روزنامه هفت صبح| خانم بلاگر تهرانی که با همدستی یک مرد غریبه شوهرش را به قتل رسانده و جسد او را مقابل چشم دختر خردسالشان به آتش کشیده بود، در آخرین دفاع مقابل قضات دادگاه گناه را گردن همدستش انداخت. یکسال قبل مرد ۳۷سالهای به نام علی به طرز مرموزی ناپدید شد.مادر علی که از فقدان ناگهانی فرزند خود به شدت نگران شده بود به پلیس آگاهی رفته بود گفت:
«چند روز است پسرم به طرز مشکوکی ناپدید شده است و عروسم میگوید او به کشور امارات مهاجرت کرده و قرار نیست دیگر به ایران برگردد.پذیرش این موضوع برایم خیلی سخت است که بدون اطلاع قبلی و حتی بدون خداحافظی چنین تصمیمی گرفته باشد.اوایل پسرم از یک خط موبایل خارجی برایم پیامک ارسال میکرد. اما هر بار ما با او تماس تصویری میگرفتیم پاسخ نمیداد و من نگران او هستم.
من به حرفهای عروسم مشکوکم و میترسم بلایی سر پسرم آمده باشد.به دنبال اظهارات زن سالخورده تلاش برای به دست آمدن سرنخی از سرنوشت علی آغاز شد و این در حالی بود که او و همسرش هر دو فعالیتهای زیادی در فضای مجازی داشتند و در پیجهای اینستاگرامی فعالیت میکردند.
به این ترتیب بررسی فعالیتهای علی در فضای مجازی آغاز شد. مأموران در نخستین گام از بررسیها به همسر ۲۹ساله او به نام سحر که از ۱۴سال قبل با علی زندگی مشترک داشت؛ به خاطر حرفهای ضد و نقیض او مشکوک شدند. سحر بلاگر بود و در اینستاگرام فالوئرهای زیادی داشت.
اظهارات عجیب دختر بچه مقتول
در این میان پرسوجو از دختر 6 ساله این زوج تحقیقات را وارد مرحله تازهای کرد. دختر خردسال وقتی در برابر سوالات بازپرس جنایی قرار گرفت گفت مادرش شبانه با همدستی یک مرد غریبه پدرش را کشته و او شاهد ماجرا بوده است.با اظهارات شاهد کوچولو، راه فراری از حقیقت برای سحر باقی نماند و او به قتل شوهرش با همدستی یک مرد بلاگر به نام شاهین اعتراف کرد.
زن جوان در اولین اعترافات خود گفت: من و همسرم ۱۴سال بود که با هم زندگی میکردیم و صاحب یک دختر بودیم. همسرم با اینکه ورزشکار بود اما به قرصهای ترامادول اعتیاد داشت و همیشه من و دخترم را اذیت میکرد. من از طریق اینستاگرام و پیجهای تبلیغاتی درآمد داشتم. تا اینکه یک روز با یک بلاگر که خودش را مریم معرفی کرده بود آشنا شدم و از بد رفتاریهای شوهرم گلایه کردم.
پس از مدتی رابطه من و مریم نزدیک شد و من با او قرار ملاقات گذاشتم.آنجا بود که فهمیدم او اصلا خانم نیست و تا آن زمان داشتم با یک آقا به نام شاهین حرف میزدم که خودش را زن معرفی کرده بود. من از زندگی شخصیام به او گفتم و برای ادب کردن شوهرم از او کمک خواستم.
این زن ادامه داد: شاهین در قالب پیج مدلینگ کودک با شوهرم که او هم بلاگر بود طرح دوستی ریخت و یک روز به خانهمان آمد و قرصهای خوابآوری را که از قبل تهیه کرده بود به شوهرم خوراند. وقتی شوهرم به خواب عمیق رفت من و شاهین دست و پای او را بستیم. میخواستیم او را آرایش کنیم و از او فیلم بگیریم و او را تهدید کنیم تا دست از اذیت و آزار من و دخترم بردارد.
من میخواستم شوهرم را تهدید کنم اگر بار دیگر من و دخترم را کتک بزند فیلمها را در اینستاگرام پخش کنم و آبرویش را ببرم. اما در حین فیلمبرداری یکباره شوهرم بیدار شد و شاهین ناچار او را با چاقو زد و گریخت .با اطلاعاتی که این زن به پلیس داده بود شاهین ۳۵ساله که چند سابقه کیفری در پروندهاش داشت ردیابی و بازداشت شد.مرد بلاگر به قتل اعتراف کرد و گفت همراه با سحر پس از قتل جسد را در بیابانهای حاشیه تهران در یک سایت زباله به آتش کشیده است.
همدستم گناهکار است!
در بازجوییهای بعدی شاهین گفت سحر دستور قتل شوهرش را صادر کرده و در قتل به او کمک کرده بود.اما در بازجوییهای بعدی اعترافات تازهای را مطرح کرد و گفت: زن جوان در قتل شوهرش دستی نداشته و بیگناه است.ما اصلا قرار قتل نداشتیم چون علی یکباره از خواب بیدار شد از ترسم با چاقو او را زدم.
سپس به خانه خالهام رفتم و ویلچر پسرخاله معلولم را قرض گرفتم. من جسد را روی ویلچر گذاشتم و سپس سوار ماشین کردم و آن را در حاشیه تهران به آتش کشیدم. سحر در این ماجرا دستی نداشت. سحر نیز مدعی شد قتل شوهرش یکباره رخ داده و برنامهریزی برای قتل او نداشته و بیگناه است .به دنبال کشف آثار خون در خانه و خودرو قربانی و بازسازی صحنه جرم برای شاهین به اتهام قتل و برای سمیرا به اتهام معاونت در جنایت کیفرخواست صادر و پروندهشان به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه
در ابتدای نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و از طرف دختر خردسال قربانی درخواست دیه را مطرح کرد .سپس مادر علی روبهروی قضات ایستاد و گفت :من برای عاملان قتل پسرم قصاص میخواهم. عروسم به من گفته بود پسرم در تصادف رانندگی یک نفر را کشته و به اجبار به کشور امارات مهاجرت کرده است.
