روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | تا همین یک سال پیش تدریس تورم به دانشجویان مقطع کارشناسی در آمریکا کار چندان ساده‌ای نبود آن هم به این دلیل که این دانشجویان حدودا بیست ساله درک و تصور دست اولی از تورم یا همان رشد عمومی قیمت‌ها نداشتند. تجربه آن‌ها از افزایش قیمت‌ها نرخ تورمی حدود ۲ تا ۳درصد در سال بود که معمولا برای مصرف‌کنندگان نامحسوس است. ممکن است در برخی از بخش‌های اقتصاد افزایش قیمت قابل توجه را تجربه کرده باشند اما تجربه‌ای از اینکه قیمت‌ها در همه بخش‌ها با سرعت محسوسی افزایش یابد را نداشتند.

اما حالا شرایط متفاوت است؛ مصرف‌کنندگان آمریکایی این روزها هنگام خرید روزانه از سوپرمارکت و اغذیه‌فروشی‌ کنار خیابان گرفته تا خرید خودروی دست دوم افزایش قیمت‌ها را حس می‌کنند. نرخ تورم در آمریکا به هفت درصد رسیده، رقمی که طی چهار دهه اخیر بی‌سابقه بوده است. البته واضح است که همین نرخ تورم هفت درصدی که مصرف‌کنندگان و سیاستگذاران آمریکایی را نگران کرده برای اقتصاد ایران آرزویی دست‌نیافتنی است.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ یکی از افتخارات دولت آقای روحانی این بود که موفق شده نرخ تورم را تک‌رقمی (کمی پایین‌تر از ۱۰درصد) کند. اما حالا این نرخ تورم هفت درصدی و البته بالا رفتن نرخ تورم در دیگر اقتصادهای توسعه‌یافته همه را نگران کرده که آیا اقتصاد جهان بار دیگر وارد دوره‌ای از نرخ تورم مانند دهه ۱۹۸۰ شده است؟‌ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید بفهمیم که چرا نرخ تورم طی این چند دهه اخیر اینقدر پایین بود؟ البته پاسخ این پرسش را دقیقا نمی‌دانیم.

احتمالا ترکیبی از سیاست‌های پولی بهتر، پیشرفت تکنولوژی و البته پس‌انداز در اقتصادهای در حال توسعه مانند چین باعث شده بود که نرخ تورم در اقتصادی مانند اقتصاد آمریکا حتی با اینکه دولت خیلی هم در مورد کسری بودجه حساسیت به خرج نمی‌داد پایین بماند. در واقع آخرین باری که دولت آمریکا مازاد بودجه داشت به دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون باز می‌گردد. حتی پیش از شروع همه‌گیری کرونا هم اقتصاددانان بسیاری از جمله رابرت برو (استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد) هشدار می‌دادند که این کسری بودجه مزمن در اقتصاد آمریکا بالاخره روزی اثراتش بر نرخ تورم را نشان خواهد داد.

چند دهه تورم پایین باعث شده که برخی در آمریکا که به‌عنوان بانیان «تئوری پولی مدرن»‌ شناخته می‌شوند توصیه کنند که دولت حتی باید بیشتر پول خرج کند و نگران کسری بودجه نباشد چرا که این کسری بودجه لزوما تورم‌زا نیست. اما حالا مشخص شده که عرضه پول در دوران همه‌گیری کرونا احتمالا بیش از حد مورد نیاز افزایش یافته. البته این را هم نمی‌دانیم که اگر دولت آمریکا در دوران همه‌گیری این مقدار دست و دلبازی نکرده بود، آنگاه رنجی که جامعه متحمل می‌شد چقدر بیشتر بود.

با این حال اقتصاد آمریکا فعلا بیش از حد داغ شده است به این معنی که نرخ بیکاری به پایین‌ترین حد رسیده و این به فشار برای افزایش دستمزدها انجامیده است. نرخ تورم کالاها هم به‌طور مشابه رو به افزایش است. نرخ بهره بین بانکی در اقتصاد آمریکا نزدیک به صفر درصد است آن هم در حالی‌که تورم به هفت درصد رسیده. پرسش دیگر این نیست که آیا امسال بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) نرخ بهره را افزایش خواهد داد یا خیر، بلکه پرسش اصلی این است که این نهاد نرخ بهره را چند بار بالا خواهد برد؟‌

افزایش متوالی و قابل توجه نرخ بهره در آمریکا برای اقتصاد جهان هم پیامدهایی خواهد داشت. همانطور که دو هفته پیش در همین ستون نوشتیم، می‌توان انتظار داشت که بازار سهام در آمریکا، بازار رمز ارزها و همچنین نرخ ارز در اقتصادهای در حال توسعه باز مانند ترکیه یا برزیل تحت تاثیر افزایش نرخ بهره در آمریکا قرار بگیرند. نشانه‌های آن را طی همین دو هفته هم در بازار رمز ارزها دیدیم.

اگر بازار بدهی اعتمادش به اقتصاد آمریکا و توانایی فدرال رزرو در مهار تورم را از دست بدهد و یا نرخ تورم به ارقامی دورقمی برسد، آنگاه واکنش فدرال رزرو شاید حتی شدیدتر باشد. احتمالا تا سال آینده این موقع می‌دانیم که آیا افزایش تورم پس از همه‌گیری کرونا رویدادی گذرا بود یا اینکه اقتصادهای توسعه‌یافته دوباره باید دوره طولانی‌تر از نرخ تورم بالا را تجربه کنند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.