روزنامه هفت صبح| 4 مرد جوان که یک نانوای پولدار را با انگیزه سرقت ربوده و به قتل رساندند با رای دادگاه به قصاص، زندان و شلاق محکوم شدند.هفدهم خرداد ماه سال قبل دختر جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی مفقود شدن ناگهانی پدر ۷۶ساله خود به نام یوسف را گزارش داد.زن جوان در حالی که به شدت مضطرب و پریشان به نظر می‌رسید به ماموران پلیس گفت:

«پدرم چند مغازه نانوایی دارد و صبح امروز برای رسیدگی به برخی کارهای اداری مربوط به کسب‌وکارش قرار بود به اتحادیه نانوایان برود.پدرم از من خواست که او را به اتحادیه برسانم و من با خودرو خودم او را مقابل اتحادیه نانوایان رساندم و به خانه برگشتم.گمان می‌کردم حتما در اتحادیه مشغول انجام کارهای خود است و تا چند ساعت به او زنگ نزدم اما وقتی برای بازگشت به خانه دیر کرد، نگران شدم و چند بار با گوشی موبایل او تماس گرفتم اما گوشی موبایلش خاموش شده بود.وقتی غیبت پدرم طولانی شد به پلیس مراجعه کردم چون سابقه نداشت بی‌خبر از ما جایی برود و می‌ترسم بلایی سرش آمده باشد.»

به این ترتیب تلاش برای افشای راز ناپدید شدن مرد پولدار آغاز شد و ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند که حدود یک ماه قبل از گم شدن یوسف، منزل او طعمه سرقت قرار گرفته بود.در جریان این سرقت،سارقان مقداری طلا از منزل یوسف دزدیده بودند و کارت عابر بانک یوسف نیز که مبلغ ۷۰میلیون تومان پول در آن موجود بود به سرقت رفته بود.در ادامه تحقیقات ماموران پلیس آخرین تماس‌های یوسف را بررسی کرده و مشخص شد که او قبل از مفقود شدن چند بار با زنی به نام سیما در تماس بوده است.

به این ترتیب سیما برای ادای توضیحات به پلیس آگاهی احضار شد و ضد و نقیض‌گویی‌های او سبب شد ظن ماموران به او بیشتر شده و منزل محل سکونتش را مورد بررسی قرار دادند که در خانه او مقادیری از طلاهایی که قبلا از خانه یوسف سرقت شده بود پیدا شد.کشف این طلاها راهی جز بیان حقیقت برای سیما نگذاشت و لب به اعتراف گشود و گفت:

«مدتی قبل یکی از دوستان نامزدم به نام ایمان به ما گفت که قصد انتقامگیری از پیرمرد پولداری به نام یوسف را دارد.ایمان می‌گفت که نانوایی یوسف را اجاره کرده بود اما زمانی که با هم به اختلاف مالی برخوردند یوسف قرارداد را فسخ کرده که همین موضوع سبب شده بود که ایمان ضرر مالی زیادی کند.برای همین از او کینه به دل گرفته و تصمیم گرفته بود که از یوسف انتقام بگیرد.»

سیما در ادامه گفت:«ایمان از نامزدم فرهاد و من خواست تا به او کمک کنیم و به خانه پیرمرد دستبرد بزنیم.برای همین من چند بار با بهانه‌های مختلف با یوسف تماس گرفته و سعی کردم باب آشنایی را باز کنم.تا اینکه یک شب متوجه شدم یوسف در خانه نیست و آمار او را به ایمان و فرهاد دادم.آنها با هم به خانه‌اش رفتند و مقداری طلا و کارت عابر بانکش را دزدیدند.

فرهاد به من می‌گفت که ایمان متوجه نشده که در خانه طلا هم وجود داشته و او پنهان از چشم دوستش طلاها را سرقت کرده بود.برای همین آنها را به من داد و گفت صدایش را در نیاورم. ایمان هم که فکر می‌کرد از این سرقت مبلغ دندانگیری نصیبشان نشده این بار نقشه ربودن یوسف را کشید تا از او اخاذی کند.نامزد من هم در جریان این نقشه او را همراهی کرد و یک روز صبح یوسف را ربودند اما نقشه آنها به بن بست رسید و یوسف کشته شد.»

دستگیری عاملان قتل
با اطلاعاتی که سیما در اختیار ماموران قرار داده بود، ‌ایمان و فرهاد شناسایی و دستگیر شدند.متهمان زمانی که متوجه شدند سیما سیر تا پیاز ماجرا را برای ماموران فاش کرده است، به ناچار لب به اعتراف گشوده و راز جنایت خونین را فاش کردند.ایمان در تشریح جزئیات قتل گفت:«با نقشه‌ای که از قبل کشیده بودیم،‌ به همراه فرهاد زاغ سیاه یوسف را چوب زده و یک روز صبح او را مقابل اتحادیه داخل ماشین خود کشاندیم.

