روزنامه هفت صبح| محمود نجفیعرب، دیروز توانست در یک انتخابات بدون رقیب، با رای 32 عضو اتاق تهران، رئیس مهمترین نهاد صنفی بازرگانان پایتخت در چهار سال آینده شود. در این انتخابات مهدی صادقی نیارکی و شهاب جوانمردی بهعنوان نوابرئیس، عباس آرگون به سمت خزانهدار و فرزین فردیس بهعنوان منشی هیات رئیسه برگزیده شدند. اما رئیس جدید اتاق بازرگانی تهران کیست؟ محمود نجفیعرب متولد سال 1330 در پاکدشت است. سال 1352 در رشته داروسازی دانشگاه تبریز پذیرفته شد.
در سال 1358 در همدان صاحب یک داروخانه شد. بعد از آن دستیار مدیر گروه دارویی در سازمان صنایع ملی ایران شد. یعنی همان سازمانی که متصدی رتق و فتق امور شرکتهای مصادره شده بود. از زبان خود نجفیعرب بخوانید: «قبل از انقلاب ۱۷ شرکت بینالمللی دارویی در ایران فعالیت میکرد که همه هم تحت مالکیت خودشان اداره میشدند.
اینها همگی بعد از انقلاب، تکانده و زیرمجموعه صنایع ملی شدند. اسفند ۱۳۵۹ مدیرعامل شرکت الحاوی- پارک دیویس سابق -دکتر روشنضمیر بود. او بهعلت مشکلات شخصی از سمتش استعفا داد. اینجا بود که دکتر لولابر با اصرار و تاکید، و بدون هیچگونه تجربهای من را جایگزین ایشان کرد و بهعنوان مدیرعامل به این شرکت رفتم و از اینجا بود که در یک مسیر مشخص کارم را آغاز کردم. راستش! من هیچ تجربه مدیریتی و کار در کارخانه داروسازی را نداشتم.
اولین روزی که یک کارخانه داروسازی را دیدم با حکم مدیرعاملی الحاوی بود. سخت بود ولی با جسارت و خودباوری و خودساختگی و ۱۸ ساعت کار در شبانهروز، کمکم همه چیز را یاد گرفتم و توانستم محیط را اندک اندک آرام و سر پا کنم و تا خرداد ۱۳۶۰ هم مدیرعامل الحاوی بودم. وقتی که مدیرعامل لابراتوارهای رازک، فایزر سابق، آقای وکیلیتبار در خرداد ۱۳۶۰ به خارج از کشور رفت، من برای مدیریت آنجا منصوب شدم.»
او بعد از آن مدیر گروه داروی سازمان صنایع ملی شد و آنطور که خود گفته در دوره او چهار شرکت امین، فارابی، شهیدقاضی و زهراوی تاسیس شدند. در سال 1373 وارد داروپخش شد و بعد از آن مدیر هلدینگ دارویی تیپیکو شد و از سال 1384 تا 1389 هم تنها کار غیردارویی خود یعنی مدیرعاملی صنایع شیر ایران را قبول کرد. او از نظر سیاسی به سمت راست سیاست ایران تعلق دارد و خود گفته است:
«من درخصوص گرایش سیاسی خودم ابایی نداشتم و در انتخابات سال ۱۳۷۶ هم در ستاد ناطقنوری (همراه با دکتر صدر) فعالیت میکردم. بنابراین پس از انتخابات و پیروزی جبهه دوم خرداد، مدیرانی که از جهت تفکر سیاسی همفکر نبودند بهشدت آسیب دیدند و از صحنه کنار گذاشته شدند. آقای صدر، رئیس سازمان نظام پزشکی بود و من هم دبیر بودم.
دکتر فرهادی در رایگیری برای انتخاب رئیس سازمان شرکت کرد و انتظار داشت که ما به او رای بدهیم، ولی ما این کار را نکردیم و با دکتر صدر بودیم. پس از انتخابات ریاستجمهوری، دکتر فرهادی، وزیر بهداشت شد و از طرف اطرافیانش خیلی فشار آوردند که من را از مدیرعاملی داروپخش عزل کنند و هر بار به بهانههای مختلف به کارخانه و شرکت میآمدند و هزینهها را چک کردند ولی چیزی پیدا نکردند و اما نهایتاً سازمان تامین اجتماعی خیلی زود به این نتیجه رسید که من سالم و کاربلد هستم و از من حمایت شد.»



