روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخعلیزاده| زن و مرد میانسال در حالیکه پیگیر پرونده قتل فرزندشان بودند به طرز هولناکی به قتل رسیدند. قاتل آشنا در ویلایشان واقع در طالقان سر آنها را از بدنشان جدا کرد. رسیدگی به این پرونده از دوازدهم بهمن ماه سال ۹۵ با کشف جسد پسر جوانی در آریاشهر کلید خورد.
عابران متوجه شده بودند که جسم بیجان این جوان کنار خیابان افتاده و موضوع را به ماموران پلیس اطلاع داده بودند. در اولین بررسیهای انجام شده مشخص شد که پسر 30 ساله بهنام پیام توسط فردی ناشناس خفه شده است و تحقیقات برای رازگشایی ماجرا آغاز شد. پدر و مادر پیام بعد از ثبت شکایت خود اعلام کردند که در زمان وقوع این حادثه به سفر کربلا رفته بودند و بعد از بازگشت متوجه وقوع این جنایت بزرگ شدند.
راز گوشی مقتول
در تحقیقات اولیه مشخص شد هنگام کشف جسد پیام، گوشی موبایلش همراه او نبوده است تا اینکه 5 ماه بعد از جنایت گوشی او روشن شد. ردزنیها آغاز شد و مشخص شد که گوشی پیام در دست زنی 35 ساله است که این زن به دادسرا احضار شده و گفت که گوشی تلفن همراه را همسرش به او هدیه داده است.
به این ترتیب همسر او بهنام حبیب 37 ساله تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: «من راننده مسافرکش هستم. در طول روز افراد زیادی در خودروي من سوار میشوند. یک شب زمانی که کارم تمام شد و به خانه برگشتم موقع پیاده شدن از خودروی خود متوجه شدم که یک گوشی کف ماشین افتاده است که آن را برداشتم.چند ماهی صبر کردم تا صاحب آن پیدا شود اما نشد.برای همین آن را به همسرم هدیه دادم.»
متهم در حالی این ادعا را مطرح میکرد که همسرش اظهار میداشت حبیب حرفی از اینکه یک گوشی پیدا کرده به او نزده بود. ضد و نقیضگوییهای حبیب و همسرش سبب شد ظن ماموران جنایی نسبت به آنها بیشتر شود. در ادامه نقطهزنی محل کشف جسد انجام شده و مشخص شد که متهم در همان لحظه در همان نقطهای حاضر بوده که مقتول هم همانجا بود.
علاوه بر این شوهرخواهر مقتول بهنام میثم در ادعایی گفت: «حبیب در راهروی پلیس آگاهی به من گفت که من پیام را خفه نکردهام. برای همین من مطمئن شدم که قتل پیام کار خود اوست. اگر نه از کجا میدانست پیام خفه شده است؟» اما افسر پرونده این حرف میثم را تايید نکرد و اظهار داشت که متهم چنین حرفی در مرحله تحقیقات پلیس آگاهی نزده است.
پرونده به دادگاه کیفری رفت
به این ترتیب حبیب با وجود ادله موجود در پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و پدر و مادر پیام برای حبیب حکم قصاص خواستند .پدر قربانی گفت: «پسرم در یک کارخانه خودروسازی کار میکرد. صبحها ساعت 6 با سرویس به محل کارش میرفت و گاهی اوقات با خودروهای دربستی از اتوبان ستاری به اشرفی اصفهانی و سپس به جاده مخصوص کرج میرفت. پسرمان آن روز برای رفتن به محل کارش خواب مانده بود و احتمالا به عنوان مسافر سوار خودروی این متهم شده است.»
سپس متهم در جایگاه ایستاد و گفت: «اتهامم را قبول ندارم. من ساکن سلماس هستم. هر دو ماه یکبار به تهران میآمدم و با ماشین مسافرکشی میکردم. سپس به محل زندگیام میرفتم و بعد از چند روز استراحت دوباره به تهران برمیگشتم. من در مسیر اتوبان ستاری، بزرگراه اشرفی اصفهانی و جاده مخصوص کرج با ماشین مسافرکشی میکردم و 5 ماه قبل از اینکه بازداشت شوم وقتی در حال تمیز کردن ماشین بودم گوشی موبایل را پیدا کردم. داخل آن هیچ سیمکارتی نبود به همین خاطر ۵ ماه منتظر شدم تا شاید صاحب آن را پیدا کنم. اما صاحب گوشی پیدا نشد از طرفی مدتی بود همسرم دلش میخواست یک گوشی مدل بالا داشته باشد برای همین آن گوشی را به او هدیه دادم.»
