روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت مالی یا همان نمایشگاه بورس بانک و بیمه دیروز بعد از چهار روز فعالیت به کارش خاتمه داد. قاعدتا این خبر باید یک خبر چند خطی در صفحه‌ای تخصصی باشد اما اتفاقاتی که طی سال‌های اخیر در بازار سهام افتاد در کنار باز شدن پای مردم عادی به بازارهای مختلف مثل طلا و سکه و دلار کاری کرده که جای خبرهای مربوط به این بازارها نه در صفحه‌های تخصصی که در رسانه‌های عمومی باشد و از جمله پربازدیدترین خبرها قرار بگیرد. از قضا نمایشگاه امسال آنقدر حاشیه داشته که اسمش در شبکه‌های اجتماعی هم سر زبان‌ها افتاده است.

ظهور بادیگاردها!
مهم‌ترین حاشیه نمایشگاه بورس و بانک و بیمه حضور مردهای کت‌وشلوار پوش بزرگ جثه بود که حواسشان کاملا جمع بود تا کسی به بعضی مردهای شیک‌پوش لبخند به لب، چپ نگاه نکند. ممکن است فکر کنید این مردهای شیک‌پوش لابد مدیران عامل شرکت‌های بزرگ و ابر هلدینگ‌های ثروتمند هستند که هر لحظه خطر به گروگان گرفته شدن در کمینشان است .

اما این‌طور نیست و در واقع بالاترین سطح مراقبت در حد داشتن دو یا سه بادیگارد ورزیده برای کسانی بود که یک‌جورهایی کارشناس بازار سرمایه هستند. حضور بادیگاردهایی که حتی برای انداختن یک عکس یادگاری هم کارشناس مربوطه را تنها نمی‌گذاشتند آنقدر به چشم آمد که یک صف آرایی کامل در شبکه‌های اجتماعی راه انداخت بین آنهایی که داشتن بادیگارد را تمام و کمال یک اطوار می‌دانستند و گروهی که حضور این بادیگاردها را ضروری می‌دیدند.

اول از دلیل گروهی که فکر می‌کردند بادیگاردها لازم هستند شروع می‌کنیم. گروهی که در اقلیت مطلق می‌بودند، می‌گفتند از آنجا که این کارشناس‌ها چهره‌های معروفی در شبکه‌های اجتماعی هستند و همه می‌دانند که دسترسی زیادی به پرتفوی‌های میلیاردی دارند و چون پول خیلی از مردم به عنوان سرمایه‌گذاری دست آنهاست باید مراقب خودشان باشند.

گروه دوم که بادیگارد داشتن را در دسته رفتارهای ادایی این چهره‌ها قرار می‌دادند می‌گفتند که دقیقا این کارشناسان با نشان دادن بادیگارد و پوشیدن لباس‌های بسیار گران‌قیمت و گرفتن ژست‌های مکش مرگ ما، به دنبال جا انداختن همین هستند که وضعمان خیلی خوب است و چون پرتفوی‌های میلیاردی داریم آدم‌های مهم و در خطری هستیم. البته دلیل حمله‌ها به این چهره‌های معروف یک چیز دیگر هم هست و آن سابقه فعالیتشان در همین دو سه سال گذشته است که باعث شده مخصوصا بعد از ریزش سنگین بازار سهام در سال 99 سیبل حمله‌های زیادی شوند و معروف باشند به پکیج فروش.

در واقع پکیج فروش که تبدیل به یک نوع طعنه در بین فعالان بازار سرمایه شده به کسانی گفته می‌شود که در کوران رونق بازار سرمایه شروع کردند به فروش انواع پکیج‌های آموزشی با این هدف که خریدار بعد از خریدن این پکیج‌ها و یادگیری مفاهیمی که در آنها آمده در بازار سرمایه موفق شوند و خریدها و نوسان‌گیری‌های موفقی انجام بدهند.

نکته مهم اینکه قیمت این پکیج‌ها که هنوز هم فروخته می‌شوند آنقدر بالاست که صدای خیلی از کسانی که دقیقا از محتوای این پکیج‌ها و اثرگذاری‌شان خبر دارند در می‌آورد و به بدنامی این گروه اضافه می‌کند. مثلا تصور کنید یکی از کسانی که ادعای تخصص در بازار سرمایه دارد و اتفاقا با دو بادیگارد در نمایشگاه حاضر بود پکیجی 11میلیونی ارائه می‌کند شامل 5 ویدئو که مبانی فاندامنتال که به گواه خیلی از فعالان دیگر، مجموعه‌ای است از محتواهایی که به‌راحتی در یوتیوب در دسترس است اما در یک پکیج جذاب.

کسانی که به این گروه از کارشناسان به اصطلاح پکیج فروش حمله می‌کنند اگر بخواهند سطح توهین را بالاتر ببرند از اصطلاح سیگنال فروش هم استفاده می‌کنند. اگر معنی عبارت سیگنال دادن را نمی‌دانید، اینکه شما حرف‌هایی بزنید که به معنی رشد یا ریزش یک یا چند سهم باشد یعنی دارید در مورد آن سهم به مخاطبان سیگنال می‌دهید.

در روزهای اوج بازار سرمایه در سال 98 و ابتدای 99 خیلی‌ها با دلیل و حتی در مقاطعی بدون هیچ دلیلی اعلام می‌کردند که فلان سهم را بخرید یا فلان سهم را بفروشید در حالی که بسیاری از این توصیه‌ها مبتنی بر منفعت شخصی همین افراد و نزدیکانشان بود به این صورت که اگر عده زیادی سهم را می‌خریدند و برای آن صف فروش درست می‌شد قیمتش پایین می‌آمد و خود این افراد آن سهم را می‌خریدند و کمی بعد در تعادل می‌فروختند یا عکس همین ماجرا هم وجود داشت به این صورت که دستور فروش برای یک سهم صادر می‌کردند که صف فروش درست شود و قیمت بالا برود چون خودشان می‌خواستند این سهم را در قله قیمتی بفروشند. به این ترتیب چهره‌های معروف به پکیج‌فروش و سیگنال فروش از پررنگ‌ترین حاشیه‌های نمایشگاه امسال بود.

شنونده‌های پر شور
یکی دیگر از حاشیه‌های نمایشگاه پانزدهم بورس و بیمه بازار داغ سخنرانی‌های آموزشی بود تا جایی که بسیاری از غرفه‌ها از چهره‌های اقتصادی برای سخنرانی و نشست دعوت می‌کردند و استقبال آنقدر از این سخنرانی‌ها زیاد بود که پای میز سخنران جای سوزن انداختن نبود.

تیپ و مدل مخاطبان این سخنرانی‌ها هم جالب بود. کسانی که اکثریت حاضران در این نمایشگاه را تشکیل می‌دادند، جوان‌هایی نه چندان سن و سال‌دار با تیپ‌هایی ساده و مرتب با کیف و کاغذی در دست برای یادداشت‌برداری و نوشتن نکته‌هایی که اساتید سرمایه‌گذاری می‌گفتند و باید مو به مو به خاطر سپرده شوند. به اعتقاد بسیاری همه اینها می‌تواند نشانه این باشد که بازار سرمایه هنوز امیدواری‌های زیادی دارد و خیلی از فعالان بازار به رونق دوباره بازار امیدوار هستند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.