روزنامه هفت صبح، نگین باقری| اعلام شده که سه میلیون تن فولاد گم شده است. خبر از این شایعات تلگرامی نیست. این خبر را دو روز پیش سید‌رضا شهرستانی، عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران داد. او به «دنیای تجارت» اینطور گفته بود که آمار تولید و صادرات فولاد با هم همخوانی ندارد.

به گفته شهرستانی «در سال ۹۹ بیش از ۳۰ میلیون تن فولاد در کشور تولید شد که از این مقدار ۱۵میلیون تن در داخل کشور مصرف و ۱۲میلیون تن دیگر نیز صادر شد. بنابراین سه میلیون تن فولاد در زنجیره مصرف و صادرت گم شده است.» این سه تن را نباید دست‌کم گرفت. نه به خاطر اینکه سه میلیون تن فولاد خیلی بزرگ است و نمی‌شود آن را ته یک کمد یا کابینت پنهان کرد بلکه به خاطر اینکه سه تن تقریبا برابر با ۱۰درصد از تولید فولاد کل کشور می‌شود. واقعیت هم این است که چیزی گم نشده بلکه این سه میلیون تن اختلاف بین مصرف ظاهری و تولید فولاد است. حالا توضیح می‌دهیم.

از دیروز همه کارشناسان فولاد کشور دارند درباره این مقدار فولاد گمشده حدس و گمان می‌زنند که چه شده و کجا رفته است؟ یکی از تحلیل‌های همه جانبه درباره این موضوع را یعقوبی عضو دیگر انجمن فولاد دارد. او به هفت صبح می‌گوید که سال پیش اختلاف تولید و مصرف چیزی در حد ۵۰۰، ۶۰۰ هزار تن بود ولی اینکه امسال به سه میلیون تن رسیده یعنی یک جای کار می‌لنگد. او حدس می‌زند که این سه میلیون تن یک جایی مثل این جاها گم شده باشد:

* ممکن است بخشی از این عدد ضایعات خط تولید باشد که به آن پرتی می‌گویند.
* ممکن است تولیدکننده‌ها یا خریداران سال پیش، فولاد انبار کرده باشند.
* ممکن است بخشی از آن به اختلاف آمار صادرات سامانه گمرکی و واحد‌ها بر‌گردد. به خاطر اینکه واحدها با خارج کردن این محصول از کارخانه‌های تولیدی، آن را به عنوان آمار صادرات ثبت می‌کنند. اما از آن طرف این بار در بندر ممکن است لنگ بماند و صادر نشود.

* حتی ممکن است گروهی این محصول را از تولیدکننده خریده و کالایی با آن ساخته باشند اما به هوای گران فروختن محصول تصمیم گرفته‌اند که آن را نفروشند و سال ۱۴۰۰ با گران‌تر شدن نرخ آن را وارد بازار کنند.
* دلیل دیگر هم ممکن است شامل صادرات قاچاق باشد. صادرات قاچاق حتما از مرز رسمی کشور رد می‌شود و کولبری نیست. برای اثبات این یکی باید بررسی بیشتری انجام داد.

* دلیل دیگر می‌تواند این باشد که آمارها با دقت صددرصد تهیه نمی‌شوند.
* دلیل احتمالی آخر هم، به فروش بدون فاکتور و غیر رسمی شرکت‌ها برمی‌گردد. ممکن است واحدهای کوچک این کار را به خاطر نپرداختن مالیات کرده باشند.

*او درباره دلیل سوم، که همان انبار کردن فولادهاست اینطور توضیح می‌دهد: «آنهایی که توانایی نگهداری فولاد را دارند بخشی از آن را انبار می‌کنند. تعداد واحدهای تولیدی ما برابر با ۱۵۰ واحد است. ممکن است بخشی از آنها این را نگه ‌دارند بعد از سال بفروشند. برای مثال سال پیش می‌گفتیم که انبارها ۳۰۰،۴۰۰ هزار تن خریدند و انبار کرده‌اند اما امسال حتما مولفه‌‌های دیگری وجود داشته که این اختلاف به سه میلیون تن رسیده است.»

درباره دلیل احتمالی آخر که ممکن است منجر به گم شدن فولادها شده باشد یعقوبی این توضیح را می‌دهد:« ممکن است ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تن به خاطر اختلاف آماری بین تولید و مصرف شکل گرفته باشد. اما با این حال هیچ کدام از این دلایل آنقدر بزرگ نیستند که منجر به گم شدن سه میلیون تن فولاد شود. همچنین بدون بررسی نمی‌توانیم تعیین کنیم که وزن کدام دلیل بیشتر بوده است.»

