روزنامه هفت صبح| یکی از روزهای سرد اسفند سال 91 صدای گریه‌های پسرک خردسالی در یکی از محله‌های ورامین پیچید.عمه فریبا که می‌دانست امکان ندارد فریبا نسبت به گریه‌های طفل شیرخوار خود بی‌اهمیت باشد، نگران شد که نکند برای او اتفاقی افتاده باشد برای همین به همراه پسر بزرگ خود مقابل خانه او رفت اما هرچقدر در می‌زد فریبا در را باز نمی‌کرد و صدای گریه‌های محمدامین تمامی نداشت.

به همین خاطر با شوهر فریبا تماس گرفتند و وقتی او به خانه رسید و در را باز کرد با جسد بدون سر همسر خود مواجه شد و این در حالی بود که طفل شیرخوار در خون مادر خود غلتیده و غرق در خون بود و حتی از جسد مادرش شیر هم خورده بود. به این ترتیب رسیدگی به پرونده در دستور کار ماموران جنایی قرار گرفت و در بررسی‌های ابتدایی مشخص شد که مقداری از طلاهای فریبا به سرقت رفته بود.

در حالی که آثار شکستگی یا تخریب روی قفل در ورودی دیده نمی‌شد فرضیه رقم خوردن جنایت توسط یک فرد آشنا پررنگ شد. به‌این ترتیب اطرافیان فریبا تحت تحقیق قرار گرفتند و مقداری از طلاهای او از خانه پسر کوچک عمه‌اش که همسایه آنها بود کشف شد. به این ترتیب این فرد بازداشت شد و به قتل فریبا با انگیزه سرقت طلاهای او اقرار کرد.

جزئیات فجیع قتل
متهم در تشریح جزئیات جنایت گفت:«صبح روز حادثه منتظر ماندم تا شوهر فریبا از خانه بیرون برود. بعد زنگ در خانه‌شان را زدم و او که گمان می‌کرد کاری دارم روی حساب فامیلی و همسایگی در را باز کرد. من که داخل خانه رفتم از او خواستم طلاهایش را به من بدهد و او مقاومت کرد. من سرش را به دیوار کوبیدم و طلاهایش را از دست و گردنش درآوردم. بعد که دیدم بی‌حال شده تصمیم به قتل او گرفتم تا راز سرقت فاش نشود. برای همین سرش را بریدم و فرار کردم.»

همچنین اعتراف کرد که برای تامین هزینه‌های اعتیاد خود دست به سرقت و قتل زن جوان زده، سپس مقداری از طلاها را فروخته بود .با اعتراف صریح متهم پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. با تقاضای اولیای دم، متهم به قصاص محکوم شد اما باتوجه به اینکه مقتول خانم بوده و اولیای دم باید تفاضل دیه را بپردازند و تاکنون اقدام به پرداخت نکرده‌اند، حکم صادر شده هنوز به مرحله اجرا نرسیده و متهم تقاضای تعیین تکلیف کرد. به این ترتیب هفته قبل بار دیگر متهم و اولیای دم برای رسیدگی به تقاضای او در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شدند.

در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی، همسر فریبا به عنوان ولی قهری فرزندش بار دیگر تقاضای قصاص متهم را مطرح کرد. سپس در حالی که به خاطر دیدن متهم به گریه افتاده بود گفت:«این مرد زندگی من را نابود کرد. من استخدام شهرداری تهران بوده و به عنوان پاکبان فعالیت می‌کردم. زندگی آبرومندی داشتم و نان حلال سر سفره می‌آوردم.

فریبا زن بسیار پاکدامن و خوبی بود و ما در کنار هم خوشبخت بودیم. اما این متهم همسر من را بی‌رحمانه به قتل رساند و با اینکه پسرم در آن زمان خردسال بود اما تصویر جسد بدون سر مادرش از جلوی چشمانش نمی‌رود. برای همین مجبور شدم کار و زندگی‌ام را رها کنم و برای ادامه زندگی به زادگاه خود یعنی شهر همدان بروم تا خاطرات تلخ برای پسرم تداعی نشود. سال‌هاست که پسرم تحت مداوای روانپزشک است و من که نمی‌توانم به تنهایی از او مراقبت کنم مجبور شده‌ام که او را در مدرسه شبانه‌روزی ثبت‌نام کنم.»

همسر فریبا در ادامه گفت:«همه این بدبختی‌ها باعث می‌شود که نتوانم از قصاص قاتل فریبا گذشت کنم. من چوپانی می‌کنم و سالی 6 میلیون تومان درآمد دارم. توانایی پرداخت تفاضل دیه را ندارم اما حتی اگر لازم باشد با پسرم گوشه خیابان گدایی کنم این کار را می‌کنم تا تفاضل دیه همسرم را تامین کرده و قاتل قصاص شود.»

سپس نوبت به متهم رسید که تقاضای خود را بیان کند و او گفت:«در این سال‌ها در زندان بارها اقدام به خودکشی کرده‌ام چون خودم را لایق زنده ماندن نمی‌دانم. فریبا دختردایی من بود و در همسایگی ما و مادرم زندگی می‌کرد. اولین کسی که بالای سر جسد او رفت مادر و برادرم بودند. وقتی خانواده‌ام فهمیدند من قاتل هستم من را طرد کردند و زندانی بی‌ملاقاتی هستم چون حتی همسرم هم من را ترک کرد.

حالا هم اگر برای تعیین تکلیف تا زمانی که تفاضل دیه تامین شود برای من وثیقه در نظر بگیرید حتی وثیقه‌گذار هم ندارم. برای همین تنها تقاضای من این است که قصاصم کنید.» متهم در ادامه گفت:«فریبا همچون خواهر من بود و خیلی در حقم خوبی کرده بود. شوهرش هم مثل برادر از من حمایت می‌کرد.

حتی فرزند آنها هم من را دوست داشت و از روی پای من پایین نمی‌آمد.آن روز تحت تاثیر مخدر شیشه به خانه‌اش رفته و مرتکب جنایت شدم. فرزند شیرخوار فریبا خواب بود و ظاهرا بعد از خروج من از خانه بیدار شده بود.»قضات دادگاه بعد از شنیدن تقاضای شاکی و متهم برای صدور رای وارد شور شدند.

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.