روزنامه هفت صبح، آرشپورابراهیمی | همه چیز در قاره اروپا به طور عجیبی پیچیده شده است. در حالیکه موج گرما بخشی از این قاره را در بر گرفته تقریبا همه نگران زمستان و تامین انرژی در فصل سرما هستند. همین حالا هم در بسیاری از استخرهای دولتی در آلمان امکان استفاده از دوش آبگرم وجود ندارد تا در مصرف گاز صرفهجویی شود و هلندیها هم که در اروپا به صرفهجو بودن مشهورند از همین حالا به فکر راهاندازی مجدد شومینههای خانگی هستند؛ هرچند که مصرف چوپ برای این شومینهها به آلودگی هوا منجر میشود.
بحران مهاجرت حتی پیش از جنگ اوکراین هم به دغدغه رایدهندگان اروپایی تبدیل شده بود حالا با ورود پناهجویان اوکراینی وارد مرحله تازهای شده است. نرخ تورم تقریبا نزدیک ۱۰درصد است و این در شرایطی است که مواد خوراکی رشد بسیار بیشتری از نرخ تورم داشته تا جایی که در کشوری مانند هلند هزینه خریدهای سوپرمارکتی طی کمتر از یک سال حدود ۲۰درصد رشد کرده است. رکود اقتصادی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
بخشی از این مسائل را میتوان در دیگر اقتصادهای توسعه یافته هم پیدا کرد. برای مثال در آمریکا هم نرخ تورم بالا رفته و رشد اقتصاد طی ماههای اخیر منفی بوده است اما مشکل در اروپا و به طور خاص منطقه یورو کمی پیچیدهتر است. بانکهای مرکزی در مواجهه با تورم بالا نرخ بهره را بالا میبرند تا از میزان فعالیت اقتصادی کاسته و از سرعت رشد قیمتها بکاهند. بانکهای مرکزی در آمریکا و انگلستان طی یکسال اخیر بارها نرخ بهره را بالا بردهاند تا عزم خود برای مهار تورم را نشان بدهند اما بانک مرکزی اروپا در این مورد هم ملاحظاتی دارد.
درست است که بانک مرکزی اروپا به تازگی نرخ بهره را بالا برده اما مشکل اینجاست که این نهاد باید سیاستهای پولی را بر اساس مجموعهای از کشورهای بسیار متفاوت از آلمان و هلند و دانمارک گرفته تا ایتالیا و اسپانیا و یونان تنظیم کند. همه این کشورها از یورو به عنوان ارز رایج استفاده میکنند و مشکل اینجاست که دولتها در این کشورها برای استقراض از بازار نرخهای بهره متفاوتی را میپردازند.
نرخ سود اوراق قرضه دولت آلمان به عنوان قویترین اقتصاد قاره اروپا به مراتب پایینتر از نرخ سود اوراق قرضه اقتصادهای با بدهی بالا مانند ایتالیاست. در واقع بانک مرکزی اروپا اصلیترین مشتری اوراق قرضه کشورهای با بدهی بالا مانند ایتالیاست. اگر بانک مرکزی اروپا بخواهد نرخ بهره را بالا ببرد باید خرید اوراق قرضه این کشورها را متوقف کند که در این صورت اقتصاد این کشورها وارد بحران بدهی خواهد شد چرا که مجبور خواهند شد برای استقراض نرخ سود بسیار بالاتری را بپردازند.
از سوی دیگر تداوم وضع موجود هم کمکی به مهار تورم نمیکند. به همین خاطر است که اروپاییها به دنبال راهحلی میگردند که خرید اوراق قرضه را کاهش دهد یا متوقف کند اما به بحران بدهی در این قاره دامن نزند. به خاطر داریم که بحران بدهی پیشین در منطقه یورو در سال ۲۰۱۳ این اتحادیه پولی را تا مرز فروپاشی پیش برد.
رهبران اروپایی به هیچ وجه نمیخواهند که اتحادیه پولی یورو بار دیگر در چنین وضعیتی قرار بگیرد. دفعه قبل اقتصاددان برجستهای به نام ماریو دراگی، ریاست بانک مرکزی اروپا را در اختیار داشت و توانست وضعیت منطقه یورو را سامان ببخشد، اما تضمینی نیست که کریستین لاگارد هم بتواند منطقه یورو را از داخل بحران بدهی به سلامت عبور دهد.



