روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| حتی اگر از جمله میلیون‌ها نفری نباشید که برای نجات دادن پس‌اندازتان آن را تبدیل به یکی از کالاهای سرمایه‌ای مانند دلار، سکه، سهام و… کرده‌اند باز هم خبر ریزش نسبتا سنگین دلار در روزهای اخیر حتما به گوشتان خورده است. احتمالا اولین و اصلی‌ترین سوالی که به ذهن هر کسی می‌رسد این است که ریزش تا کجا ادامه پیدا می‌کند و تکلیف بقیه بازارها چه خواهد شد؟ آیا بورس هم همراه با دلار پایین خواهد رفت؟ جواب‌های متفاوتی برای این سوال وجود دارد.

اگرچه ریزش اصلی دلار بعد از انتشار سخنان رهبری درباره بلامانع بودن توافق در صورت حفظ زیرساخت‌های هسته‌ای رخ داد اما با سیگنال‌هایی که از چند روز قبل به بازار داده می‌شد روند کاهش نرخ‌ها شروع شده بود و تمام بازارهای سرمایه‌ای یعنی سکه، طلا، مسکن و خودرو نرخ‌های اسمی پایین‌تری به خود دیدند. حالا چرا نرخ اسمی؟

چون اهالی بازار می‌گویند که غیر از معامله‌های ضروری بقیه معامله‌ها فعلا فریز شده و بازار در رکود سنگین فرو رفته است. در این بین اما ریزش دلار از آنجا که به نوعی اهرم بقیه بازارهاست بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفت. دلار یکشنبه شب تا کمترین سطح کانال ۴۷هزار تومان پایین آمد و نرخ دلار فردایی زیر ۴۷هزار تومان اعلام شد البته دیروز کانال ۴۸هزار تومان را پس گرفت.

اما خیلی‌ها می‌گویند بازار فعلا کاهشی خواهد بود مگر اینکه چندین روز بگذرد و خبر تازه‌ای نیاید در این صورت کسانی که به هر حال نیاز به دلار دارند به بازار فشار می‌آورند و وقتی با مقاومت فروشنده‌ها مواجه شوند دلار دوباره بالا خواهد کشید اما اگر خبرهای خوب ادامه پیدا کنند دلار چقدر پایین خواهد آمد؟ اصلا کف قیمتی که می‌توانیم در رویاهایمان برای دلار تصور کنیم چقدر است؟ اگر این کف رویایی محقق شود تکلیف بقیه بازارها مخصوصا سهام چه خواهد شد؟

برای جواب دادن به این سوال معیارهایی وجود دارد. در واقع تکنیک‌هایی وجود دارد که به ما می‌گوید قیمت واقعی دلار نسبت به ریال که به نرخ تعادلی دلار شناخته می‌شود چقدر است؟ ممکن است بپرسید اصلا نرخ واقعی یعنی چه و چه تفاوتی با نرخ آزاد دلار یا دلاری که دولت قیمت‌گذاری می‌کند دارد. نرخ تعادلی یا نرخ واقعی دلار در واقع نرخی است که فقط با فاکتورهای اقتصادی و برابری قدرت خرید بر اساس سال پایه به دست می‌آید.

در حال حاضر مرسوم‌ترین روش برای محاسبه نرخ تعادلی دلار و به دست آوردن قیمت آن از منظر فقط و فقط اقتصادی بدون دخالت تمام فاکتورهای غیراقتصادی همین محاسبه برابری قدرت خرید است. ماجرای قدرت خرید هم این است که نرخ دلار در یک‌سال خاص به عنوان سال مبدا در نظر گرفته می‌شود بعد تورم داخلی کشور و تورم خود دلار در آن ضرب می‌شود و عدد حاصل شده می‌تواند نرخ واقعی دلار در حال حاضر باشد.

اما این سال مبدا بر چه اساس انتخاب می‌شود؟ بستگی دارد که هدف محاسبه‌کننده‌ها چه باشد مثلا اگر کسی بخواهد نرخ واقعی دلار را بر اساس سال ۵۷ محاسبه کند و بگوید که اگر همه چیز مانند آن سال می‌شد الان نرخ دلار چقدر بود باید سال مبدا را سال ۵۷ در نظر بگیرید اما از آنجا که مثلا نسبت به سال ۵۷ صدها فاکتور تغییر کرده است، مبنا قرار دادن سال ۵۷ اصلا همین ۲۰سال پیش به درد تولید محتواهای اینستاگرامی برای دریافت آه و افسوس و لایک می‌خورد و کاربرد دیگری ندارد.

