روزنامه هفت صبح| در آخرین گزارشی که درباره ماجرای قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر نوشتیم؛ اشاره به عکسی داشتیم که از سوی خبرگزاری میزان (رسانه رسمي قوه قضائيه) منتشر شد که تصاویر یکی از جلسات بازپرسی متهمان پرونده قتل این کارگردان مشهور و همسرش را نشان می‌داد و در همان گزارش هم اذعان داشتیم تصاویر نشان‌دهنده تلاش قوه قضائیه برای پاسخگویی به کنجکاوی و مجهولات ایجاد شده در افکار عمومی است ‌ و اینکه تمام تلاش خود را برای شفاف‌سازی این پرونده انجام می‌دهند. دیروز سایت مشرق‌نیوز ‌ گزارشی منتشر کرده است با عنوان اولین ملاقات با قاتلین داریوش مهرجویی و همسرش که جزئیات کامل قتل این دو نفر و انگیزه‌ قاتلان‌شان را شرح می‌دهد.

شب پاییزی هولناک
حوالی ساعت ۲۲ روز شنبه 22 مهر‌ماه 1402، داریوش مهرجویی، کارگردان سرشناس ایرانی و همسرش وحیده محمدی‌فر در باغ‌ویلای خود در زیبادشت کرج به قتل رسیدند. در حالی‌که داریوش مهرجویی در حال تماشای تلویزیون بوده و همسرش نیز در آشپزخانه مشغول سیگار کشیدن، کریم (باغبان 25‌ساله سابق باغ آنها) به همراه سه همدستش، پشت دیوار باغ درصدد اجرای نقشه قتل آنها بودند.

کریم؛ طراح قتل داریوش مهرجویی و همسرش، میر ویس (‌نفر دوم و قاتل مرحوم مهرجویی) داوود( مشارکت در قتل همسر مرحوم مهرجویی) و اسکندر (‌قاتل همسر داریوش مهرجویی) چهار نفری هستند كه به هوای سرقت از منزل به ویلای زیبادشت رفتند. این ۴ نفر حدود یک هفته قبل هم به‌سراغ خانواده مهرجویی آمده‌ بودند اما همسر مرحوم مهرجویی سایه آنها را دیده بود. آن روز طراح و عامل قتل به‌در بسته خورد و نتوانست وارد خانه شود و آن شب فرار کردند. البته تا زمان قتل هیچگاه پلیس از این تهدید خبردار نشد؛ که اگر شده بود شاید این داستان هم اینطور تمام نمی‌شد.

اولین ملاقات با قاتلان مهرجویی و همسرش
روز جمعه 28 مهرماه، خبرنگار مشرق با قاتلان داریوش مهرجویی و همسرش در پلیس آگاهی استان البرز ملاقات می‌کند. اولین نفر باغبان حدود 25‌ساله آنها‌ست، همان کریم که موهای بلندش او را لو داده است. سه نفر دیگر را همین باغبان برای این جنایت دور هم جمع کرده است. همدستانش، کریم صدایش می‌کنند. از هرکدام‌شان هر سوالی می‌پرسی در نهایت همه جواب‌ها به کریم ختم می‌شود. گویی سه نفر دیگر هیچ اراده و اختیاری از خود نداشتند و کریم مغز متفکر آنهاست.

کریم سال‌ها باغبان مرحوم مهرجویی و امین او بوده و به دلیل برخی اختلافات مالی و کاری، رابطه‌اش با خانواده مهرجویی تیره شده است. همان اوایل بازداشت پس از مواجهه با سایر همدستان و اسناد و شواهد متقن به‌دست آمده، اقرار کرده و داستان جنایت را با جزئیات برای بازپرس‌ پرونده و ضابطان شرح داده و پای اعترافاتش را هم انگشت زده است. کریم یک بار نیز در بازداشتگاه اقدام به خودکشی می‌کند که با هشیاری ماموران، ناکام می‌ماند.

