روزنامه هفت صبح| پسرجوان که با نقشه از پیش طراحی شده اقدام به اغفال مردان سالخورده در فضای مجازی یا در پارک دانشجو میکرد، در جلسه محاکمه سناریوی جدیدی از اتهامات خود مطرح کرد. رسیدگی به این پرونده از زمستان سال گذشته با ثبت شکایتهای سریالی برخی افراد آغاز شد.
این افراد در فضای مجازی یا بوستانهای سطح شهر تهران یا سفرهخانهها با فردی حدودا 22ساله آشنا شده بودند. سپس با او قرار ملاقات گذاشته و او اعتماد آنها را جلب کرده و وارد خانهشان شده بود یا اینکه آنها را به مخفیگاه خود کشانده بود.سپس در نوشیدنی آنها قرص خوابآور ریخته و بعد از اینکه طعمههای خود را بیهوش میکرد اقدام به سرقت اموال آنها کرده و از حساب بانکی آنها نیز سرقت میکرد.
در حالی که 20 زن و مرد از این جوان به اتهام اغفال، سرقت و تهیه فیلم سیاه شکایت کردند سرانجام متهم دستگیر شد و در برخورد ابتدایی با پلیس به اتهام خود اعتراف کرد.ابوالفضل 22ساله در اولین اعترافات خود در برابر ماموران گفت:«تا کلاس هشتم بیشتر درس نخواندهام. فرزند اول خانوادهام و با درآمد پدرم که یک کارگر فصلی بود و در برخی ایام سال بیکار میشد، دخل و خرج ما جور نمیشد.
برای همین حدود 6سال قبل از زادگاهم در یکی از محلههای همدان به تهران آمدم و در یک کارگاه تولیدی لباس مشغول برشکاری لباس شدم.اوایل که برای کار به تهران آمدم مدتی در خانه اقوام بودم اما بعد به مسافرخانه رفتم.درآمدم زیاد نبود و ماهانه حدود 8میلیون تومان حقوق میگرفتم اما باز هم تلاش میکردم تا کمک خرج خانوادهام باشم.» تا اینکه جرقه یک نقشه شیطانی در ذهن او زده شد و درباره آن در اعترافاتش گفت:
«اخیرا یک موتور خریده بودم که به خاطر خرید آن بدهکاری بالا آورده بودم.با حقوقی که میگرفتم نمیتوانستم بدهی را پرداخت کنم.برای همین قبل از عید بود که فکر سرقت به سرم زد.در فضای مجازی یا پارکها بهویژه پارک دانشجو و سفرهخانهها با طعمههای خود آشنا میشدم.
سر صحبت را با آنها باز میکردم و طرح دوستی میریختم.میگفتم که دانشجو هستم و وضع مالی خوبی ندارم.با داستانسراییهایی که میکردم، آنها دلشان برای من میسوخت و من را به خانهشان دعوت میکردند. این دوستی زیاد طول نمیکشید.گاهی 2 یا 3 روز.بعضی وقتها هم کمتر از یک نصفه روز به خانهشان میرفتم.بعد در نوشیدنی آنها قرص خوابآور میریختم و وقتی بیهوش میشدند کارت بانکیشان را سرقت میکردم.
قبل از رفتن به خانهشان ترتیب یک خرید کوچک را میدادم و میگفتم حساب کنند تا بعدا با آنها پول خرید را حساب کنم. وقتی میخواستند پول خرید از سوپر مارکت را بدهند، رمز کارتشان را حفظ میکردم.بعد هم پول را انتقال میدادم.البته شاکیان در شکایت خود گفتهاند که اموال دیگری جز حساب بانکیشان هم سرقت شده است اما من قبول ندارم.»
متهم در ادامه گفت:«در همه سرقتها شیوه و شگرد من همین بود فقط در یک مورد بود که خانهای برای یک روز اجاره کرده و طعمه را به آنجا بردم.» او در مورد تهیه فیلم سیاه گفت:«فیلم سیاه تهیه میکردم تا بعدا از ترس آبرویشان از من شکایت نکنند.» با اعتراف متهم پرونده برای رسیدگی به شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم پای میز محاکمه ایستاد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی شاکیانی که در این جلسه حضور داشتند اقدام به طرح مجدد شکایت خود کردند.اولین نفر مردی حدود 75ساله بود که گفت:« نیمه خرداد بود که همسرم به سفر رفته و در خانه تنها بودم. صبح روز حادثه برای خرید وسایل صبحانه به سوپرمارکت رفته بودم که در مسیر با این متهم همکلام شدم. او خودش را دانشجو جا زد و گفت که صبحانه نخورده است.
ظاهر او به حدی موجه بود که یک درصد هم فکر نکردم کلکی در کارش باشد.میگفت دنبال نان حلال است و من به او گفتم که میتوانم در شهرستان برای او کار پیدا کنم چون در حال ساخت یک خانه در شهرستان بودم. این جوان از این حرف استقبال کرد.بعد او را برای صرف صبحانه به خانه دعوت کردم.اما این فرد در چای من قرص خوابآور ریخته و من را بیهوش کرد.
سپس مقدار زیادی از مسهای همسرم و طلاهای او را از خانه برده بود.مقداری هم پول نقد که در خانه داشتیم برداشته بود.8میلیون تومان هم از کارت حقوقم برداشته بود.یک دستگاه دریل و کامپیوترماشین همسایهمان را هم سرقت کرده بود.من حدود 30 ساعت بیهوش بودم و 3 روز در بیمارستان در بخش مراقبتهای ویژه بستری بودم.
با توجه به اینکه مبتلا به دیابت هستم ممکن بود به کام مرگ فرو روم.» سپس متهم در جایگاه دفاع قرار گرفته و گفت:«من اتهام تعرض را قبول ندارم.فقط برای اینکه آنها بعدا از من شکایت نکنند از آنها فیلم گرفتم.سرقتهایی هم که انجام دادم در حدی که شاکیان ادعا میکنند نبوده است.من فقط در چند مورد کارت بانکی را برداشتم.»قضات دادگاه بعد از شنیدن شکایت شاکیان و دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.



