روزنامه هفت صبح، گروه بازار|‌ کارمند بانک جزو شغل‌های شیک و باکلاس است، از آن شغل‌های کت و شلواری که پشت باجه می‌نشینند و بعد از چند ساعت پول شمردن و چند تا فیش نوشتن کارشان تمام می‌شود و به خانه می‌روند. حقوق و مزایا عالی است. وام‌های فوری و ضروری و وام خرید مسکن هم به‌راه است و هر چند ماه یک‌بار می‌توانند به مسافرت بروند و در مهمانخانه‌های بانک ساکن شوند و از سفر با هزینه پایین لذت ببرند.

اما وقتی پای صحبت خودشان بنشینید داستان کمی متفاوت است. با اینکه خودشان قبول دارند که اوضاع مالی بد نیست و حتی منکر حقوق و مزایای بانکی‌‌ها و این که خیلی راحت‌تر از مردم عادی وام کم‌بهره می‌گیرند و دغدغه پیدا کردن ضامن و وثیقه ندارند، نمی‌شوند، ‌اما برای همه این مزایا مجبور هستند روزی هشت تا ۹ ساعت کار فشرده بدون پرتی انجام بدهند و چند سال پشت‌سر هم یک کار تکراری را از صبح شروع کنند و تازه زمان تحویل دادن صندوق و حساب‌ها دغدغه کم‌آوردن موجودی و نخواندن سندها را داشته باشند و مجبور باشند از جیب خودشان تسویه کنند تا بتوانند از بانک خارج شوند.

کیوان یکی از همین کارمندهای بانک است، سال ۸۹ و از طریق آزمون ورودی به استخدام یک بانک دولتی در‌آمده و حالا بعد از ۱۲ سال کار تحصیلداری معتقد است این کار اصلا آن چیزی نبوده که تصور می‌کرده، با اینکه برای کارمند شدن درس خوانده و آزمون داده، با اینکه هر دو سال یک‌بار می‌تواند وام ضروری ۴۰‌برابر پایه حقوقش دریافت کند و با اقساط بلند‌مدت آن را به بانک برگرداند، اما معتقد است این ظاهر ایده‌آل با آن باطن سخت و پر از چالش اصلا همخوانی ندارد.

* چطوری کارمند بانک شدید؟ از طریق آزمون ورودی بانک یا پارتی و آشنا داشتید؟
هیچ آشنایی نداشتم. در یک آزمون ورودی خیلی سخت شرکت کردم و بعد از گذشتن از چند مرحله آزمون و مصاحبه استخدام شدم.

* چرا مگر چه سوال‌هایی می‌پرسند که می‌گویید آزمون ورودی خیلی سخت؟
چون شبیه کنکور است. باید درس‌های تخصصی و مسائل بانکداری را پاس کنی. وقتی در آزمون اولیه قبول می‌شوی تازه ماجرا شروع می‌شود. باید از چند مرحله مصاحبه تخصصی و پزشکی هم نمره قبولی بگیری تا بالاخره بتوانی وارد بانک شوی. یعنی مثل کنکور باید درس بخوانی. آن زمان که من شرکت کردم یک کتاب آزمون بانکداری بود که مثل کتاب‌های کنکور تستی بود، آن کتاب را خواندم و یک‌سری هم درس‌های تخصصی مثل ریاضی و…

* به کار در بانک علاقه داشتید یا فقط برای حقوق و مزایای خوبی دارد که کارمند بانک شدید؟
سال ۸۹ که در آزمون سراسری بانک شرکت کردم، واقعا به این شغل علاقه داشتم. همیشه وقتی از بیرون به این شغل نگاه می‌کردم با خودم می‌گفتم چقدر کار شیک و باکلاسی است.

* الان همان تصور قبل را دارید؟
این کار ظاهر خیلی خوبی دارد. کت و شلوار می‌پوشی و می‌نشینی پول می‌شماری و سند می‌زنی و… ولی این فقط ظاهر و ویترین کار در بانک است. وقتی از بیرون نگاه می‌کنی کار خوبی است ولی وقتی با سختی به شغل رویایی‌ات می‌رسی بعد از چند وقت می‌بینی نه خبری نیست و واقعا شغل سخت و خسته‌کننده‌ای است. کاملا برعکس آن چیزی است که فکر می‌کردید. یک سختی مدام و دنباله‌دار است.

* چرا؟
یک‌سری کارها واقعا دنباله‌دار نیستند، یک‌جوری همان روز تمام و دوباره فردا شروع می‌شود. مثلا کسانی‌که کارهای یدی انجام می‌دهند یک‌سری وظیفه دارند در روز که انجام می‌دهند و دیگر تمام می‌شود، اما کارهای ما هیچ‌وقت تمام نمی‌شود حتی اگر در ظاهر ما از پشت باجه بیرون بیایيم و به خانه برویم باز هم این کار در ذهن ما ادامه دارد. اگر یک عدد را اشتباه بزنید یا یک سند را اشتباه ثبت کنید، آخر وقت یقه خودت را می‌گیرد و باید جبران کنی. یا باید سند را درست کنیم یا نهایتا باید از جیب خودمان کسری صندوق را بپردازیم.

