روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی | وضعیت پیچیده کارخانههای تولید سیمان بدون اینکه اهالی این بازار بگویند هم معلوم است. یکی از نشانههای واضح مشکلات این حوزه وضعیت قیمت شناور ۴۵۰ هزار تا یک میلیون تومانی برای هر تن سیمان است. اینطور که علی اکبر الوندیان گفته در حال حاضر بزرگترین مشکل کارخانههای سیمان سختیهایی است که برای تامین سوخت دوم دارند. سوخت دوم هم همان کلمه ممنوعه یعنی مازوت است که خیلیها با شنیدن اسمش به یاد هوای گرفته و آلوده شهرهای بزرگ میافتند.
اینطور که دولت تصمیم گرفته اولویت مصرف گاز با مصرفکنندههای خانگی است و احتمالا شنیدهاید که همین حالا هم بعضی مناطق مثلا استان گیلان با مشکل کمبود گاز در موج جدید سرما روبهرو هستند و رو به کاهش ساعت ادارات و تعطیلی مدارس و… آوردهاند. وقتی که گاز نباشد هم دو راه بیشتر پیش پای کارخانههایی که برای ادامه فعالیت به سوخت نیاز دارند نمیماند یا باید تعطیل کنند، بروند و وقتی هوا کمی گرم شد و مشکل گاز برطرف شد برگردند سر کار یا اینکه باید به سوخت جایگزین رو بیاورند که بیکیفیتتر اما کار راهانداز است
یعنی مازوت اما اینطور که الوندیان گفته دولت تولیدکنندههای سیمان را در اولویت تامین مازوت نگذاشته و آنها حالا با بحران سوخت مواجه شدهاند. گویا کارخانههای تولید سیمان اطراف تهران مانند کارخانه سیمان تهران و آبیک اجازه استفاده از مازوت را پیدا نکردهاند و کارخانههای برخی شهرستانها که اجازه این کار را هم دارند با برخورد عجیب دولت در این مورد مواجه شدهاند.
به این صورت که آنها مجبور هستند هزینه مازوت مورد نیازشان را به دولت بدهند اما همزمان هیات مدیرههایشان تعهد بدهند که در صورت افزایش قیمت مازوت حتی در مورد آن مقداری که همین حالا و نقدی میخرند هیچ اعتراضی نداشته باشند. در واقع آنها پول چیزی را میدهند که مالکش نیستند و در مدت زمان مصرف هر وقت دولت اراده کند میتواند افزایش قیمت مدنظرش را روی مازوتی که حتی در انبارهای شرکتهای تولیدکننده ذخیره شده اعمال کند.
الوندیان در این مورد میگوید: «عجیب اینکه مازوت باقی مانده در انبارهای کارخانجات سیمان هم مشمول افزایش قیمت بوده و شرکت نفت برای کارخانههای بدون مجوز مصرف مازوت اما دارای محموله در انبارها، مابهالتفاوت قیمت را دریافت میکند. علاوه براین شرکتهای سیمانی مستقر در نزدیکی کلانشهرها مانند سیمان تهران و آبیک، مجوز استفاده از سوخت جایگزین ندارند. حتی اگر از گذشته در مخازن مازوت داشته باشند. برای همین دچار کمبود تولید میشوند و فعالیتشان در خطر قرار میگیرد.»
گویا مشکل دیگری که کارخانههای تولید سیمان در مورد تامین سوخت دارند این است که نمیتوانند از نزدیکترین پالایشگاه سوخت بخرند بلکه باید به پالایشگاهی که اعلام شده مراجعه کنند مثلا پالایشگاههای نزدیک به کارخانهای مانند سیمان سبزوار تامینکننده سوخت این کارخانه نیستند و آنها باید به پالایشگاههایی مانند شهر ری بروند و این یعنی افزایش شدید هزینه حمل سوخت.
ماجرا هنوز تمام نشده، بحران هزینه و قطعی برق هم یقه سیمانیها را گرفته. اینطور که فعالان صنفی سیمان میگویند تعرفه برق شرکتهای این صنعت حدود ۵۵ درصد بالا رفته و در شرایطی که هم میزان گاز مصرفیشان کم شده و هم برق کمتری میتوانند استفاده کنند توانایی تولید با تمام ظرفیتشان را هم ندارند و این یعنی بههم ریختن بازار سیمان و احتمالا چند بازار مهم دیگر.
خطر بیخ گوش صادرات
یکی از جدیترین تبعات کاهش تولید سیمان این است که شرکتهای بزرگ تولیدکننده توانایی عمل به تعهدات صادراتیشان را نداشته باشند. موضوع وقتی پیچیدهتر میشود که بدانیم وقتی بازار داخل با مشکل مواجه شود که با توجه به بحرانهای موجود این مشکل اصلا دور از انتظار نیست، دولت در برابر صادرات موانعی ایجاد میکند. یعنی هم کاهش تولید و هم موانعی که پیشبینی میشود در برابر صادرکنندهها قرار بگیرند تعهدات صادراتی سیمانیها را به صورت جدی تهدید میکند.
همه اینها در حالی است که در دو دهه گذشته برنامههای توسعه پنج ساله و چشمانداز 20ساله مبتنی بر افزایش تولید سیمان، فولاد، آلومینیوم و در مجموع صنایع انرژی بر به منظور صادرات بوده و در همین راستا برای تولید 120میلیون تن سیمان جواز تاسیس کارخانه سیمان صادر شده. از آن طرف کارخانهها برای بازاریابی خارجی سرمایهگذاری کردهاند و قراردادهای بلندمدت خارجی با تضمین خسارت منعقد شده و نمیتوان به یکباره تلاشها را از بین برد.
اینکه تولیدکنندههای سیمان دچار بحران شوند تبعات زیادی دارد و بحران به آنها محدود نخواهد ماند چون سیمان یکی از عناصر مهم در زنجیره تولید است مخصوصا در حوزه ساخت و ساز و فعالیتهای عمرانی که همین حالا هم با تورم بالایی مواجه هستند. گذشته از این سیمانیها یکی از مهرههای مهم در بازار سرمایه یا همان بورس هستند و بحران آنها میتواند روی رنگ تابلو و وضعیت شاخص تاثیر بگذارد همانطور که در دورههایی رونق سیمانیها به مدیریت بحران در بورس کمک کرد. در حال حاضر نمادهای سیمانی بازار سرمایه از جمله نمادهایی با حاشیه سود مناسب بودهاند و با اقبال هم مواجه شدهاند.



