روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| شرکتهاي بزرگ و کوچک که بخشی از خانواده بزرگ بازار سرمایه در ایران هستند، هر سال گزارش عملکردی منتشر میکنند که پر از عدد و رقمهای مربوط به فعالیتشان است. هدف از این گزارشها اول از همه شفافسازی برای سهامداران است و بعد از آن روشی است تا به بقیه فعالان بازار نشان دهند که سهامشان چقدر ارزنده است و چه چشماندازی مقابل آنها قرار دارد اما بخشی از این گزارشها که در کدال در دسترس قرار دارد، به نگرانیهای شرکتهای بورسی مربوط است. این بخش تحتعنوان «ریسک» نوشته میشود و میگوید که براساس برآورد مدیران این شرکتها و تحلیلگران چه خطراتی ارزش سهام آنها را تهدید میکند.
مرور این بخش از گزارش سالانه شرکتها میتواند به ما نشان بدهد که هر کدام از صنایع از چه اتفاقاتی میترسند و کدام خطرات میتواند آینده آنها را تهدید کند. جالب اینکه خیلی از این خطرات و چالشها همانهایی هستند که ما هم از آنها میترسیم و ریسک زندگی خیلی از ما هم محسوب میشوند .
اما بعضی از چالشها هم منحصر به صنایع خاصی است که توجه به آنها جالب است. فقط باید توجه داشته باشید که چون در نظر گرفتن این بخش و توضیح ریسکها در واقع یک اجبار برای شرکتهاست و حتی تهدیدکننده نظر مشتریها محسوب میشود، خیلی از شرکتها این بخش را با دقت و جزئیات یا حتی باصداقت کامل نمینویسند اما همین مقدار دقت و صداقت هم نکتههای جالبی بهدست میدهد.در کنار تمام ریسکهای مشترک ریسکهای تقریبا منحصر بهفردی هم وجود دارد که در گزارش بعضی صنایع دیده میشود.
چالشهای زیست محیطی و کمبود برق
یکی از دغدغههای صنایع سنگین موضوع قوانین محیطزیستی است. همانطور که در گزارش ریسکهای فولاد خوزستان هم به این نکته اشاره شده و آمده که سختگیرانهتر شدن قوانین زیست محیطی میتواند یکی از ریسکها باشد.جالب اینکه کمبود برق در تابستان و گاز در زمستان هم ازجمله چالشهای مهم صنایع سنگین است که در گزارش فولاد خوزستان هم دیده میشود.
رکود و نخریدن
در بین شرکتهای خدماتی و تولیدکننده محصولات مصرفی هم دغدغه مشترک مهمی دیده میشود که تشدید رکود تورمی است. بهعنوان مثال این موضوع را میتوان در گزارش سالانه شرکت پاکشو دید. در واقع آنچه این دست شرکتها نگرانش هستند این است که افزایش قیمت محصولات که ناشی از تورم است کاری کند که مردم قدرت خریدشان را از دست بدهند و کالایی که این شرکتها تولید میکنند در فهرست کالاهایی باشد که از سبد مصرفی خط میخورند.
نگرانیهاي جالب خودروسازها
در بین صنایع مختلف اینکه خودروسازها نگران چه عواملی هستند، شاید برای خیلی از ما جالبتر بهنظر برسد. با مرور گزارش سالانه ایرانخودرو و سایپا میتوان گوشهای از این دغدغهها را مرور کرد. مثلا ریسک «عدم وجود طراحان و سازندگان معتبر در قوای محرکه و قطعات الکترونیک» یا «ریسک کاهش تولید» و مهمتر از همه «ریسک کاهش تقاضا در بازار» که این آخری میتواند در واقع ترس از وجود رقیب خارجی باشد وگرنه تا بازار به همین شکل باشد، نگرانی از افزایش عرضه بر تقاضا خندهدار بهنظر میرسد. ریسک قیمتگذاری و کیفیت هم از دیگر چالشهای خودروسازها است که در گزارش سالانهشان دیده میشود.
پارسخزر و ریسک مشتریها
همانطور که گفتیم در بین شرکتهایی که محصولات مصرفی برای مردم عادی تولید میکنند دغدغههای مشترک مربوط به مشتریها وجود دارد که در گزارش سالانه پارس خزر آنها را بهوضوح میبینیم؛ مثلا جاییکه «تغییر در الگوی خرید مشتریان، روشهای فروش و حجم تخفیفها» بهعنوان ریسکهای این شرکت دیده میشود.
