روزنامه هفت صبح | قیمت دلار از شیطنت چند روز اخیر خسته شده و به نظر میرسد جایی بین ۲۸هزار و ۶۰۰تومان تا ۲۹هزار و ۲۰۰تومان سرگردان است. حتی با فرض اینکه این رقم حباب باشد و غیرواقعی است و اهمیتی ندارد، دلار در مرحله بدی گیر افتاده. از یک طرف خرید و فروشها در بازارهای مختلف با توجه به قیمتهای جدید تعیین میشوند.
مثلا قیمت موبایل ظرف یکی، دو هفته افزایش پیدا کرده و بعضی مدلها تا یک میلیون گران شدهاند و این اصلا خوب نیست. از طرف دیگر اگر افزایش معاملات ارزی را عامل کاهش قیمت در نظر بگیریم، قطعا این اتفاق در وضعیت فعلی میسر نیست، چون فروشندهها احتمالا به طمع رشد بیشتر دلار حداقل تا ۳۰هزار تومان دست نگه میدارند.
*** نشانههای مثبت؛ افزایش درآمد ارزی ناشی از رشد صادرات نفت
بازار ارز به معنای واقعی کلمه از شایعات سیاسی و خبرهای هیجانی خالی است. بهجز کریهای گاهوبیگاه ترامپ و دارودستهاش در آمریکا واقعا چیز دندانگیری برای ایجاد شایعه در بازار ارز وجود ندارد و به نظر میرسد تا زمان برگزاری انتخابات آمریکا اوضاع همین باشد. درعوض به بیرحمانهترین شکل ممکن شاهد نادیده گرفتن نشانهها و خبرهای جدی مثبت هستیم.
مثلا خبرگزاری رویترز چند روز پیش از افزایش صادرات نفتی ایران با وجود تحریمهای آمریکا خبر داد. این اتفاق در ماه سپتامبر رخ داده و بهطور طبیعی باید یک اثر روانی مثبت در بازار ارز ایجاد میکرد. رویترز ادعا کرده دادههای دریافتی از حرکت نفتکشها نشان میدهد صادرات نفت ایران در ماه سپتامبر که با شهریور و مهرماه خودمان مصادف است، رشد داشته.
این رسانه غربی مینویسد رقمهای محاسبهشده متفاوت است و عددی بین ۴۰۰هزار تا ۱٫۵میلیون بشکه در روز را نشان میدهد. خودتان بهتر میدانید؛ افزایش صادرات نفتی، به رشد درآمدهای ارزی دولت منجر میشود و این اتفاق در نهایت قادر است قیمت دلار را در داخل کشور کاهش دهد.
*** نشانه منفی؛ طمعکاری برای رسیدن به ۳۰
دلار در بد جایی گرفتار شده است؛ قیمت آن در روزهای اخیر بین ۲۸هزار و ۶۰۰تومان تا ۲۹هزار و ۲۰۰تومان بوده و با اینکه به نظر میرسد توانایی رشد بیشتر را ندارد، اما عامه مردم قیمت را نزدیک ۳۰هزار تومان میدانند؛ یک باور غلط و پر از زیان.
فعالان بازار اعتقاد داشتند با موج افزایشی اخیر مردم عادی و دلالان از لاک دفاعی خود خارج میشوند تا به طمع کسب سود اسکناسهایی را که با عددهای پایین خریداری کردهاند بفروشند. قانون کلاسیک عرضه و تقاضا میگوید با افزایش عرضه و رشد تعداد فروشندگان قیمت پایین میآید. شاید خوشبینانه به نظر برسد.
اما دلار میتوانست در همین فرآیند دچار یک شوک لحظهای شود و رو به پایین حرکت کند، ولی چه فایده چون ظاهرا توقف در آن دخمه سیاه و ترسناک باعث شده آن دسته از صاحبان اسکناس آمریکایی که از سود بدشان نمیآید، گوشه چشمی به عدد ۳۰هزار تومان داشته باشند. این دسته با بررسی و تحلیل شرایط سیاسی و بهخصوص اخبار مربوط به انتخابات آمریکا ترجیح میدهند فعلا به صف فروشندهها اضافه نشوند.
*** نشانه مثبت و منفی؛ درهم درمانی و موانع آن
اگر بخشی از تقاضای بازار را به واردکنندگانی متعلق بدانیم که میخواهند کالاهای خود را ترخیص کنند، پس میتوان با تغییر نوع ارز مورد نیاز آنها از دلار به درهم میزان تقاضای بازار را کاهش داد. خبرهایی درباره توزیع گسترده درهم در بازار نشان میدهد این تاکتیک توسط بانک مرکزی در حال اجرا شدن است. مایه تاسف است که واحد پول در همین دوره تصمیم گرفته بازیگوشی کند.
بررسی قیمت این ارز در بازار آزاد ما را به عدد زشت و بدترکیب هشت هزار تومان میرساند. اگرچه این عدد سقف قیمت درهم در بازار آزاد است، اما هفت هزار و ۹۵۵تومان هم تفاوت زیادی با هشت هزار تومان ندارد. درهم دیروز حدود ۲۰۰تومان گران شد و اگر قیمت آن را با ابتدای مهرماه محاسبه کنیم، با رشد ۶۰۰تومانی روبهرو میشویم. خبر خوب این است که درهم نیز مثل دلار در بازار آزاد خریدار ندارد و روی دست فروشندهها باد کرده است.



