روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| زمزمه افزایش نرخ سود بانکی حالا بلندتر از همیشه شنیده می‌شود. با وجود اینکه شورای پول و اعتبار دوباره همان نرخ 18‌درصد را به‌عنوان نرخ سود بانکی اعلام کرده اما بانک‌ها مجاز به پرداخت سود تا ۲۰‌درصد شده‌اند و با چراغ سبز بانک مرکزی همه در انتظار فشار بیشتر برای مجوز افزایش تا 23‌درصد هستند؛

اگرچه همین حالا هم بعضی از بانک‌ها با اعلام سود ‌درصدی به بعضی از سپرده‌گذاران سعی می‌کنند گوی سبقت را از بقیه بانک‌ها بدزدند. بنابراین دیر یا زود نرخ سود 18‌درصد به خاطره تبدیل می‌شود و این خاطره احتمالا تا وقتی که شعله تورم پایین نکشد و همان پایین تثبیت نشود، تجدید نخواهد شد اما همه اینها برای ما به‌عنوان مردم عادی چه اهمیتی دارد و فعالان بازارهای مختلف چه پیامی از این تصمیم می‌گیرند؟

اینجا یا آنجا؟
قبل از باز کردن موضوع در مورد ایران بد نیست یادمان بیاید که چطور به اعتقاد خیلی‌ها افزایش نرخ بهره توانست روسیه را از بیشتر فرو رفتن به دهان تورم سنگین بعد از بحران‌های ناشی از حمله به اوکراین و تحریم‌های جهانی نجات بدهد. به این صورت که به محض دیده شدن نشانه‌های تورم سنگین، بانک مرکزی روسیه نرخ بهره را بالا برد تا با این کار به مردم نشان بدهد که لازم نیست پول‌های‌شان را از بانک‌ها بیرون بکشند و در بازارهای دیگر سرمایه‌گذاری کنند و به این صورت قیمت کالاهای سرمایه‌ای و بعد کالاهای معمولی را بالا ببرند.

در واقع بانک مرکزی روسیه با این کار انتظارات تورمی را فورا در مردم کشت. کارشناسان زیادی در دفاع از اهمیت افزایش نرخ بهره تجربه روسیه را با دست نشان می‌دهند و اشاره‌ای هم به تجربه اروپا و آمریکا در مواجهه با تورم بعد از بحران کرونا می‌کنند و می‌گویند در تمام کشورهای توسعه‌یافته به محض بروز تورم، بانک مرکزی وارد عمل می‌شود و با افزایش نرخ بهره، هم جلوی وسوسه‌انگیز شدن دریافت وام و خرید را می‌گیرد و هم سرمایه‌گذاری در بانک و جمع شدن نقدینگی را جذاب می‌کند.

اما آیا این ابزار در مورد ایران هم کار می‌کند؟ مخالفان افزایش نرخ تورم می‌گویند اولا ابزار نرخ تورم در ابتدای شروع انتظارات تورمی کار می‌کند نه حالا که تورم بیشتر از 40‌درصدی در ایران تثبیت شده و تا وقتی نرخ بهره به این عدد نرسد عملا نمی‌تواند آن تاثیری را که در کشورهای دیگر دیده‌ایم بگذارد. افزایش ناگهانی نرخ بهره به 40‌درصد هم که عملا شدنی نیست و کل نظام پولی و بانکی ایران را منفجر می‌کند پس بهتر است دولت در دستکاری نرخ بهره دست به عصاتر حرکت کند تا تبعات منفی آن یقه مردم و فعالان بازارها را نگیرد.

وحشت تولید و بازار شکننده بورس
همانطور که گفتیم نرخ بهره سرمایه‌گذاری در بانک یا خرید اوراق قرضه را جذاب‌تر می‌کند پس چرا باید در مواجهه با آن محتاط بود، مخصوصا در ایران؟ چرا که نرخ بهره همانطور که می‌تواند جذابیت‌هایی که گفتیم را ایجاد کند، روی بازارهای دیگر تاثیر می‌گذارد؛ مثلا یکی از دلایلی که دولت اردوغان با تمام توان در مقابل فشارها برای بالا بردن نرخ بهره و کنترل تورم مقاومت می‌کند این است که می‌گوید بزرگ‌ترین وام‌گیرنده‌ها مردم عادی نیستند بلکه بسیاری از تولید‌کننده‌ها چرخ‌شان را با گرفتن وام‌های کوتاه و بلند‌مدت می‌چرخانند و افزایش نرخ بهره می‌تواند به تولید صدمه بزند.