سخت‌ترین کار در بانک کار مالی و تحصیلداری است. چون هم با عدد سر و کار داری و مثل یک حسابدار کار می‌کنی و اینکه باید با مشتری طرف باشی. یک نفر مدام بالای سرت ایستاده و همیشه عجله دارد و همیشه طلبکار است. همه این عوامل روی اعصاب و روان آدم تاثیر می‌گذارد.

اصلا از عدد و رقم و کم آوردن که بگذریم اینکه یک نفر بالای سرت بایستد و مدام حرف بزند، برای چند ساعت شاید تحملش سخت نباشد اما وقتی این روند هر روز تکرار می‌شود و دنباله دارد کار را خیلی سخت می‌کند. در خوشبینانه‌ترین حالت مشتری که بالای سرت ایستاده یا روبه‌رویت روی صندلی نشسته با احترام و آرامش صحبت می‌کند اما واقعیتش این است که خیلی این‌طور نیست.

* چند سال طول می‌کشد که یک کارمند پشت باجه ستادی شود یا به ریاست شعبه برسد؟
واقعا درباره این موضوع نمی‌توان دقیق صحبت کرد. من نمی‌توانم بگویم بعد از مثلا ۱۰ سال یا ۱۵ سال می‌توانم ستادی شوم، چون خیلی مسائل در این موضوع تاثیر دارد. همه‌جا اگر آدم پشتوانه داشته باشد می‌تواند سریع پیشرفت کند.

* شما خودتان دوست دارید کارمند ستادی شوید؟
بله وقتی به پست بالاتر می‌روید، حقوق و مزایا خیلی بیشتر است و در دریافتی بازنشستگی هم تاثیر زیادی دارد. هیچ‌کس نیست که از ترفیع بدش بیاید. خیلی‌ها با لیاقت و استعداد به این مقام می‌رسند، بعضی‌ها هم پارتی دارند.

* سخت‌ترین قسمت کار یک کارمند بانک چیست؟
برخورد بد مشتری. چند سالی است که هجمه علیه کارمندهای بانک خیلی زیاد است مثلا در چند روز گذشته از تلویزیون و سایت‌ها و روزنامه گرفته تا فضای مجازی از وام گرفتن کارمندان بانک‌ها می‌گویند. اما مردم نمی‌دانند این آمار و ارقام متعلق به یک‌سری بانک‌هاست و همه کارمندها این شرایط را ندارند و از آن وام‌هایی که گفته می‌شود همه نصیب نبرده‌اند. البته این برخورد بد فقط مال این چند وقت نیست. از آن زمان که خاوری چند هزار میلیارد تومان اختلاس و فرار کرد ذهنیت مردم تغییر کرده.

۱۲ سال است در بانک کار می‌کنم و خودم به چشم دیده‌ام که حدود ۸۰‌درصد مشتری‌ها وقتی وارد بانک می‌شوند انگار به دزد و اختلاسگر نگاه می‌کنند. در حالی‌که این موضوع اختلاس خیلی ساده است و اصلا به کارمند پشت باجه نمی‌چسبد، چون عملا ثابت شده کارمند پشت باجه نمی‌تواند دزدی و اختلاس کند و همان روز که می‌خواهد از بانک خارج شود باید صندوق را تحویل بدهد و هر‌چه کم و کسری داشت از جیبش بگذارد و بعد از در بانک بیرون برود.

* قبل از شروع کار، آموزش و کلاسی در این زمینه یا برخورد با مشتری نداشتید؟
کلاس رفتار با مشتری که نه اصلا نداشتیم. ولی بعد از قبولی در همه آزمون‌ها و مصاحبه‌های تخصصی، یک دوره ۱۵ تا ۲۰ روزه داشتیم که اغلب درباره موضوع‌های بانکداری بود. البته به‌نظر من کلاس و آموزش تئوری هیچ فایده‌ای ندارد، باید با کار و سختی‌هایش مواجه شوید. تا پشت باجه ننشینی نمی‌دانی این کار چه شکلی است.