قاچاق ریسک مهم تولیدکنندهها
یکی دیگر از ریسکهایی که بین شرکتهای تولیدکننده محصولات مصرفی دیده میشود و در گزارش سالانه مادیران هم روی آن تاکید شده؛ وجود کالاهای قاچاق در حجم زیاد در بازار است که در مقابل آن، احتمالا بهعنوان راهحل و البته یک فرصت برای شرکت آمده: توسعه فروش از طریق درگاه اینترنتی به دلیل افزایش تمایل به خرید غیرحضوری.
ریسک نقدینگی برای بانکها
وقتی گزارشهای سالانه بانكها را مرور میکنیم، میبینیم ریسک کمبود نقدینگی و ریسک کمبود اعتبار ازجمله مهمترین ریسکهای آنها برای فعالیت پیشرویشان است که البته غیر از این هم توقع نمیرود آنهم وقتی بدانیم که در تمام ماههای گذشته فضای بانکی ایران نوسانهای زیادی را پشتسر گذاشته و بانکها با مشکلات زیادی در زمینه ناترازی و کمبود اعتبار و نقدینگی روبهرو بودهاند و کار به تهدید و ارعاب از سوی دولت هم کشیده است.
تحریم، دلار و تصمیمهای یکشبه
نقطه مشترک بسیاری از شرکتهای بورسی در بخش ریسکها ادامهدار شدن یا تشدید تحریمها است. تحریم گویا برای شرکتهای تولیدکننده که صادرات ندارند از جهت تامین مواد اولیه دردسرهای بزرگی میسازد و برای شرکتهایی که برای تولید به مواد اولیه نیاز ندارند مثل خامفروشهای نفت و گاز و پتروشیمی هم ریسک بزرگی محسوب میشود و کاری میکند که آنها برای صادرات و نقد کردن پولهایشان مشکل داشته باشند. به این ترتیب احتمالا یا باید تخفیف بیشتری بدهند یا انتظار برای بازگشت پول را در نظر بگیرند.
نوسانهای ارزی هم دومین فصل مشترک ریسکهای صنایع بورسی است. نکته جالب این است که خیلیها میگویند بالا رفتن نرخ ارز و تورم بهنفع بورسیها تمام شده چراکه وقتی نرخ ارز افزایش پیدا میکند، صادرکنندهها درآمد بیشتری بهدست میآورند و داخلیها هم با تجدیدنظر و بازاریابی داراییهایشان اعلام افزایش سرمایه میکنند. اعلام افزایش سرمایه ارزندگی سهم آنها را بالا میبرد اما اینطور که گزارش سالانه شرکتها میگوید نوسانهای ارزی یکی از اصلیترین خطراتی است که ارزش سهام آنها را تهدید میکند.
اینطور که اغلب شرکتها نوشتهاند نوسانهای ارزی برنامهریزیهای آنها را بههم میزند و سرمایهگذاری و رفتار اقتصادیشان را نامطمئن میکند تا جاییکه حتی تصمیمهای کاملا درست و اقتصادی میتوانند به ضررشان تبدیل شود؛ مثال بارز این موضوع شرکتی است که تلاش میکند خریدهای وارداتیاش را به شکل اقساط تامین کند و با رایزنیهای زیاد موفق به این کار میشود اما وقتی نرخ ارز دوبرابر شود، این تلاش کاملا به ضرر مجموعه تمام میشود.
سومین نکته مشترک ریسکها تصمیمهای کلان سیاسی و اقتصادی است؛ موضوعی که همیشه مصداقهای زیاد و جدیدی برایش وجود دارد، نمونهاش همین تصمیم تازه دولت برای افزایش نرخ خوراک پتروشیمیها که ظرف چند روز ارزش سهام این شرکتها را تا اندازه قابلتوجهی کاهش داد. در حالیکه معمولا در کشورهایی که ثبات اقتصادی و سیاسی بیشتری دارند این تصمیمها بعد از فراز و نشیبهای بسیار و در دامنهای بسیار محدود گرفته میشود تا ریسک کمتری متوجه فعالان اقتصادی کند.



