روزنامه هفت صبح، احمدرضا نجفی | ما ۳۰ روز است که همزمان با موج تازه هجوم سرمایه‌گذاران جدید در بورس، پولی جور کردیم و وارد بورس شدیم. در این مدت بیشتر درگیر تحلیل‌های بورسی هستیم. از قبل آنها را پیگیری و مطالعه می‌کردیم تا بتوانیم اطلاعات حداقلی از شیوه معاملات در بورس به دست آوریم. روزهای اول به‌ خوبی آغاز شد.

طوری که توانستیم در یک‌هفته سود هفت‌درصدی به دست بیاوریم، اما روزهای بعد چندان برایمان خوشایند نبود. هرچند از این موضوع ناراحت نیستیم، چراکه هر کدام از این اتفاقات برای ما یک درس به همراه داشت. برآیند سرمایه‌گذاری‌مان در این یک ماه هم از نظر خودمان بازدهی مثبت و قابل قبولی دارد. در این گزارش سه‌مورد از مهمترین درس‌هایی را که از افت و خیز‌های بازار در این مدت گرفته‌ایم، آورده‌ایم.

*** نوسان‌گیری هوشمندی دوچندان می‌خواهد
سهام یک شرکت داروسازی به من درس نوسان‌گیری داد. نوسان‌گیر‌ها کسانی هستند که علاقه‌ای به سهامداری ندارند و صرفا به‌دنبال سود کم اما کوتاه‌مدت هستند. آنها ممکن است در طول روز همان سهمی‌ که خریده‌اند را بفروشند و حتی یک‌روز هم آن را نگه ندارند. نوسان‌گیرها یک شرکت معین را تحت نظر می‌گیرند. عموما این شرکت باید از نظر ارزندگی هم شرایط خوبی داشته باشد. شرکت‌هایی که در طول روز نوسان زیادی دارند، جان می‌دهند برای خرید و فروش‌های روزانه.

نشانه این شرکت‌ها، حجم معاملات پایین است. طوری که روزانه نهایتا ۱۰۰نفر برای خرید یا فروش سهم ثبت سفارش می‌کنند. این اتفاق باعث می‌شود به راحتی بتوان کل سفارش‌های خرید را جمع‌آوری کرد و همان سهام را به فروش گذاشت. چراکه در این شرکت‌ها اختلاف قیمت بین سفارش‌ها بسیار بالاست. چند روزی سهام یکی از شرکت‌های داروسازی را زیر نظر داشتم. تعداد معاملات در آن سهم بسیار پایین بود. اول صبح زمان بازگشایی بازار یک سفارش فروش روی رقم شش‌هزار تومان ثبت شده بود و این درحالی بود که قیمت پایانی روز گذشته روی رقمی ‌حدود شش‌هزار و ۳۰۰تومان قرار داشت.

به ‌عبارتی امروز تنها می‌شد بین پنج‌هزار و ۹۸۵تومان و شش‌هزار و ۶۱۵تومان ثبت سفارش انجام داد. حالا یکی از سهامداران حدود دومیلیون تومان سهم را با قیمت شش‌هزار تومان برای فروش گذاشته بود. سفارش بعدی پنج‌میلیون ارزش داشت و روی شش‌هزار و ۲۰۰تومان بود. سفارش بعدی هم حجم چندانی نداشت و با فاصله حدود ۱۰۰تومان از دیگر سفارش‌ها ایستاده بود. در طرف مقابل هیچکس تقاضای خرید نداشت. شرکت کوچک بود و کمتر کسی حواسش به سفارش‌های خرید و فروش در این سهام جلب شده بود. در همان ساعات اولیه بازگشایی، ارزان‌ترین سفارش را با قیمت شش‌هزار تومان خریدم. هرچند کار پراسترسی بود، اما این ریسک را به جان خریده و سراغ سفارش بعدی رفتم و سفارش شش‌هزار و ۱۰۰تومانی را هم خریدم. شاخص سهام روی منفی چهار قرار داشت و روند کلی بازار مثبت بود.