متهم در ادامه دفاعیات خود گفت: «من به همسرم گفته بودم که گوشی را پیدا کردهام و دلیلی برای پنهان کردن این موضوع نداشتم اما احتمال میدهم که او از ترسش به ماموران گفته نمیدانسته گوشی را پیدا کرده بودم.» سپس حبیب در پاسخ به سوال دیگر قضات دادگاه درباره اینکه چطور در زمان قتل، گوشی موبایل تو و مقتول در یک محدوده آنتندهی داشتهاند گفت: «من در همان محدوده مسافرکشی میکنم و شاید آن روز هم همان حوالی بودم.» همچنین متهم در آخرین دفاع گفت: «من اصلاً پیام را نمیشناسم و انگیزهای برای قتل او نداشتم.»
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و حبیب را به قصاص محکوم کردند. اما این حکم در دیوان عالی کشور تایید نشد. به این ترتیب بار دیگر متهم محاکمه شده و این بار هم ضمن انکار اتهام انتسابی دفاعیات قبلی خود را بیان کرد. در پایان جلسه قضات دادگاه وارد شور شدند و پرونده را لوث تشخیص داده و حکم به برگزاری مراسم قسامه صادر کردند. سپس حبیب تا اجرای رسیدن روز مراسم قسامه با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
قتل هولناک پدر و مادر مقتول
مطابق قانون قسامه اولیایدم 50 نفر را به دادگاه معرفی کردند که قسم بخورند حبیب قاتل است تا بعد از آن حکم قصاص برای متهم صادر شود. اما درست 2 روز مانده بود به روز اجرای مراسم قسامه که پدر و مادر پیام در ویلای خود واقع در طالقان بهطرز هولناکی به قتل رسیدند. در حالی که این زن و شوهر میانسال شب حادثه در ویلا تنها بودند فردی وارد ویلا شده و آنها را کشته؛ سپس سر آنها را از بدنشان جدا کرده بود.
به این ترتیب رسیدگی به قتل فجیع زوج میانسال در دستور کار جنایی قرار گرفت و حبیب بهعنوان مظنون اصلی پرونده بازداشت شد اما اتهام خود را انکار کرد. در همین حال خواهر پیام به همراه شوهرش میثم؛ برای رسیدگی به پرونده در مراجع قضایی حاضر شدند که ماموران جنایی متوجه زخمهایی روی دستان میثم شدند که به نظر میرسید جای چنگ باشد.
وجود این زخمها سبب برانگیخته شدن شک ماموران نسبت به میثم شده و او تحت بازجویی قرار گرفت. میثم که از کارمندان رده بالای یکی از دانشگاههای معروف کشور بود، مدعی شد دستش هنگام تعمیر خودرو آسیب دیده است. اما بررسی فیلم دوربینهای مداربسته در روز جنایت نشان میداد میثم آن روز صبح به محل کارش رفته ولی دقایقی بعد در پارکینگ محل کارش، پلاک خودروی خود را تعویض کرده و از در دیگر دانشگاه خارج شده است. وقتی میثم در برابر اطلاعات ماموران قرار گرفت راه فراری از حقیقت پیش روی خود ندید و لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل پدر و مادر همسرش برداشت.
متهم در اولین اعترافات خود گفت: «پدر همسرم یک ملاک ثروتمند بود. او املاک زیادی در منطقه پونک تهران و همچنین در شهرستان طالقان، شهرک اندیشه و عظیمیه کرج داشت. با مرگ پیام، همسرم تنها وارث خانواده شده بود. من هم مدتی بود وسوسه شده بودم که آنها را به قتل برسانم تا صاحب ثروتشان شوم.»
متهم در مورد روز حادثه گفت: «آن روز پلاک خودروی خود را عوض کرده و سپس به طالقان رفتم. بعد وارد ویلا شده و پدر و مادرزنم را کشتم تا همه اموال آنها به همسرم برسد.» با اعترافات تکاندهنده میثم فرضیه دست داشتن میثم در قتل برادرزنش قوت گرفت. به این ترتیب پرونده قتل پیام از شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به دادسرای طالقان فرستاده شد تا تحقیقات جنایی در این پرونده در آن مرجع قضایی ادامه پیدا کند.



