روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| روز گذشته عکسهایی توسط خبرگزاری میزان( رسانه رسمي قوه قضائيه) منتشر شد که تصاویر یکی از جلسات بازپرسی متهمان پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش بود. تصاویری که خود رسانه قوه قضائیه منتشر کرد و البته که خبری هم از حضور خبرنگاران نبود.
بسیار کم پیش آمده (اگر نگوییم هرگز) که عکسهایی از جلسه بازپرسی توسط خود قوه قضائیه منتشر شود.تصاویری که نشان از تلاش قوه قضائیه برای پاسخگویی به کنجکاوی و مجهولات ایجاد شده در افکار عمومی است . در توضیحات این عکسها نوشته شده است:« در ادامه تحقیقات پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر، یکی دیگر از جلسات بازپرسی با حضور دادستان فردیس، معاون دادستان فردیس، بازپرس پرونده و دادیار اظهار نظر برگزار شد و متهمان پرونده نسبت به سوالات مطروحه پاسخ دادند.»
مثلا در یکی از تصاویر چهره حسین ناصر خاکی، دادستان عمومی و انقلاب فردیس دیده میشود. او فروردین سال 1399 به عنوان دادستان فردیس منصوب شد كه پیش از این معاون دادستان کرج و رئیس مجتمع قضایی ماهدشت بود. او در جواب سوالات هفت صبح میگوید:« فراتر از چیزی که در رسانه قوه منتشر میشود فعلا نمیتوان اطلاعات بیشتری داد.» از انگیزههای متهمان هم که میپرسیم، میگوید انگیزههای مختلف مالی، انتقام و بیشتر پای انگیزه مالی در میان است.
چرا انتشار این عکسها کمی عجیب است؟ در پروندههای قتلهای مشهور دیگری که شاهد بودیم معمولا این خبرنگاران بودند که اين عکسها را از دادسرا یا آگاهی منتشر میکردند. مانند پرونده محمدعلی نجفی در قتل همسرش یا پرونده قتل بابک خرمدین به دست پدر و مادرش.
در عکسها محمدعلی نجفی ایستاده در کنار میز قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی دیده میشود در حالی که خبرنگاران هم حضور دارند و در صحنه دیگری هم كه شاهدش بوديم پدر بابک خرمدین به همراه همسرش روبهروی میز قاضی شهریاری نشسته است و خبرنگاران هم حضور دارند. اما در تصاویر منتشر شده از متهمان پرونده قتل مهرجویی و همسرش فقط دادستان فردیس و فرد دیگری دیده میشوند که بازپرس پرونده است.
پیرامون این پرونده حواشی بسیار است، هنوز کسی نمیداند این افراد از اتباع بودند یا خیر؟ سنشان را فقط میگویند جوان هستند و شامل چهار نفر بودند. باغبان سابق ویلای مهرجویی، برادرش و دو نفر دیگر که همدستان آنها بودند. در تصاویر منتشر شده سه نفر را میشود دید و یک نفری هم که در صحنه بازسازی قتل در ماشین تصویرش منتشر شد، مشخص نیست در این بازپرسی حضور دارد یا فرد دیگری است.
شایعات و انگیزه مالی
طبعا حواشی و شایعات هم پیرامون این قتلها بسیار است. یک رسانه(همشهریآنلاین) نوشته بود:« انگیزه متهم اصلی یا باغبان سابق، بهدلیل کینهای بوده که از این خانواده به دل گرفته و ۳۰میلیون تومان طلبی که از آنها داشت، كه باعث شد دست به این جنایت بزند. مأموران سراغ پرونده باغبان رفتند و متوجه شدند که او چند سال پیش اقدام به سرقت یک جاروبرقی از خانه مهرجویی کرده بود.
پس از آن و با شکایت این خانواده، باغبان دستگیر شد، اما ادعا کرد که جاروبرقی را به فرد دیگری فروخته است. باغبان جوان به اتهام سرقت روانه زندان شد و مدتی در حبس بود تا اینکه آزاد شد، اما پس از آزادی مدعی بود که در مدتی که برای خانواده مهرجویی کار میکرده، ۳۰میلیون تومان از آنها طلب دارد؛ ادعایی که مهرجویی و همسرش آن را قبول نداشتند و از همان زمان میان آنها بر سر این مبلغ اختلاف بود.»
البته که این گفتهها توسط هیچ مرجع رسمی فعلا تایید نشده است. از سوی دیگر، هیچ کدام از خبرنگاران در بازسازی صحنه قتل اجازه حضور نداشتند اما درباره نحوه قتل مهرجویی و همسرش نیز از قول متهم اصلي نوشته شده است:«شب حادثه به همراه برادرم که سرایدار یکی از ویلاها در شهرک است و ۲دوست دیگرم که آنها هم در شهرک کار میکنند، راهی ویلای مهرجویی شدیم.
وقتی در را باز کرد، من به او حمله کردم و با چوب زدمش. برادرم و دوستم هم به اتاق رفتند و همسرش را گرفتند. ابتدا برادرم دستان همسر مهرجویی را گرفت و دوستم با چاقو به او ضربه زد و وقتی بیحال شد برادرم هم با چاقو به جان او افتاد. من هم مهرجویی را با چاقو زدم و بعد به اتاق رفتم و وقتی مطمئن شدیم هردویشان مردهاند، النگوها و طلاهای همسر مهرجویی، موبایل و اموال دیگر را سرقت و آنجا را ترک کردیم. پس از جنایت، من به خانهام رفتم و چون لباسم خونی شده بود، آن را دور انداختم و یک دست لباس نو خریدم. طلاها، اموال مسروقه و چاقو را هم به دوستم که در شهرک کار میکرد دادم تا نگه دارد. بقیه هم هر کدام به خانههایشان رفتند.»
اگرچه یادآوری عکسی که از صحنه قتل کارگردان و همسرش منتشر شد چندان درست نیست اما در عکس ریسمانی سیاه دور دست وحیده محمدیفر بود. در گزارشها هم اعلام شده بود مهرجویی با ضربه چوب درخت آلبالو از پشت سر مورد حمله قرار گرفته است. در اعترافات منتشر شده از بستن دست وحیده حرفی در میان نیست و فقط گفته شده دستهای او را گرفته بودند .
برادر و دوست متهم چه کینهای داشتند که بخواهند چنین ضرباتی با چاقو به مقتولان بزنند؟ همچنین در صدایی که از وحیدهمحمدیفر همسر مهرجویی در گفتوگو با اعتماد روز گذشته منتشر شده است او از سرقتهای باغبانشان میگوید که برادرش نیز همدستش بوده است. او در مصاحبهاش به صورت تلویحی گفته است حتی برخي افراد در شهرک هم با او تماس گرفتهاند و گفتهاند چرا در اینستاگرام پستی منتشر کرده و به سرقتها اعتراض داشته است.
حرف و حدیثها پیرامون این پرونده زیاد است اما یک سوال در گوشه ذهنمان باقی مانده که چرا وقتی همسر مهرجویی از ترسش به مدیران شهرک گفته بود، واقعا کسی جدی نگرفت که شاید واقعا یک اتفاق وحشتناک در شرف وقوع است . آیا این نشانه کم کاری و اهمال نیست.