*** منتظر حسابرسی خردادماه باشید
دربرابر توضیحات یعقوبی، همکار دیگر او خلیفه سلطانی در همان انجمن به نظر خیلی نگران نمی‌رسد. او دیروز با «مشرق» هم مصاحبه کرده و اینطور گفته است:« این گم شدن مربوط به بحث‌های آماری است، وگرنه سه میلیون تن فولاد قابلیت گم شدن ندارد. گم شدن سه میلیون تن فولاد ناشی از بررسی آمارهای کلی صنعت فولاد است و برای نهایی شدن، باید آمار کلی را با نتایج حسابرسی و انبارگردانی شرکت‌ها تطبیق دهیم. این اختلاف آماری ناشی از ارقام موجود در آمارهای کلی صنعت فولاد است و هنوز حسابرسی شرکت‌های فولادی نهایی نشده است.»

به زبان ساده او می‌گوید اگر آمار آخر حسابرسی و انبارگردانی‌ها بیاید، این سه میلیون تن هم پیدا می‌شود. یعنی دقیقا چه زمانی؟ « اواخر خرداد.» این عضو انجمن فولاد در توضیح حرف‌های خود به هفت صبح هم اینطور می‌گوید: « ما حدس می‌زنیم مقداری از این فولاد از سوراخ سمبه‌های قاچاق از کشور خارج شده باشد. تفاوت بین آمارهای کلی و ارقام مربوط به انبارگردانی شرکت‌ها طی سال‌های گذشته نیز وجود داشته است، اما هیچ وقت این مقدار به بالای یک میلیون تن نرسیده بود.» به گفته خلیفه سلطانی، معمولاً پس از گذشت دو یا سه ماه از شروع سال، اطلاعات مربوط به انبارگردانی و حسابرسی شرکت‌ها با آمارهای کلی تطبیق داده می‌شود و در آن زمان می‌توان اختلاف قطعی بین این دو بخش را مشخص کرد.

*** ریشه اتفاق را در قیمت دستوری پیدا کنید
حالا با وجود این دلایل، چرا امسال این اتفاق افتاده؟ چرا سال‌های قبل این تفاوت وجود نداشت؟ یعقوبی، عضو هیات مدیره فولاد دراین باره اینطور تحلیل می‌کند: «باید عملکرد تنظیم بازار فولاد در سال ۹۹ را بررسی کرد تا به این جواب رسید. وقتی قیمت یک کالا را سرکوب کنید در کنارش حاشیه‌ها بیرون می‌زند. وقتی قیمت‌گذاری دستوری می‌شود باید منتظر چنین تبعاتی هم بود. با زور می‌خواهند قیمت فولاد را جایی نگه دارند و این جای دیگری بیرون می‌زند. بنابراین برای اینکه این سه میلیون تن را پیدا کرد باید به این سمت رفت که توجه بیشتری به تنظیم بازار داشت و قیمت‌گذاری دستوری از آن حذف شود.»

*** فولاد یا شمش؟
یعقوبی توضیح دیگری هم درباره این سه میلیون تن دارد. به گفته او «خود فولادها گم نشده بلکه این شمش است که اصطلاحا گم شده است. یا به زبان دیگر این خبر شامل کل محصولات فولادی نمی‌شود. بلکه عدد مصرفی شمش با تولید آن همخوانی نداشته است.»
او توضیحی هم به زبان تخصصی می‌دهد تا بتواند منظور خودش را از گم شدن سه میلیون تن شمش روشن کند: «ما دو زنجیره تولید مقاطع طبیعی و سرد فولاد داریم.

مقاطع طبیعی شامل شمش می‌شود که در کارخانه‌ها به میلگرد تبدیل می‌شوند. زنجیره طبیعی هم همان اسلب است که به ورق تبدیل می‌شود. حالا اتفاقی که افتاده این بوده که تولید و مصرف اسلب و ورق با هم همخوانی دارد اما اختلاف اصلی بین مصرف شمش با تولید مقاطع طبیعی است. بنابراین باید به دنبال سه میلیون تن شمش باشیم و نه همه محصولات فولادی.»

سایر اخبارکاربران ویژه - اقتصادیرا از اینجا دنبال کنید.