روزنامه هفت صبح| اواسط فروردین که جسته و گریخته خبرهایی از نارضایتی پزشکان در مورد ناکافی بودن افزایش تعرفههای پزشکی منتشر شد، صدای اعتراضات اعضای این صنف هم بلند شد. هرسال تعرفههای پزشکی توسط شورایعالی بیمه سلامت تصویب میشود که اعضای آن شامل رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر بهداشت، وزیر اقتصاد،وزیر کار، رئیس سازمان بیمه سلامت، مدیرعامل سازمان بیمه نیروهای مسلح،رئیس سازمان نظام پزشکی، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، رئیس کمیته امداد و ناظرین شورایعالی بیمه سلامتند.
سازمان نظام پزشکی هرسال نظر مشورتی خود درباره تعرفهها را به این شورا اعلام میکند اما در نهایت این هیات وزیران است که تعرفه پیشنهادی سال جدید را تصویب و اعلام میکند و عمل کردن به این تعرفههای جدید برای همه اجباری است. ماجرای کشمکش میان سازمان نظام پزشکی، دولت و بیمهها از همینجا آغاز میشود و در دو جبهه مخالف قرار میگیرند: یک سمت سازمان نظام پزشکی به عنوان صنف و حامی پزشکان و سمت دیگر دولت و بیمهها قرار دارند که اگر تعرفهها افزایش پیدا کند، باید هزینه بیشتری برای سلامت مردم بپردازند.
پزشکان میگویند تعرفههایی که هر سال دولت تصویب میکند برای تامین معیشت آنها کافی نیست و اعضای این صنف را به سمت خروج از این حرفه، مهاجرت یا مشاغلی میبرد که بتوانند هزینه خود را با آن تامین کنند. مثال آن افزایش کلینیکهای زیبایی است که پزشکان عمومی زیادی در آنها فعالیت میکنند و دهها برابر از مطبهای دولتی و خصوصی درآمد دارند. دولت و بیمهها هم همیشه مخالف تعرفههای پیشنهادی سازمان نظام پزشکیاند چون بار مالی زیادی برایشان ایجاد میکند. یعنی دولت باید سهم کمک خود به بیمهها را افزایش دهد و بیمهها هم هزینه بیشتری بپردازند.
امسال تعرفههای پزشکی که از سمت دولت اعلام شد 25 درصد بود، اما درخواست سازمان نظام پزشکی حداقل 40 درصد بود که با آن مخالفت شد. با توجه به این اختلافات 57 انجمن علمی و پزشکی در نامهای اعلام کردند که از 16 اردیبهشت تعرفه موردنظر خودشان - یعنی همین 40 درصد- را اعلام میکنند. این اقدام قاعدتا نه از سوی سازمان نظام پزشکی مورد تایید قرار میگیرد و نه دولت چون طبق قانون همه پزشکان باید از تعرفههای مصوب پیروی کنند. از طرف دیگر اگر پزشکان با این تعرفههای موردنظر پزشکان طبابت کنند، هزینه درمان مردم افزایش چشمگیری پیدا میکند چون بیمهها آن را پوشش نمیدهند.
استدلال پزشکان چیست؟
استدلال پزشکان موافق افزایش تعرفه 40 درصدی این بود که مهاجرت پزشکان جوان و اعضای هیات علمی رو به افزایش است، فشار مالی و دشواری زیادی روی کادر درمان بیمارستانهای آموزشی، دولتی و خصوصی وجود دارد و تعرفه 25 درصدی مصوب دولت به تهدیدات فعلی دامن میزنند.
یکی از دلایل آنها برای سرپیچی از اجرا نکردن مصوبه دولت این است که صدور و تمدید پروانه طبابت پزشکان مشروط به بستن قرارداد اجباری با سازمانهای بیمهگر است، ولی از نگاه آنها چون این بیمهها سابقهای طولانی در بدعهدی درباره پرداخت به پزشکان و بیمارستانها دارند. مخالفان تعرفههای پزشکی مصوب دولت میگویند که این تعرفهها غیرواقعی است و دوباره زیرمیزی گرفتن را باب کرده و نرخ آن فراتر از تصور است. اگر دولت تعرفه 25درصدی را برای سال جدید در نظر گرفته، یعنی حاضر نبوده است که سهم خود را برای حمایت از بیمهها و بهدنبال آن افزایش تعرفهها افزایش دهد.
تفاوت چقدر است؟
در واقع صروت مسئله کلی این گونه است که نظام پزشکی با توجه به خواستههای انجمنهای پزشکان با افزایش تعرفه 40 درصد موافق است اما به عنوان عضو شورای بیمه سلامت نتوانست این خواسته را به دیگر اعضا بقبولاند و رای به افزایش 25 درصدی شد که بر اساس ابلاغیه هیات وزیران مصوب 29 فروردین 1402 در بخش خصوصی ویزیت پزشکان عمومی 90 هزار تومان، ویزیت پزشک متخصص 135 هزار تومان، ویزیت پزشک فوقتخصص 172 هزار تومان، ویزیت متخصص روانپزشکی 179 هزار تومان
ویزیت فوق تخصص روانپزشکی 204 هزار تومان، نرخ ویزیت کارشناسان ارشد پروانهدار در رشتههای پیراپزشکی 73 هزار تومان و ویزیت کارشناسان این رشتهها 63 هزار تومان تعیین شد. تفاوت میان آنچه دولت به عنوان تعرفههای پزشکی سال 1402 تصویب کرده با رقمی که پزشکان میخواهند برخی مواقع بسیار زیاد است.