ما کلید خانه‌اش را با زور و تهدید از او گرفته و دو نفر از دوستانمان به نام‌های سعید و علی را اجیر کردیم که به خانه او دستبرد بزنند.اما وقتی سعید و علی به خانه پیرمرد رفته بودند متوجه حضور دخترش شده و دست خالی بازگشتند.ما مجبور شدیم یوسف را به باغی در شهریار ببریم تا در روزی دیگر دوباره فرصت ورود به خانه‌اش را پیدا کرده و نقشه‌مان را عملی کنیم.اما در باغ او با ما درگیر شد و در جریان درگیری ما ناخواسته او را کشتیم.بعد هم مجبور شدیم که جسدش را در یک کانال آب واقع در مشیریه بیندازیم.» به دنبال اعترافات دو متهم، دو همدست دیگر آنها نیز بازداشت شدند و در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران در دو جلسه پیاپی از خود دفاع کردند.

در دادگاه
در ابتدای جلسه دختر یوسف به عنوان ولی‌دم درخواست اشد مجازات برای متهمان را کرده و گفت:«برای هر 4 نفر تقاضای اشد مجازات دارم و همه آنها را در قتل پدرم مقصر می‌دانم.از خانه ما ۲۵ تخته فرش نفیس گم شده و می‌دانم متهمان آنها را دزدیده‌اند.»سپس ایمان و فرهاد به اتهام مشارکت در قتل، سعید و علی به اتهام معاونت در جنایت و هر چهار نفربه اتهام مشارکت در آدم‌ربایی از خود دفاع کردند.

ایمان در دفاع از خود گفت:«چند سال قبل فکر راه‌اندازی کسب‌وکاری بودم اما دستم خالی بود.مجبور شدم طلاهای مادرم را از او قرض گرفته و بفروشم.وقتی سرمایه اندکی تامین کردم مغازه یوسف را اجاره کردم اما مدتی بعد به خاطر اختلافات مالی او مغازه را از من پس گرفت و همین باعث ضرر من و از دست رفتن طلاهای مادرم شد.هر بار به آن طلاها فکر می‌کردم تمام وجودم پر از انتقام از یوسف می‌شد.»

متهم در ادامه گفت:«وقتی به همراه 3 رفیقم نقشه ربودن یوسف را کشیدیم، با یوسف تماس گرفته و گفتیم از اتحادیه نانوایان با او تماس گرفته‌ایم و از او خواستیم تا به اتحادیه برود. موقع بازگشت پیرمرد از اتحادیه مقابل در او را سوار ماشین کردیم و دست و پایش را بستیم. همان موقع کلید خانه را از او گرفتیم و سعید و علی به خانه‌اش رفتند.

اما وقتی متوجه حضور دختر پیرمرد در خانه شدند از ترس بازگشتند. ما یوسف را به باغی در شهریار بردیم .اما او سروصدا می‌کرد. به همین خاطر من و فرهاد سیم شارژر موبایل را دور گردنش انداختیم اما قصد قتل نداشتیم. پیرمرد تقلا کرد و یکباره متوجه شدیم او نفس نمی‌کشد. به همین خاطر جسد را به کانال آب انداختیم.»

سپس فرهاد روبه‌روی قضات ایستاد و گفت: ما قصد کشتن پیرمرد را نداشتیم. او را به باغ شهریار برده بودیم تا از خانواده‌اش اخاذی کنیم اما با او درگیر شدیم و برای ساکت کردنش سیم شارژر موبایل را دور گردنش انداختیم. ما در این ماجرا هیچ پولی به دست نیاوردیم و از ترسمان جسد را به کانال آب انداختیم.»

سپس سعید در برابر قضات ایستاد گفت:«من در قتل نقشی نداشتم و فقط راننده بودم.اصلا قرار نبود به پیرمرد آسیبی بزنیم اما نمی‌دانم چطور شد که او کشته شد.» علی نیز گفت:«بهرام کلید خانه پیرمرد را به ما داد تا به آنجا برویم و از خانه‌اش سرقت کنیم اما مقابل در صدای دخترش را از طبقه بالا شنیدیم و از ترس فرار کردیم. من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم.» در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک های موجود در پرونده، ایمان و فرهاد را به خاطر مشارکت در قتل به قصاص محکوم کردند.

هر یک از آنها به جرم آدم‌ربایی به10سال زندان و به خاطر سرقت به 10سال زندان و شلاق محکوم شدند.قضات دادگاه متهمان ردیف سوم و چهارم را از اتهام معاونت در قتل تبرئه و هر یک را به خاطر مشارکت در آدم‌ربایی به 10سال زندان و به خاطر معاونت در سرقت به 4سال زندان و شلاق محکوم کردند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اسلایدراینجا کلیک کنید.