موافقان دولت اردوغان و البته موافقان ایرانی دست نزدن دولت به نرخ بهره می‌گویند حالا که تورم در ایران تثبیت شده، افزایش نرخ بهره آن‌هم به میزان چند درصد نمی‌تواند تاثیر چندانی روی تورم داشته باشد اما تولید‌کننده و فعال اقتصادی که وام چند صد میلیونی گرفته، با افزایش نرخ بهره ناگهان با یک نوسان بزرگ مواجه خواهد شد و همان مقدار تولیدی که می‌تواند تورم رکودی را به تورم رشدی تبدیل کند، در معرض ریسک قرار خواهد گرفت و ممکن است انگیزه تولید‌کننده‌ها برای گرفتن وام بیشتر کاهش پیدا کند.

یکی دیگر از دلایل مخالفان داخلی افزایش نرخ بهره، آسیبی است که ممکن است بازار سرمایه یا همان بورس از این اتفاق ببیند؛ به این صورت که بانک‌ها و صندوق‌های درآمد ثابت هدف‌های بهتری برای سرمایه‌گذاری شوند و عده بیشتری پول‌شان را از بورس بیرون بکشند. این موضوع در مورد ایران حساس‌تر هم هست چون بعد از رشد عجیب و غریب و بعد سقوط نسبتا ناگهانی بورس در ایران سرمایه‌های زیادی دود شد و دولت قبل و فعلی برای بهتر کردن وضعیت بورس زیر فشار زیادی قرار گرفتند.

تاثیر غیر‌مستقیم دیگری که افزایش نرخ بهره می‌تواند بر بازار سهام داشته باشد، این است که با بالا بردن بدهی شرکت‌های بزرگ که در بورس حضور دارند، از ارزندگی آنها کم کرده و باعث شود خرید سهام‌شان دیگر چندان جذاب به نظر نرسد؛ به این ترتیب مجموع معاملات در بازار سرمایه کاهش پیدا می‌کند و وضعیت شاخص تحت تاثیر قرار می‌گیرد و همین اتفاق هم باز از جذابیت حضور سرمایه‌گذاران در بورس کم می‌کند.

ناترازی بانک‌ها یا رونق بانکداری
وضعیت بانک‌ها هم مستقیما می‌تواند تحت تاثیر نرخ بهره باشد. جالب اینکه دو دیدگاه کاملا متفاوت درباره اثرگذاری افزایش نرخ بهره روی بانک‌ها در وضعیت حال حاضر ایران وجود دارد. موافقان افزایش نرخ بهره می‌گویند این اتفاق می‌تواند بانک‌ها را از وضعیت رکودی که در آن گیر کرده‌اند نجات بدهد و با سرمایه‌گذاری بیشتر مردم کاری کند که دوباره بانک‌ها قدرت اقتصادی گذشته‌شان را پیدا کنند.

از طرفی انگیزه بانک‌ها برای دادن وام هم بیشتر می‌شود و به این ترتیب رونق به بانکداری بر‌می‌گردد اما مخالفان می‌گویند افزایش چند درصدی نرخ بهره که نمی‌تواند سرمایه‌گذاری در بانک را چندان جذاب‌تر از گذشته کند؛ چرا‌که هنوز هم بازارهای دیگر مثل طلا و دلار و دارایی‌های با دوام مثل ماشین و خانه بازدهی خیلی بیشتری دارند. بنابراین بانک‌ها چندان توان رقابتی برای جذب سرمایه پیدا نخواهند کرد اما مجبورند سود بیشتری به سپرده‌گذاران پرداخت کنند.

از طرفی دولت نرخ سود وام‌های تکلیفی را زیاد نمی‌کند و این شکاف بین نرخ سود وام‌های تکلیفی مانند وام ازدواج، مسکن و… با سود سپرده می‌تواند بانک‌ها را به دردسر بیندازد. البته با دیدن اشتیاق بانک‌ها به افزایش نرخ بهره اینطور به نظر می‌رسد که آنها خودشان افزایش نرخ بهره را بیشتر به نفع‌شان می‌دانند و به افزایش مشتری‌های محتاط اعتقاد بیشتری دارند.

سایر اخبارکاربران ویژه - اقتصادیرا از اینجا دنبال کنید.