او ۵ ماه ما را فریب داد تا اینکه با حرفهای نوهام به سحر مشکوک شدیم و از پلیس کمک گرفتیم. با گذشت دو سال از این ماجرا پلیس هیچ اثری از جسد پسرم کشف نکرده است. عروسم بقایای جسد سوخته پسرم را هم از بین برد تا راز قتل پنهان باقی بماند. من حاضر به گذشت نیستم و تقاضای قصاص دارم.
سپس دختر خردسال قربانی روبهروی قضات ایستاد و اظهارات عجیبی را مطرح کرد .شاهد کوچولو گفت: من همراه مادرم و مرد غریبه به پارک رفته بودیم اما وقتی به خانه برگشتیم پدرم در خواب بود مادرم و مرد غریبه دهان پدرم را با چسب بستند و مادرم با دستهایش پدرم را خفه کرد .این دختر که ترس در چشمانش موج میزد ادامه داد: آنها پدرم را روی ویلچر گذاشتند و حتی مرد همسایه ما را مقابل در خانه دید. ما با هم به بیابان رفتیم و آنها آنجا با هم آتش روشن کردند. در این مدت مادرم گفته بود حق ندارم در اینباره به کسی حرفی بزنم او مرا تهدید میکرد .
انکار قتل توسط متهم اصلی
سپس شاهین در جایگاه متهم ایستاد و منکر قتل شد .او گفت: من مدل بودم که با علی و همسرش آشنا شدم. سحر با من درد و دل میکرد و میگفت شوهرش او و بچهاش را به بهانههای مختلف کتک میزند. او میخواست شوهرش را ادب کند.به همین خاطر پیشنهاد داد تا شبانه به خانهشان بروم. وقتی شوهرش بیهوش بود ما او را آرایش و لباسهای زنانه به تنش کردیم و از او عکس گرفتیم.
سحر میگفت اگر بار دیگر علی او و دخترش را کتک بزند عکسها را در اینستاگرام پخش میکند و آبرویش را میبرد.اما همان موقع علی یکباره از خواب بیدار شد و سحر با ضربههای چاقو او را کشت.این مرد ادامه داد: من قبلاً به خاطر سحر قتل را گردن گرفته بودم اما حالا حقیقت را میگویم. او قاتل است .
این متهم درباره حمل جسد توضیح داد: بعد از قتل من به خانه خالهام رفتم و ویلچر پسرخالهام را گرفتم. ما جسد را روی آن گذاشتیم و هنگامی که میخواستیم آن را از خانه بیرون ببریم مرد همسایه ما را دید. سحر گفت همسرش مشروب خورده و حالش بد شده و ما میخواهیم او را به بیمارستان برسانیم.ما جسد را به بیابانهای حاشیه تهران بردیم و سحر با ریختن بنزین آن را آتش زد.
ساعتی بعد بقایای جسد را جمع کرد و آنها را در رودخانهای ریخت و ما به خانه برگشتیم .سپس سحر روبهروی قضات ایستاد و اظهارات قبلیاش را تکرار کرد .او گفت: من به شوهرم قرص خوابآور خوراندم تا بتوانم از او عکس و فیلم بگیرم. من میخواستم او را تهدید کنم اگر بار دیگر مرا کتک بزند آبرویش را ببرم ولی او یکباره از خواب بیدار شد و شاهین او را کشت.
من در قتل و سوزاندن جسد دستی نداشتم.ما جسد را به بیابان بردیم و من و دخترم در ماشین نشستیم. شاهین به تنهایی جسد را سوزاند.سپس وکیل اولیای دم برخاست و گفت: شواهد زیادی علیه سحر وجود دارد که نشان میدهد او در قتل شوهرش دست داشته است. از این رو تقاضا دارم تا عنوان اتهامی او از معاونت به قتل به مشارکت در جنایت تغییر یابد .سپس قضات ادامه جلسه را به روزهای آینده موکول کردند.
آخرین دفاع
در دومین جلسه رسیدگی به این پرونده اولیای دم بار دیگر بر صدور حکم قصاص اصرار کردند. سپس شاهین برای آخرین دفاع روبهروی قضات ایستاد و گفت: باور کنید من در قتل دستی نداشتم و به خاطر سحر قتل را گردن گرفتم. من حقیقت را میگویم. سحر به تنهایی شوهرش را کشت و این موضوع را حتی دختر خردسال او هم تایید میکند.
من از سر دلسوزی در بازجویی حرفهایی زدم و خودم را گرفتار کردم.اما حالا میگویم فقط در حمل جنازه به سحر کمک کردم.وقتی سحر در جایگاه ویژه ایستاد اظهارات قبلیاش را تکرار کرد و گفت: من قاتل شوهرم نیستم.وقتی شوهرم از خواب بیدار شد شاهین ترسید و او را کشت و من از ترسم ناچار شدم به او در حمل جسد کمک کنم.من دستور قتل شوهرم را نداده بودم.
او در پاسخ به سوال قاضی درباره اینکه چرا آثار خون را از بین بردی؟ گفت: من آثار خون را پاک نکردم و نمیدانم آثار خونی که کارشناسان تشخیص هویت آن را کشف کردند متعلق به چه کسی بوده است.با آخرین دفاع متهمان قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.