به یک ساعت نکشید که سر و کله خریدارانی که در روند مثبت بازار دنبال خرید سهم بودند پیدا شد. از آنجایی که تعداد فروشنده‌ها خیلی کم بود، سریعا همه سهم‌های ثبت سفارش شده به فروش رفت و دیگر کسی حاضر به فروش سهامش نبود. اینجا من همان سهامی را‌ که اول صبح خریده بودم، با قیمت شش‌هزار و ۶۱۵تومان، یعنی سقف دامنه نوسان روزانه برای فروش گذاشتم و چون تنها سفارش بود، خریداران به آن اعتماد کردند. من با این کار در عرض یکی‌دو‌ساعت توانستم از سهام این شرکت داروسازی ۹درصد سود بگیرم! برای نوسان‌گیری باید هدف فروش را از قبل مشخص کنید. اگر سهمی‌ را ۱۰۰تومان می‌خرید، باید در همان لحظه اول بدانید که هدف نهایی شما چه قیمتی است.

نوسان‌گیرهای طمع‌کار نهایتا هشت‌درصد روی یک سهم سود در نظر می‌گیرند. نرمال نوسان‌گیری حدود چهاردرصد است. بیشتر از یک‌درصد ضرر قابل قبول نیست. سهامداران می‌دانند که هر سهمی ‌یک حد ضرری دارد. با فعال شدن حد ضرر بلافاصله باید سهام را بفروشید. حتی یک تومان هم در نوسان‌گیری اهمیت پیدا می‌کند. برای همین نباید برای خرید کوتاه بیایید و موقع فروش تخفیف بدهید. اختلاف بین قیمت پایانی و قیمت آخرین معامله بهترین زمان خرید است. رفتار هیجانی سهامداران در بازار بورس گاه باعث می‌شود اختلاف زیادی بین قیمت پایانی و قیمت آخرین معامله یا همان لحظه‌ای بیفتد. زمان‌هایی که قیمت لحظه‌ای حداقل چهاردرصد کمتر از قیمت پایانی است، بهترین زمان خرید برای نوسان‌گیری است. درست همان موقعی که من سهام این شرکت داروسازی را خریدم!

*** اردرهای ترس آنقدرها هم ترسناک نیستند
سهام یکی از شرکت‌های حوزه برق و گاز یک تجربه تلخ برایم داشت. از آنجایی که این شرکت به تازگی وارد بورس شده، حجم معاملات برای آن بالا است. طوری که روزانه رقمی ‌حدود ۹۵میلیون سهم در این نماد خرید و فروش می‌شود. پیش از این درباره اردر‌های ترس که حرفه‌ای و سرمایه‌داران بزرگ سراغ آن می‌روند شنیده بودم، اما این‌بار قرار بود به چشم خودم یک سفارش ترس را ببینم. به قصد خرید، معاملات سهام را زیر نظر داشتم و به دنبال یک نقطه مناسب برای خرید سهم بودم. تا اینکه به صورت ناگهانی، حدود ۵۰نفر سفارشی ثبت کردند که واقعا ترسناک بود! آنها تقاضای خرید یک‌و‌نیم‌میلیون سهم شرکت ب را روی قیمت دوهزار و ۸۰۰تومان ثبت سفارش کردند. به عبارتی آنها می‌خواستند چهارمیلیارد و ۲۰۰میلیون تومان سهم را یک‌جا بخرند.

طبیعتا چنین حجم بزرگی حالاحالاها به اتمام نمی‌رسد و مدتی طول می‌کشد تا سهامداران بخواهند یک‌و‌نیم‌میلیون سهم بفروشند. با این تفسیر قرار نیست قیمت سهم دست کم تا مدتی از دوهزار و ۸۰۰تومان پایین‌تر بیاید. همین موضوع باعث شد تا سفارش خریدم را روی قیمت دوهزار و ۸۰۱تومان ثبت کنم. بلافاصله سفارش پذیرفته شد و سهام را خریدم. با وجود اردر بزرگ پشت سرم، خیالم راحت بود که دست کم ضرر نخواهم کرد چراکه بعید است قیمت سهم از دوهزار و ۸۰۰تومان پایین‌تر بیاید. تقریبا تا یک‌ساعت حدسم درست بود. قیمت سهم تا دوهزار و ۹۰۰تومان افزایش پیدا کرد، اما فشار فروش به حدی زیاد بود که دوباره سهام روند نزولی به خود گرفت و دوباره سفارش چهارمیلیارد و ۲۰۰میلیون تومانی به صدر جدول برگشت.