از این بدتر این که در خلا قانونی این ماجرا انجمنهای پزشکی رقمهای بسیار سنگینی را به شکل منسجم اعمال کردهاند که حتی از آن 40 درصد ادعایی هم فراتر رفته است. در واقع سازمان نظام پزشکی را رودرروی یک عمل انجام شده قرار دادهاند. مثلا در ابلاغیه هیات وزیران برای تعرفه ویزیت پزشکان عمومی بخش خصوصی 90 هزار تومان تصویب شده است، اما تعرفه موردنظر انجمنهای صنفی پزشکی حداقل 240 هزار تومان است!
پای بیمهها در میان است
صنف پزشکان اعتقاد دارد که افزایش ناکافی تعرفههای پزشکی به ضرر مردم است چون دولت باید ۷۰درصد تعرفه پزشکان را پرداخت کند و فقط ۲۰درصد تعرفهها را مردم بپردازند، اما این مردم هستند که ۷۰ تا ۸۰درصد ویزیت را پرداخت میکنند و دولت فقط ۲۰درصد آن را پرداخت میکند بنابراین جامعه پزشکی مجبور میشود از جیب خودش کمک کند تا کمکاری دولت جبران شود، مردم هم مجبور میشوند پول درمان را از جیب خودشان بدهند و ضرر کنند.
گاهی برخی از بیماران در مراحل اولیه بیماری بهدلیل هزینههای بالا به پزشک مراجعه نمیکنند و در مرحلهای که بیماری به اوج رسیده برای دریافت خدمات پزشکی اقدام میکنند. چرا بحران همیشگی تعرفهها به پایان نمیرسد؟ به نظر میرسد همهچیز به بیمهها برمیگردد. رضا لاریپور سخنگوی سازمان نظام پزشکی به هفت صبح میگوید: « با توجه به اینکه تعرفهگذاری خدمات صنف پزشکی از دست آنها خارج و در اختیار هیات دولت قرار گرفته، تعرفههای مصوب مورد قبول آنها قرار نمیگیرد و راههای متعددی برای فرار از قانون پیدا میکنند.
بیمهها باید هزینههای سلامت را بپردازند، اما با وجود اینکه پول خود را مستقیم از بیمهگذار دریافت میکنند، نسبت به هزینهکرد عملکرد شفافی ندارند و پرداخت درستی هم ندارند. علاوه بر آن بهدنبال منابع مولد هم نمیروند. هر فردی خارج از تعرفه مصوب دریافت کند تعزیرات و اداره نظارت بر درمان دانشگاههای علوم پزشکی در موردش تصمیم میگیرند.
اگر تعرفهها نادرست و نامتناسب باشد، یا مطبها تعطیل میشوند، یا درمانگاهها و کلینیکها به سمت ورشکستگی میروند یا کارهای زیرزمینی و غیرقانونی و دریافت غیرمتعارف و تقاضای القایی بیشتر میشود که در نهایت به ضرر مردم است. هرچه تعداد مطبها کمتر شود، دسترسی مردم هم به پزشک کمتر میشود. امروز کرایه مطب در تهران، هزینه جاری و مالیات را در نظر بگیرید. نمیشود تعرفههای پزشکی در شهری مانند جاسک با تهران یکسان باشد.
امروز دارو و تجهیزات پزشکی گران به مردم داده میشود، اما فقط این سهم پزشکان است که افزایش پیدا نمیکند. در شهر تهران به سختی میتوان یک متخصص گوش و حلق و بینی پیدا کرد که عمل حنجره و لوزه انجام دهد چون تعرفههای بسیار پایینی دارند و برای پزشک بهصرفه نیست. در نتیجه مردم مستاصل و سرگردان میشوند و پزشک هم مسیر دیگری را برای درآمد انتخاب میکند که یا خروج از حرفه طبابت است یا انجام کارهای دیگر است.
با افزایش ظرفیت پزشکان به هیچعنوان دسترسی به طبابت باکیفیت نخواهید داشت چون هرچه به این مسیر اضافه شود، از گردونه خارج خواهد شد.» این نمونه تفاوت ویزیت متخصص بین تعرفه دولت و نظر خود پزشکان است: «تعرفه ویزیت متخصص گوش و حلق و بینی در بیمارستان دی تهران 250 هزار تومان است، در حالی که طبق مصوبه دولت باید ۱۳۵هزار تومان باشد.»
سهم پزشک از صورتحساب بیمارستان چقدر است؟
طبق قانون بیمهها موظفند قیمت واقعی تمامشده خدمات را بهدست بیاورند و 70درصد آن را تامین کنند. بعضی از بیمههای مکمل هم باید مابقی آن را بپردازند؛ این یعنی حداکثر سهم مردم از پرداخت هزینههای درمان باید 10 تا 15درصد باشد. برای مثال اگر هزینه یک عمل جراحی یک میلیون تومان باشد، سهم بیمار حداکثر 150 هزار تومان در نظر گرفته میشود. در حال حاضر بیمار همین 150 هزار تومان را میپردازد، اما فقط هفت تا 10درصد یک صورتحساب بیمارستانی در بخش خصوصی و دولتی به پزشک میرسد. در واقع بیش از 50درصد صورتحساب بیمارستانی مربوط به تجهیزات پزشکی، دارو، لوازم مصرفی و… است.