کار پشت باجه خیلی متفاوت است. ما هم انسان هستیم. با دغدغه و مشکلاتی که همه دارند. یک روز فرزندمان مریض بوده کم خوابیده‌ایم، یک روز خودمان مریض هستیم. یک روز ممکن است حال مادر و پدرمان باشد و… اما مشتری این چیزها را نمی‌داند و فقط می‌خواهد کارش را سریع انجام بدهد و برود. یک زمانی می‌توانی این فشارها را تحمل کنی ولی بعضی‌وقت‌ها کم می‌آوری. متاسفانه در بانک اگر یک نفر سر‌و‌صدا کند پشت‌سر او همه کسانی که منتظر نشسته‌ا‌ند، شروع می‌کنند تا آن چند نفر بانک را ترک نکنند، تنش وجود دارد و باید این وضعیت را تحمل کنی تا تمام شود.

* تا حالا شده در حساب و کتاب کردن آخر وقت، پول کم بیاورید؟
بله خیلی پیش می‌آید، حداقل در ماه دو سه بار کسری داریم.

* این‌جور وقت‌ها چه‌کار می‌کنید؟
کار خاصی که نمی‌توانیم انجام بدهیم. باید تسویه کنیم از جیب می‌گذاریم و صندوق را می‌بندیم.

* بیشترین رقمی که در این چند سال کم آوردید چقدر بوده؟
شب عید هشت سال پیش حدود ۸۵۰ هزار تومان کم آوردم. بانک خیلی شلوغ بود، هر‌چه سندها را زیر‌ورو کردم متوجه نشدم این عدد کجا گم شده. وقتی این شکلی می‌شود و سندها جور در نمی‌آید یعنی به مشتری پول اضافه داده‌ایم و او هم رفته به امید خدا و بر‌نگشته. بیشتر اوقات به‌خاطر تنوع زیاد اسکناس و چک‌پول این اتفاق می‌افتد. مثلا برای یک میلیون پول نقد که باید ده چک پول صد هزارتومانی بدهیم، ده چک پول دویست هزار تومانی می‌دهیم. بیشتر این کسری صندوق هم در روزهای شلوغ و شب عید اتفاق می‌افتد، بعضی از مشتری‌ها هم پول را می‌گیرند و می‌روند.

* یعنی تا حالا پیش نیامده مشتری که پول اضافه گرفته برگردد و پول را پس بدهد؟
خیلی کم پیش می‌آید. بعضی‌ها می‌آیند و پول اضافه را پس می‌دهند. اما یک ذهنیت بد وجود دارد که مشتری فکر می‌کند وقتی پول اضافه گرفته پول بانک است و من کارمند ضرر نمی‌کنم. تصور بعضی از مشتری‌ها این است که پول بانک است و می‌گویند از جیب بانک رفته و بر نمی‌گردانند. اما ما باید ریال به ریال صندوق را تحویل بدهیم. یک عددهای عجیب و غریب ته این اعداد می‌آید که مجبوری ته‌صندوق داشته باشی.

* بالاترین رقمی که یک کارمند بانک کم آورده چقدر بوده؟
من از بانک‌های دیگر آمار ندارم اما یکی از بچه‌های بانک خودمان حدود ۱۲ میلیون تومان در یک روز کسری داشت هر کاری کرد سندها به‌هم نخورد. سال ۹۱ این مبلغ پول زیادی بود. ولی بانک با او راه آمد و به‌صورت اقساط بلند‌مدت از حسابش کم کردند.

* وضعیت دریافتی‌ها چطور است؟ اینکه می‌گویند حقوق و مزایای کارمندهای بانک خیلی خوب است چقدر درست است؟
من رقم دقیق حقوقی که می‌گیرم را صادقانه می‌گویم تا مقایسه کنید ببینید واقعا خوب است یا نه؟ در این شعبه حقوق من تحصیلدار تا رئیس بانک بین ۱۲ تا ۱۷ میلیون تومان است. این حقوق شامل اضافه کار و همه مزایاست، یعنی عددی که در فیش حقوقی کارمندهای این شعبه نوشته می‌شود همین است.

* ولی به‌جای آن خیلی راحت وام می‌گیرید؟ این‌که واقعیت دارد؟
کلیات این است که کارمندهای بانک هر دو سال یک بار می‌توانند یک وام ضروری بگیرند.

* مبلغ این وام ضروری چقدر است؟
معمولش این است که ۴۰‌برابر حقوقی که می‌گیریم باشد. ولی چهل برابر پایه حقوق.

* خود شما آخرین بار کی وام گرفتید؟ مبلغش چقدر بود؟
پارسال وام ضروری گرفتم حدود ۱۸۰ میلیون تومان.

* وام گرفتن برای یک کارمند بانک چقدر طول می‌کشد؟
یک جریان روتین است یعنی از قبل مشخص است. مثلا من ورودی ماه پنج هستم، در ماه پنج می‌توانم وام بگیرم.

* از ستاد مشخص می‌شود؟
بله یک فایل است که هر سال نام کسانی که می‌توانند وام بگیرند در آن نوشته شده. من پارسال وام گرفته‌ام و دیگر امسال نمی‌توانم وام بگیرم. با توجه به این فایل دیگر نوبت نمی‌گیریم.