همانطور که خدایم را شکر می‌کردم که یک ‌نفر هوای سهامم را دارد، در یک‌لحظه کل سفارش از بورس حذف شد. خریدار میلیاردی از خرید سهم انصراف داد و دیگر هیچ دیوار و مانعی جلودار سقوط سهم نبود. سهام تا دوهزار و ۶۵۰تومان پایین رفت تا یک درس بزرگ برایم داشته باشد. نباید روی اردرهای ترس حساب باز کرد. می‌توان حدس زد که آن سفارش چهارمیلیاردی کار یکی از سهامداران بزرگ شرکت بود که به‌ دنبال یک قیمت خوب برای فروش سهامش بود. او این سفارش سنگین را در بورس ثبت کرد تا کسانی مثل من سفارش‌های گران‌تری پیشنهاد کنند. با بالا رفتن قیمت سهم تا دوهزار و ۹۰۰تومان، سرمایه‌گذار توانست سهامش را در قیمت مناسبی بفروشد و دیگر دلیلی نداشت سفارش چهارمیلیاردی سر جایش باقی بماند.

این اتفاق ممکن است به شکل معکوس هم بیفتد. منظورم شرایطی است که یک سهامدار می‌خواهد تعداد سهامش را افزایش دهد اما قیمت خرید زیاد مناسب نیست. او تمام سهامی ‌که دارد را یک‌جا برای فروش می‌گذارد. دیگر سهامداران از ترس سقوط سهم، سفارش‌های پایین‌تری ثبت می‌کنند تا خودشان را از مهلکه نجات دهند. این مورد باعث می‌شود قیمت خرید پایین بیاید و سهامدار بتواند با قیمت کمتری سهام بخرد. بعد از پایان کار، سفارشی که ثبت شده بود را از سامانه حذف می‌کند و دوباره سهام به قیمت اولش برمی‌گردد. به همین راحتی!

*** شرکت‌های کوچک در کوتاه‌مدت از فرش به عرش می‌روند؛ حتی برعکس!
تعریف سهام یکی از شرکت‌های تولید کاغذ و یکی از شرکت‌های مهندسی را از دوستانم شنیدم. هر دو شرکت‌های کوچکی هستند که زیاد معاملات چندانی در آنها انجام نمی‌شود. اصولا شرکت‌های کوچک در بازار بورس، بازدهی بیشتری نسبت به دیگر شرکت‌ها دارند و ثابت کرده‌اند در روزهایی که اوضاع بر وفق مراد است، سود بیشتری نصیب سرمایه‌گذارانشان می‌کنند. با توجه به این موضوع اگر اهل ریسک باشید و دنبال بازدهی بیشتر در بورس بگردید، خرید سهام شرکت‌های کوچک بهترین گزینه است. البته باید توجه داشته باشید که این شرکت‌ها دست کم در چند‌ماه گذشته نباید صعود عجیب و غریبی را تجربه کرده باشند. چراکه این شرکت‌ها ظرفیت زیادی برای رشد ندارند و نهایتا یک‌بار در هر چندماه بتوانند روند صعودی به خود بگیرند.

همچنین سهام مورد نظر باید ارزندگی کافی را داشته باشد. این موضوع را می‌توان با مطالعه تحلیل‌های بنیادی یا بررسی گزارش‌های کدال شرکت‌ها متوجه شد. هر دو شرکتی که دوستانم معرفی کرده بودند چنین شرایطی را داشتند. برای همین سرمایه‌ام را دوبخش کردم و در این دو‌شرکت سرمایه‌گذاری کردم. بعد از یکی‌دو روز صعود شرکت تولید کاغذ آغاز شد. حالا با اینکه کلیت بازار روند منفی به خود گرفته، برای خرید سهام شرکت کاغذی صف تشکیل شده و هر روز پنج‌درصد ارزش سهام بالا می‌رود. در طرف مقابل سهام شرکت مهندسی همچنان سرجایش ایستاده و مدام درجا می‌زند. این موضوع نشان می‌دهد روند هیجانی صعود یک شرکت کوچک، زیادی معمول نیست و صرفا توسط بازیگران بزرگ بورس به راه می‌افتد. طوری که ممکن است مثل سهام شرکت مهندسی، کلی منتظر بمانید تا روند صعودی سهام آغاز شود. چنین سهامی علاوه بر ریسک‌پذیری، صبوری هم لازم دارد. از طرفی بررسی سابقه قیمت نمادها در بورس نشان می‌دهد هر کدامشان که صعود چشمگیر را تجربه می‌کنند، بلافاصله با یک سقوط عجیب و غریب روبه‌رو می‌شوند که بخش بزرگی از صعود اولیه را جبران می‌کند. برای همین است که می‌گویم شرکت‌های کوچک ممکن است از فرش به عرش بروند و برعکس!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.