ما اگر بخواهیم واقع بین باشیم و تاثیر توافق‌هایی شبیه برجام را لحاظ کنیم باید سال ۹۶ را به عنوان سال پایه انتخاب کنیم. در این صورت به عددی نزدیک به ۳۰هزار تومان می‌رسیم، به طور دقیق‌تر ۲۹هزار و ۴۴۰ تومان. بنابراین شاید بتوانیم بگوییم در رویایی‌ترین حالت، یعنی وضعیتی که تمام عوامل غیراقتصادی مانند تحریم معاملات بانکی، بلوکه شدن ارزها، محدودیت فروش نفت و… برطرف شدن نرخ دلار به نزدیک ۳۰ هزار تومان خواهد رسید.

سوال بعدی این است که تکلیف بقیه بازارها چه خواهد شد؟ جواب این است که همه چیز به این بستگی دارد که هر کدام از کالاهای این بازارها با چه نرخ دلاری قیمت خورده باشند. در واقع حباب قیمت آنها چقدر باشد. دلیل تفاوت این حباب هم این است که عوامل مختلف غیراقتصادی یعنی همان تحریم، انتظارات تورمی و… تاثیرات متفاوتی روی بازارهای مختلف می‌گذارند و تاثیرشان روی همه آنها یکسان نیست.

مثلا بیشترین تاثیر از عوامل غیراقتصادی را خودروهای وارداتی گرفته‌اند تا جایی که در حال حاضر آنها با دلار ۱۷۰هزار تومانی معامله می‌شوند چراکه خودروهای وارداتی علاوه بر نرخ دلار و تحریم و… متاثر از عوامل غیراقتصادی دیگر مانند ممنوعیت واردات و گمرک بسیار بالا هستند. بنابراین اگر مهم‌ترین بهانه برای کم کردن محدودیت‌های واردات خودروی خارجی و کم کردن عوارض واردات آن یعنی کمبود ارز برطرف شود بازار خودروی وارداتی کاهش عجیب و غریبی خواهد داشت.

این در حالی است که خودروهای داخلی با دلار ۶۳ هزار تومان معامله می‌شوند و اگرچه در صورت ترکیدن حباب افت زیادی خواهند داشت اما افت قیمتشان به اندازه خودروهای وارداتی نخواهد بود.رتبه بعدی برای کاهش بسیار زیاد نرخ در صورت ترکیدن حباب بازارها به ربع سکه تعلق می‌گیرد. کالایی که در حال حاضر با دلار ۸۹ هزار تومانی معامله می‌شود. در حالی که سکه تمام با دلار ۶۱هزارتومانی قیمت می‌خورد که خودش هم نسبت به دلار ۴۷هزارتومانی رقم بالایی را نشان می‌دهد.

دلیلش هم این است که پول‌های خردتر که توان تبدیل شدن به سکه تمام را ندارند در بازار ربع سکه جمع می‌شوند و به همین دلیل با بالا رفتن تقاضا حباب بیشتری دور ربع سکه شکل می‌گیرد. حالا تصور کنید که تمام عوامل غیراقتصادی مانند همین تقاضای سرمایه‌ای، انتظارات تورمی و… از بین برود و ربع سکه بخواهد با دلار ۳۰هزار تومانی معامله شود، می‌توانید تصور کنید که چه افتی در انتظار این بازار خواهد بود؟

البته بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که چون طلا و سکه در هر شرایطی ارزش سرمایه‌ای خودشان را حفظ می‌کنند همیشه بالاتر از نرخ اصلی دلار معامله خواهند شد اما به هر حال در صورت تحقق رویای دلار ۳۰ هزار تومانی سکه و ربع سکه یکی از سنگین‌ترین ریزش‌ها را خواهند داشت.

مسکن هم اگرچه آمار دقیقی از آن در دسترس نیست اما به طور میانگین می‌بینیم که مسکن مناطق مرکزی تهران با دلار نزدیک به ۶۰ هزارتومانی معامله می‌شود که می‌تواند در صورت ترکیدن حباب به سرنوشت تمام سکه دچار شود با این تفاوت که نقدپذیری مسکن بسیار کندتر است و ارزش سرمایه‌ای ذاتی بسیار کمتری هم دارد پس شانسی که برای سکه وجود دارد برای مسکن وجود نخواهد داشت.

جالب‌ترین نکته را گذاشتیم برای آخر گزارش جایی که پای بازار سرمایه یا همان بورس به میان می‌آید. وقتی نرخ شاخص کل را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که به دلایل بسیار از جمله جو روانی بعد از ریزش سنگین سال۹۹، این شاخص در حال حاضر با دلار ۳۶هزار تومانی قیمت خورده یعنی از دلار ۴۷هزارتومانی آزاد حال حاضر هم کمتر پس اگر عوامل غیراقتصادی همگی کنار بروند احتمالا بازار سرمایه رشد خواهد کرد.

اگرچه بسیاری معتقدند شوک اولیه بازارها در بدو ریزش‌های سنگین می‌تواند دامن بازار سرمایه را هم بگیرد چراکه در چنین شرایطی مردم برای تبدیل سرمایه‌ها به پول نقد عجله خواهند کرد اما بعد از عبور از شوک احتمالا اوضاع متفاوت خواهد بود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.