* اولین وامی که گرفتید چقدر بود؟
اولین وامم ۳۷ میلیون و آخری که همین سال پیش گرفتم ۱۸۰ میلیون تومان.

* شرایط برگرداندن پول و اقساط وام هم حتما با مردم عادی فرق می‌کند؟
بله با کارمندهای بانک راه می‌آیند و قسط‌ها ۲۰‌ساله بسته می‌شود.

* اینکه گفتید هر دو سال یک‌بار می‌توانید وام ضروری بگیرید، وقتی قسط یک وام تمام نشده باز هم می‌توانید وام بگیرید؟
بله ولی این شکلی نیست که هر بار چهل‌برابر پایه حقوق را بپردازند. اگر وام دیگری بخواهیم مابه‌التفاوت پایه حقوق را حساب می‌کنند و یک رقم مشخصی را وام می‌دهند.

* ضامن و وثیقه که نیاز ندارید؟
نه از ما وثیقه نمی‌گیرند ولی باید دو تا ضامن کارمند همکار داشته باشیم که پای فرم‌ها را امضا کنند. البته سند منزلی که داریم با وام مسکن می‌خریم، در رهن بانک است.

* پس وام مسکن هم گرفته‌اید؟ تا حالا چند بار وام مسکن گرفتید؟
وام مسکن را فقط یک بار پرداخت می‌کنند. من وام مسکن ۶۰ میلیون تومانی گرفتم ولی امسال وام مسکن ۵۰۰ میلیون تومان است، ‌البته این پول برای پول پیش‌کم است چه برسد به اینکه بخواهیم با آن خانه بخریم.

* شما توانستید با آن وام مسکن ۶۰ میلیون تومانی خانه بخرید؟
سال ۹۳ وام مسکن ۶۰ میلیون تومانی گرفتم. اما ۶۰ میلیون تومان گذاشتم روی آن پول و با ۱۲۰ میلیون تومان یک واحد در طبقه چهارم بدون آسانسور در یک محله متوسط رو به پایین خریدم. تا یک حدودی درست است می‌توان گفت که با وام مسکنی که از بانک گرفتم خانه خریدم اما خیلی‌ها با ۶۰ میلیون تومان نتوانستند در آن سال خانه بخرند.

* سخت‌ترین روز کاری در هفته و ماه و سال برای کارمندهای بانک به خصوص کارمندهای پشت باجه چه روزهایی است؟
در هفته اغلب پنجشنبه‌ها چون بیشتر کارمندها تعطیل هستند و همه کارهایشان را در این روز انجام می‌دهند. در ماه هم یک روزهایی داریم که به روزهای سررسید معروف است. یکم، دهم، بیستم و سی‌ام هر ماه روز سر‌رسید است. البته پنجم، پانزدهم و بیست‌و‌پنجم هم شلوغ است، اما روزهای سررسید شلوغ‌ترین روزهای کاری بانک است. بیشتر کاسب‌ها هر 10 روز یک‌بار چک می‌دهند به همین دلیل این روزها کار خیلی بیشتر است.

شلوغ‌ترین و سخت‌ترین روزهای سال نیز در نیمه دوم اسفند‌ماه است تا روزهای اول سال جدید. بدترین روزهای کاری هم همان روزهای آخر سال است. همه کارهایشان را می‌اندازند برای چند روز آخر و فکر می‌کنند آخر سال، آخر دنیاست و همه کارهای عقب‌مانده را در این چند روز انجام می‌دهند. از طرف دیگر پایان سال مالی شرکت‌ها و تولیدی‌ها و کسب‌و‌کارها هم هست و پرداخت حقوق و عیدی و… همه‌چیز دست به‌دست هم می‌دهد تا شلوغ‌ترین روزها و سخت‌ترین ساعات را تجربه کنیم.

* ساعت کاری در این روزها بیشتر می‌شود؟
بله بیشتر می‌شود ولی این زیاد شدن ساعت کاری فقط مربوط به روزهای پایان سال نیست. ساعت کاری یک چیز تعریف شده است مثلا پشت در بانک می‌زنند از ساعت هفت صبح تا دو و نیم بعد از ظهر، ولی خیلی روزها تازه ساعت چهار کار ما تمام می‌شود و از بانک خارج می‌شویم. چون باید حساب‌ها را یکی کنیم، سندها باید جور باشد و رقم صندوق باید با موجودی بخواند. کارمند بانک واقعا زمان پرتی ندارد. یعنی از همان لحظه که شروع می‌کند تا یکی دو ساعت بعد از پایان ساعت کاری باید کارهایش را انجام بدهد،‌ یعنی آنقدر کار داریم که اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم استراحت کنیم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.