کریم؛ طراح قتل داریوش مهرجویی و همسرش
کریم همان فردی است که هفته قبل از حادثه به همراه سه نفر دیگر به ویلای مرحوم مهرجویی رفته و همسرش را تهدید کرده‌ بودند. آن روز سایه کریم ‌‌روی در ورودی خانه می‌افتد و موهای بلند او هم نشانه خوبی برای شناسایی اوست. به گفته یکی دیگر از همدستان کریم که در قتل نیز همدست او بوده، آن‌ شب کریم با عوض کردن صدای خود، با تهدید از همسر مهرجویی می‌خواهد که در را باز کند.

مرحوم محمدی‌فر هم این تهدید را با تهدید تماس با پلیس پاسخ می‌دهد و ‌آن‌شب در نهایت فرار می‌کنند. کریم اما دست‌بردار نبود. از همان روز برنامه‌ریزی می‌کند تا در فرصت بعدی نقشه قتل را پیاده کند. شب حادثه این بار کریم نقشه دیگری طراحی می‌کند. از بعدازظهر روز حادثه هماهنگی کریم با سه نفر دیگر آغاز می‌شود. محل قرار پشت دیوار ویلای مهرجویی است. حوالی ۸ شب هر چهار نفر آماده هستند. این‌بار به دو گروه دو نفره تقسیم می‌شوند؛ کریم و میر ویس برای کشتن داریوش مهرجویی و اسکندر و داوود هم برای همسر مهرجویی.

میر ویس؛ نفر دوم و قاتل مرحوم مهرجویی
میر ویس ۲۱ سال دارد؛ او هم کارگر و سرایدار ویلاهای زیادی در آن منطقه بوده و تقریبا از هرجایی که کار می‌کرده، یک یادگاری به سرقت برده است. به همین دلیل هم با شکایت مهرجویی و دیگر اهالی او را از شهرک بیرون می‌کنند. کریم هم با شناخت از این حواشی و انگیزه میر ویس، به او پیشنهاد همراهی در این جنایت داده است.

میر ویس هم یک دختر دارد که شب قبل از حادثه مریض بوده. اما انگار انتقام از مهرجویی آنقدر برای میر ویس اهمیت داشته که روز جنایت دخترش را به دکتر برده و به سرعت خود را به محل جنایت رسانده‌ است. داوود برادر کوچک‌تر میر ویس است. خودش می‌گوید کریم او را برای این جنایت تحریک و دعوت کرده است. اما نمی‌داند برای چه انگیزه‌ای! می‌گوید قرار بود هرچیزی سرقت کردند بین خودشان تقسیم کنند.

اسکندر؛ قاتل همسر داریوش مهرجویی
نفر چهارم اسکندر است. او هم هم‌سن ‌و سال داوود است. اسکندر هنوز گیج و گنگ است و گویی نمی‌داند چه اتفاقی افتاده و اصلا نمی‌داند در قتل چه کسانی مشارکت داشته. می‌گوید بعد از جنایت، برگشته به محل سکونتش و صبح روز بعد هم سر‌کار رفته. اسکندر اینطور روایت می‌کند:

«ما از در آشپزخانه وارد شدیم؛ خانم در آشپزخانه و پشت به در نشسته بود و مشغول کشیدن سیگار بود. آرام در را باز کردیم و وارد شدیم. آقای مهرجویی هم روی مبل داشت تلویزیون نگاه می‌کرد. خانم با دیدن ما ترسید و به سمت اتاق خواب فرار کرد. سعی کرد در را ببندد اما با زور وارد اتاق شدیم. با پارچه و شلواری که همانجا بود دست و دهان خانم را بستیم.»

داوود می‌گوید من سر خانم را نگه‌ داشتم و اسکندر با چاقو …. و همان دو ضربه تقریبا کار را تمام کرده بود. ضربات آنقدر شدید بوده که دست داوود مجروح می‌شود. داوود می‌گوید بعد از ضربات اسکندر دید که دستش بریده و خون شدیدی می‌آید. برای همین دستش را در دستشویی همانجا می‌شوید و همین سرنخ برای شناسايي او کافی بود! رد خون داوود روی شیر آب و ظرفشویی باقی ماند و از چشم ماموران هم پنهان نماند.

