بالا از سوی بانکها دیده شده. همه اینها باعث میشود که بگوییم بانکها که در واقع مهمترین ابزار خلق پول هستند وقتی قرار باشد از این ابزار برای فعالیت اقتصادی استفاده کنند بیم خلق پول بدون پشتوانه تولید میرود.
خلق پول بدون پشتوانه هم که یعنی تورم. احتمالا بارها شنیدهاید که یک بانک خصوصی مسبب بخشی از تورمی است که طی سالهای اخیر به مردم تحمیل شده است. جالب اینکه بانکها به نحوی از تورم نفع هم میبرند پس از آن باکی ندارند. به این صورت که هرچه تورم بالاتر برود آنها با محاسبه داراییها نه تنها میتوانند شرکتهایشان را سوددهتر نشان دهند بلکه ناترازی خودشان را هم تا اندازهای جبران کنند.
ممکن است بپرسید چرا بنگاهداری بانکها مشکل درست میکند اما بنگاهداری بقیه مردم نه؟ پاسخ این است که مردم دسترسی به پول بدون پشتوانه ندارند در حالی که بانکها چنین دسترسی دارند و به دلیل ضعف سیستم بانکداری در ایران آنها میتوانند به شدت ناتراز شوند مثلا همین بانک آينده که در سال1398، هزار میلیارد تومان ناترازی داشت تا جایی پیش رفت که در ابتدای امسال ناترازی ۱۳۰هزار میلیارد تومانی داشت.
وامهایی که به مردم نمیرسند
بانک ایران88/4درصد تسهیلات کلانش را در سال گذشته به شرکتهای وابسته به خودش داده است. درواقع از مجموع حدود 28هزار میلیارد تومان تسهیلات کلانی که داده نزدیک به 25هزار میلیارد تومانش را به شرکتهای زیرمجموعه خودش اعطا کرده است.موسسه مالی و اعتباری ملل 80درصد تسهیلات کلان را به خودش اختصاص داده.
بانک دی و آینده هم با 79 درصد و 72 درصد به ترتیب در رتبههای سوم و چهارم با بیشترین اعطای تسهیلات کلان به زیرمجموعههای خودشان قرار دارند. پس از این چهار بانک، ملت با 26/6درصد، شهر با حدود 20درصد، گردشگری با 18/4درصد، رفاه با 17/8درصد، سینا با 10/9درصد و سرمایه با 9درصد در رتبههای بعدی قرار دارند.
همچنین سهم تسهیلات به اشخاص مرتبط از کل تسهیلات کلان در بانکهای تجارت، سامان، کشاورزی، صادرات، اقتصادنوین و پارسیان هم کمترین سهم را دارد. تازه حساب شرکتهایی که وام کلان میگیرند اما رد و ارتباطشان با بانک را گم میکنند جداست. معنی همه اینها یعنی بنگاهداری بانکها باعث میشود بانکها از مردم پول بگیرند و آن پول را صرف فعالیتهای خودشان کنند و دیگر وامی به مردم عادی نرسد. به این ترتیب بانک از اصلیترین وظیفهاش که جذب سرمایه و دادن وام است غافل میشود و اساسا کارکردی که باید داشته باشد ندارد.
رقابت چه میشود؟
یکی دیگر از مشکلاتی که بنگاهداری بانکها ایجاد میکند تاثیر منفی است که روی رقابت سالم در حوزه اقتصاد میگذارد. بانکها همانطور که گفتیم دسترسی زیادی به پول دارند، پولی که لزوما پشتوانه تولیدی ندارد. بنابراین آنها میتوانند با هدفهای مختلف شرکتهایی که بازدهی پایینی دارند با تزریق پول حفظ کنند و به این ترتیب امکان رقابت اقتصادی سالم را از بین ببرند.
همچنین در مزایدهها دست بالا را داشته باشند و یا با پیشنهادهای بزرگ رقبا را راحتتر از میدان به در کنند. آنها حتی میتوانند به همین ترتیب اسکیل معاملات را تغییر دهند چرا که اگر خوشبین نباشیم ممکن است بسیاری از فعالیتهای اقتصادی با هدف عددسازی اتفاق بیفتد و عددها هرچه بزرگتر برای صورتهای مالی بهتر.
چه شد که اینطور شد؟
حالا که این همه در نکوهش بانکهایی که بنگاهداری میکنند گفتیم بد نیست کمی درباره علتی که بانکها را به سمت بنگاهداری سوق میدهد و تقریبا چارهای برای آنها نمیگذارد بگوییم: سرکوب نرخ بهره و تسهیلات تکلیفی. در واقع وقتی بانکها نمیتوانند حداقل به اندازه تورم سود بدهند یا سود وام بگیرند، پس روند دریافت سپردهشان با مشکل مواجه میشوند.
از طرفی دولت یکسری تسهیلات تکلیفی هم روی دوش آنها گذاشته پس طبیعی است که آنها سعی کنند هرچه بیشتر با پولی که میتوانند از راههای مختلف به دست بیاورند سرمایهگذاری کرده و کسب سود کنند. در نهایت هم باید یادمان نرود که دولت وقتی دهه هشتاد به جای بخشی از بدهیاش به بانکها، شرکتهای اقتصادی را به آنها واگذار کرد خودش باب ورود بانکها به بنگاهداری را باز کرد.



