روزنامه هفت صبح، آرش‌ پورابراهیمی | روند افزایشی قیمت دلار هرچه باشد غیرمنتظره نیست. با در نظر گرفتن اختلاف چهل درصدی بین نرخ تورم ایران و آمریکا، می‌توان انتظار داشت که نرخ دلار در ایران هر ماه حدود سه درصد افزایش یابد. اما بخشی از نوسانات چند هفته اخیر بازار ارز در ایران به‌طور مستقیم به مذاکرات هسته‌ای ایران در وین باز‌می‌گردد.

حتی پیش از آغاز مذاکرات در دولت سیزدهم هم به‌نظر می‌رسید که بازار نسبت به نتیجه مذاکرات چندان خوشبین نیست اما کافی بود دور نخست مذاکرات به پایان برسد تا قیمت دلار از مرز سی هزار تومان هم فراتر برود. پیش‌بینی بازار ارز از نتیجه مذاکرات احتمالا دقیق‌ترین پیش‌بینی‌ای است که می‌توان یافت اما این پیش‌بینی هم ممکن است غلط از کار در‌بیاید.

بازار جای پیچیده‌ای است و نگاه‌های متفاوتی هم نسبت به کارکرد و شیوه مواجهه با آن وجود دارد. شاید برای درک بهتر اینکه بازار چیست و چه کارکردی دارد، باید به کتاب «اختراع بازار: اسمیت، هگل، و نظریه سیاسی» نوشته لیزا هرزگ مراجعه کرد. اما منظور ما از بازار و به‌خصوص بازار ارز جایی است که طیفی از خریداران و فروشندگان با نیازها، سلایق و البته پیش‌بینی‌های متفاوت حضور دارند و قیمت ارز در نهایت در اثر تعامل میان این خریداران و فروشندگان تعیین می‌شود.

تردیدی نیست که دولت هم بازیگر مهمی در بازار ارز است. خروجی این بازار (قیمت ارز) هرچند تنها یک عدد است اما تابعی است از دامنه‌ای از متغیرهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. در واقع بازار جایی است که همه اطلاعات شامل احتمالات و ریسک‌های مربوط به سناریوهای مختلف از مذاکرات هسته‌ای گرفته تا بودجه و ثبات سیاسی در آن تجمیع و در نهایت در قیمت ارز نمایان می‌شوند. عملا نمی‌توان از همه پیچیدگی‌های مربوط به تعیین قیمت در یک بازار سر در‌آورد، اما این پیچیدگی نباید باعث شود که نسبت به خروجی بازار بی‌اعتنا باشیم.

اتفاقا شاید پیش‌بینی بازار در مقایسه با پیش‌بینی کارشناسان دقیق‌تر باشد. هر کارشناس یک یا چند وجه مذاکرات را در نظر می‌گیرد و اطلاعات محدودی را برای تحلیل به‌کار می‌گیرد و همچنین قدرت پردازش اطلاعات هر کارشناس هم بالاخره محدودیت‌هایی دارد. علاوه بر این، شاید به‌طور ناخودآگاه برخی شرایط شخصی هم بر تحلیل کارشناسان تاثیرگذار باشند. برای مثال شاید برای یک کارشناس اندیشیدن درباره تبعات عدم توافق آنقدر ناخوشایند باشد که ناخودآگاه در ذهنش احتمال رسیدن به توافق را بیشتر برآورد کند.

اما بازار مجموعه‌ای است از هزاران فعال با اطلاعات، نگرش و قدرت و شیوه تحلیل متفاوت که اتفاقا بخشی از سرمایه‌شان هم در گرو درست پیش‌بینی کردن است. نتیجه برآورد بازار که در نرخ ارز نمایان می‌شود بازتاب‌دهنده تعامل میان همه این فعالان اقتصادی و به‌نوعی نتیجه خرد جمعی آن‌هاست. بر این اساس، می‌توان گفت بازار ارز خیلی به نتیجه مذاکرات ایران و گروه چهار به‌علاوه یک همراه با حضور غیرمستقیم آمریکا خوشبین نیست و یا به‌عبارت دیگر، احتمال اینکه مذاکرات به نتیجه نرسد، بر‌اساس انتظار بازار بیشتر از احتمال حصول توافق است.

البته این تنها یک احتمال است (مثلا هفتاد درصد). قاعدتا اگر این انتظار نه‌چندان خوشبینانه تحقق یابد، قیمت ارز بالاتر هم می‌رود اما در صورتی‌که اخباری درباره پیشرفت مذاکرات از وین مخابره شود، احتمال حصول توافق بیشتر شده و تاثیر آن بر بازار ارز مشاهده خواهد شد.
اما بدبینی بازار به این معنی نیست که کار مذاکرات را تمام شده بدانیم.

همانطور که گفتیم بازار احتمال می‌دهد که مذاکرات نتیجه‌بخش نخواهد بود و این احتمالا دقیق‌ترین پیش‌بینی از نتیجه مذاکرات است. اما پیش‌بینی‌های بازار هم ممکن است غلط از کار در بیایند. به یاد داریم که فردای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰، بازار تهران تصور می‌کرد که آقای ترامپ پیروز انتخابات خواهد بود و بر همان اساس هم نرخ ارز بالا رفت اما در نهایت این آقای بایدن بود که به کاخ سفید راه یافت.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.