روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | «با یک گلوله کارش را تمام کردم»؛ حتما این جمله زیاد به گوشتان خورده است. حکایت قاتلانی که با سلاح گرم، کلاش، اسلحه شکاری، کلت سراغ مقتول رفتند و کارش را ساختند. یکبار هم یک قاتل در اعترافاتش گفته بود با چاقو نکشتم دلش را نداشتم با گلوله از راه دور شلیک کردم! این پرونده برای آن دسته قاتلانی که پول داده سلاح گرم تهیه کردهاند و به اصطلاح با شلیک یک گلوله کار مقتول بیچاره را تمام کردند. بررسی پرونده 5 قتل با سلاح گرم! شاید یکی از وحشتناکترین این صحنهها که اتفاقا فیلمش هم در فضای مجازی منتشر شد شلیک به سر برادر با اسلحه کلت بود آن هم از پشت سر! ماجرای مردی که صبح همسر باردارش را کشت و ظهر هم برادرش را با کلت از پا درآورد.
اعتراف مردی به قتل همسرش با شلیک گلوله
مرد معتاد در جریان درگیری و اختلاف با همسرش او را با شلیک گلوله به قتل رساند و متواری شد.ساعت ۱۴ یکشنبه ۲۱ فروردین امسال، همسرکشی در محله کیانشهر از سوی ماموران کلانتری به بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران اطلاع داده شد. بازپرس جنایی با حضور در این خانه با جسد زن ۳۵ساله در اتاق نشیمن روبهرو شد که براثر شلیک گلوله به سرش کشته شده بود.
در بازرسی از دیگر اتاق خانه یک فشنگ یافتند که برای بررسی بیشتر تحویل بخش اسلحهشناسی پلیس آگاهی شد.یکی از زنان همسایه در تحقیقات گفت: صدای تیراندازی که شنیدم از پنجره بیرون را نگاه کردم. شوهر معتاد مقتول، مسلح بود. ترسیدم بلایی سر همسرش آورده باشد. مقابل آپارتمانش رفتم. در نیمهباز بود. صدایش زدم که جواب نداد. وارد خانه شده و با یافتن جسد به پلیس اطلاع دادم.
در ادامه تحقیقات مشخص شد قاتل معتاد بوده و بعد از جنایت در تماس با یکی از اقوامش از او خواسته بود سراغ دخترش برود و او را از مدرسه به خانه برساند. پسر ۱۷ساله این زوج نیز بعد از حضور در خانه در تحقیقات مقدماتی گفت: پدرم به موادمخدر اعتیاد داشت و هیچ کاری برای ترک آن انجام نمیداد. مرد همسرکش با دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.
شلیک گلوله به سر عروس خانواده برای انتقام
رسیدگی به این پرونده از مهر سال ۱۴۰۰ با گزارش یک درگیری مرگبار در شهر قدس آغاز شد. ۳ مرد نقابدار با شکستن در وارد خانهای شده و مقابل چشمان اهالی خانه زن ۳۷ سالهای به نام شیما را با شلیک ۲ گلوله از پا درآورده و از محل گریختهاند.خواهر مقتول که شاهد این جنایت هولناک بود، در توضیح ماجرا به مأموران گفت:
آن شب من و خواهرم و دختر ۱۰سالهاش به همراه یکی از بستگان در خانه نشسته بودیم که به یکباره صدای شکستن در حیاط و بعد هم شکستن شیشه و در خانه به گوش رسید و ناگهان ۳ مرد که صورتشان را پوشانده بودند و یکی از آنها نیز اسلحه داشت، وارد خانه شدند. ما از ترس به داخل حمام فرار کردیم و در را بستیم اما آنها در حمام را شکستند و مردی که اسلحه در دستش بود، یک گلوله به پهلوی خواهرم و بعد هم گلوله دیگری به سرش شلیک کرد که خواهرم روی زمین افتاد.
در حالی که جیغ میکشیدم و وحشتزده بودم، من را تهدید کردند که اگر ساکت نشوم، من را هم میکشند.زن جوان درباره اینکه آیا متهمان را شناسایی کردی، گفت: بله، فردی که خواهرم را کشت، برادرشوهرش بود. از چشمها و صدایش او را شناختم. ۳ ماه قبل شوهر خواهرم دست به خودکشی زد و فوت کرد.
بعد از آن خواهرم و دختر ۱۰ سالهاش تنها شدند اما خانواده شوهرش به خصوص برادرانش، به جای حمایت، مدام خواهرم را اذیت میکردند و به بهانه اینکه او باعث خودکشی شوهرش بوده، وی را بارها تهدید به مرگ و انتقامجویی کردند، به حدی که خواهرم دیگر در آن خانه امنیت نداشت و به همراه دخترش به خانه من آمد. آنها در این ۳ ماه مدام به دنبال انتقام گرفتن از خواهرم بودند.
پس از اظهارات خواهر مقتول با بررسیهای تخصصی، پلیس ۲ برادر شوهر مقتول و پسرعمه آنها را دستگیر کرد. اما متهمان پس از دستگیری منکر دخالت در قتل شدند و اظهار داشتند، شب حادثه در محل دیگری بودهاند. اما ردزنی تلفن همراه آنها نشان داد در همان محل بودهاند.به این ترتیب هر سه متهم بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفتند و وقتی با مستندات پلیسی روبهرو شدند، یکی از برادرها اعتراف کرد که شیما را به قتل رسانده اما برادرش که کر و لال است و پسرعمهاش، در زمان قتل همراه او نبودهاند.
