روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخعلیزاده| زن جوان از مدیر یک شرکت تجاری واقع در شمال تهران به اتهام آدمربایی و تجاوز و تهیه فیلم سیاه شکایت کرد. یک ماه قبل رسیدگی به شکایت زن جوان بهنام نگار با موضوع آدمربایی و تجاوز در دستور کار غلامحسین صادقزاده، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت.
نگار 33 ساله با مراجعه به دادسرای جنایی تهران در طرح شکایت خود گفت: «از مدتی قبل در شرکتی واقع در شمال تهران مشغول کار بودم تا اینکه مدیرعامل شرکت که جوان پولداری بهنام بردیا بود، به من ابراز علاقه کرد و گفت که قصد ازدواج با من را دارد. من با اینکه از این پیشنهاد از سوی مردی ثروتمند با موقعیت خوب اجتماعی خوشحال بودم اما از او خواستم که مدتی با هم در ارتباط باشیم تا با اخلاق هم بیشتر آشنا شویم. بردیا هم قبول کرد و آشنایی ما شروع شد.»
نگار در ادامه گفت: «بردیا در همان اوایل ارتباط به من گفت که قبلا ازدواج کرده اما به دلیل اختلافاتی که با همسر خود داشته از او جدا شده است. فکر میکنم این حرف را به من زد که اگر در مورد همسر او چیزی از بقیه همکاران شنیدم راجع به ازدواجش پیشذهنیت داشته باشم. من هم حرف او را باور کردم و چند ماه ارتباط ما ادامه داشت.
در تمام روزهایی که با او در ارتباط بودم خودم را در آستانه خوشبختی تصور میکردم چون او رفتار خیلی موجهی از خودش نشان میداد. هدیههای زیادی هم برای من خریده بود و همیشه من را به تفریحات و رستورانهای لاکچری میبرد. کمکم به خودم آمدم و دیدم که بهشدت به بردیا علاقهمند شدهام.»
افشای یک دروغ
زن جوان در ادامه در طرح شکایت خود گفت: «بالاخره چند ماهی که از آشنایی من و بردیا گذشت، به رفتارهای او مشکوک شدم و حدس میزدم با کسی در ارتباط است چون در ساعاتی از روز اصلا با من در تماس نبود. از طرفی رفتارش طوری بود که احساس میکردم چیزی در زندگیاش وجود دارد که آن را از من مخفی میکند.
از همه اینها گذشته با اینکه در ابتدا به عنوان خواستگار من پا پیش گذاشته بود اما دیگر حرفی از ازدواج نمیزد.» سماجتهای نگار سبب شد که راز زندگی بردیا برای او فاش شود: «بالاخره متوجه شدم که هرچه بردیا در مورد طلاقش گفته بود، دروغ بوده و او با همسرش زیر یک سقف زندگی میکرد.
وقتی این موضوع را فهمیدم ضربه روحی شدیدی خوردم و ارتباطم را با بردیا قطع کردم. اما او دستبردار نبود و میگفت این همه هزینه نکردم که بعد از 4 ماه با من خداحافظی کنی و هنوز به من ابراز علاقه میکرد. اما من تصمیمم را گرفته بودم و به هیچوجه نمیخواستم به ارتباطی که با دروغ شروع شده ادامه بدهم و سایه سنگین زندگی زنی دیگر بشوم.»
شکایت نگار از بردیا
صحبت به اینجای ماجرا که رسید زن جوان در مورد روز حادثه گفت: «آن روز بردیا با اصرار از من خواست که ساعت 7 صبح همدیگر را در جایی نزدیکی پل رومی ببینیم. میگفت که میخواهد آخرین حرفها را بزند. اصرار او باعث شد که تن به این قرار ملاقات دادم و او با خودروی خود دنبالم آمد. همین که داخل ماشینش نشستم شروع کرد به ضرب و جرحم و با تهدید من را به سمت ویلای خود واقع در کردان برد.
وقتی به آنجا رسیدیم گوشی من را گرفت و من را داخل یک اتاق حبس کرد. دو روز در آنجا حبس بودم و هیچ تماسی با خانوادهام برقرار نکرده بودم. یک شب میخواستم اقدام به فرار کنم که بردیا من را روی زمین کشید و دوباره بهشدت کتکم زد. سپس به من تجاوز کرد و از من فیلم سیاه تهیه کرد.
بردیا این رفتار را برای انتقامگیری با من کرد و با تهیه فیلم سیاه میخواست من علیه او شکایت نکنم.» با اطلاعاتی که نگار در اختیار بازپرس جنایی قرار داد، تحقیقات در مورد بردیا آغاز شد تا صحت ادعای زن جوان مشخص شود. این در حالی بود که پزشکی قانونی وجود آثار ضرب و جرح و کشیدگی بدن نگار روی زمین را تایید کرد. با دستور بازپرس جنایی قرار است تماسهای زن جوان در آن 2 روزی که ادعا میکند در حبس بوده، بررسی شود تا صحت ادعای او روشن شود. به این ترتیب رسیدگی به این پرونده تا روشن شدن راز ماجرا، در دستور کار بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران قرار دارد.