نحوه قتل داریوش مهرجویی
همزمان با حمله اسکندر و داوود به مرحومه محمدی‌فر، کریم و میر ویس هم به سراغ مهرجویی می‌روند و ابتدا با چوب درخت آلبالو که از حیاط ویلای مهرجویی برداشته بودند، چند ضربه به سر مرحوم می‌زنند و بعد هم با کمک کریم و با یک چاقوی دسته سفید حدود ۳۰ سانتی‌متری، آن صحنه دلخراش را رقم زدند.

بعدا کریم که برای اطمینان از تمام شدن کار همسر مهرجویی به اتاق محل قتل همسر می‌رود…. میر ویس به دلیل مشکل مادرزادی در ناحیه دهان، سخت صحبت می‌کند؛ اما با جزئیات همه چیز را تعریف می‌کند. می‌گوید ۴ ضربه با چوب زدم و ۴ ضربه هم با چاقو. وقتی می‌پرسم نقش کریم در کشتن مهرجویی چه بود،‌ می‌گوید فقط دست‌های آقا را گرفته بود.

مرور اظهارات داوود و اسکندر هم نشان می‌دهد که کریم مغز متفکر این جنایت بوده و سعی کرده خودش کمترین نقش عملی را در این جنایت داشته باشد. به همین دلیل کار با او کمی سخت‌تر از سه نفر دیگر است. به‌غیر از مو و بزاق دهان کریم، یک نشانه دیگر هم موید حضور اوست.

وحیده محمدی‌فر زمانی که قاتلان وارد منزل آنها می‌شوند پیامی با مضمون (کریم اومد تو خونه‌مون تتتتت) را برای دخترش تایپ می‌کند، اما فرصتی برای ارسال آن پیدا نمی‌کند و این پیام در حافظه گوشی او باقی می‌ماند که پس از کشف تلفن همراه از یکی از متهمان و بازگشایی قفل آن توسط پلیس به دست آمده است.

تمام اموال سرقت شده از خانه مهرجویی، هفت النگوی همسرش و دو گوشی موبایل و یک خلخال بوده که همگی در بیرون از ویلا کشف می‌شود. قاتلان این اموال را در چند نقطه جداگانه دفن کرده بودند تا مدتی بعد از جنایت، آنها را خارج کنند. دو آلت قتاله را نیز جداگانه در زمین‌های اطراف دفن کرده‌ بودند که همگی توسط کارآگاهان کشف شد.

کینه‌ای با ریشه اختلافات قدیمی
همه اعضای گروه، کریم (باغبان سابق) را مغز متفکرشان می‌دانند، کسی که خودش در هیچ قتلی نقش مستقیم نداشته است. خبرنگار مشرق به این موضوع نیز اشاره کرده است که در سالن نگهداری متهمان، افراد دیگری غیر از این چهار نفر هم حضور دارند که در ارتباط با همین پرونده بازداشت شده‌اند.

از جمله فردی که گمان می‌رود اولین تصاویر از پیکر مقتولین را منتشر کرده است. در پایان هم یکی از دلایل اصلی قتل چنین عنوان شده: «در لابه‌لای صحبت‌ها با کریم و میر ویس درباره سابقه ارتباط این افراد با خانواده مهرجویی، البته صحبت‌های دیگری هم درباره ریشه اختلافات آنها مطرح می‌شود که به دلیل حفظ حریم شخصی مقتولین، قادر به انتشار آن نیستیم اما مشخص می‌شود که طی سال‌های گذشته دستکم این دو نفر به‌اندازه‌ای در جریان سبک زندگی، رفت و آمدها و قرارها و تفریحات این خانواده قرار داشتند که رفته رفته همین نزدیک شدن بیش از حد و برخی برخوردها نقطه آغاز یک کینه عمیق می‌شود.»

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.