با این اعتراف بار دیگر خواهر مقتول با متهمان مواجهه حضوری شد و تأکید کرد که وی برای تبرئه برادر و پسرعمهاش چنین اعترافی کرده چراکه آنها ۳ نفری وارد خانهام شدند و خواهرم را به قتل رساندند. البته دختر ۱۰ساله مقتول هم حرفهای خالهاش را تأیید کرد و گفت، آن شب ۳ نفر به خانه خالهام آمدند و مادرم را کشتند.
اجیر کردن آدمکش برای قتل پدر با شلیک گلوله
پسر جوان برای قتل پدرش، دوستش را اجیر کرد تا با شلیک گلوله این سناریوی هولناک را رقم بزند. معمای این قتل با تحقیقات کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی البرز فاش شد.آخرین روزهای پاییز سال گذشته راننده خودرویی هنگام توقف در کنار گذر پل کردان در آزادراه کرج ــ قزوین به راننده اتوبوسی مشکوک شد که آنجا توقف کرده و سرش روی فرمان قرار داشت.
برای وضعیت راننده داخل اتوبوس رفت که با صحنه هولناکی روبهرو شد. مرد میانسال هدف گلوله قرار گرفته و غرق در خون روی فرمان افتاده بود.هراسان با پلیس تماس گرفت و این جنایت را گزارش داد. ماموران با حضور در محل متوجه شدند چند ساعتی از مرگ او گذشته و روشن بودن خودرو حکایت از غافلگیر کردن او از سوی قاتل داشت. جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و با شناسایی هویت مقتول به تحقیق از خانوادهاش پرداختند.
بررسیها نشان داد، این مرد راننده سرویس یک شرکت در حوالی کردان بوده و آن روز برای بردن مسافرانش از خانه به سمت شرکت رفته اما قبل از رسیدن به مقصد به قتل رسیده بود.سرانجام بعد تحقیقات قاتل پیدا شد و اعتراف کرد: «یکی از دوستانم به نام سعید مرتکب این قتل شد.» در حالی که سعید قصد داشت از کشور فرار کند، ماموران او را دستگیر کردند و پسر جوان به کشتن راننده اتوبوس اعتراف کرد و گفت: «یک روز میثم سراغم آمد و از بدرفتاریهای پدرش با او و مادرش برای من تعریف کرد و خواست او را بکشم.
ابتدا قبول نکردم اما او وعده داد اگر این کار را انجام دهم همه دارایی پدرش به او میرسد و دو میلیارد تومان به من میدهد، قبول کردم. روز حادثه میثم با پدرش تماس گرفت و خواست در حوالی پل کردان توقف کند و بستهای را از دوستش بگیرد و شب برای میثم به خانه بیاورد. این در حالی بود که من و میثم او را تعقیب میکردیم. وقتی در حوالی پل توقف کرد من از میثم جدا شده و به بهانه تحویل بسته سراغ پدرش رفتم و با شلیک گلوله او را کشتم. بعد هم با کمک میثم از محل فرار کردیم!»
قتل پدر با شلیک گلوله به خاطر ازدواج دوباره
پسر جوان بعد از جدایی پدر و مادرش با این ادعا که پدرش او و مادرش را از خانه بیرون کرده و قصد ازدواج مجدد دارد او را با شلیک گلوله به قتل رساند.اسفند سال قبل مأموران پلیس در یکی از محلههای حاشیهای کرمانشاه جسد مردی را کشف کردند که بر اثر اصابت چند گلوله به قتل رسیده بود.
مأموران در نخستین گام توانستند هویت مقتول را شناسایی کنند. او مردی 43ساله بود که به تازگی از همسرش جدا شده بود. تحقیقات درباره زندگی شخصی این مرد نشان میداد که او پسری 18ساله دارد که در جریان اختلافات او و همسرش، از مادرش حمایت میکند و بعد از جدایی آنها نیز همراه مادرش است. چند نفر پیش از این پدر و پسر را هنگام جروبحث و حتی درگیری دیده بودند و همین موضوع موجب مطرح شدن فرضیه قتل پدر بهدست پسر شد.
در این شرایط بود که پسر 18ساله بازداشت شد و درحالیکه زمان زیادی از آغاز بازجوییها نگذشته بود به قتل پدرش اعتراف کرد و گفت چون پدرش قصد ازدواج مجدد داشته او را به قتل رسانده است. پدرم نهتنها میخواست ازدواج مجدد کند، بلکه میخواست من و مادرم را هم از خانه بیرون کند و به همین دلیل من هم تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. ساعت 11 شب با کلت کمری که تهیه کرده بودم سراغ پدرم رفتم. برای آخرین مرتبه از او درباره تصمیمش سؤال کردم و وقتی فهمیدم که او حاضر نیست از تصمیمی که گرفته کوتاه بیاید چندین گلوله به او شلیک کردم.



