روزنامه هفت صبح| هنوز هم تشویش هولناک روزی که چهار سارق قمه به دست به او حمله کردند از ذهنش دور نشده است. روز 31 خرداد امسال بود که جوان طلافروش بهنام حسین بوستانچی، سوار موتورسیکلت خود شد و از خانهشان واقع در جنتآباد تهران بیرون آمد. 3 کیلو طلا به همراه 100 سکه تمام بهار آزادی همراهش بود که میخواست آنها را تحویل فردی دهد تا به شهرستان ببرد. همین که سوار موتورسیکلت خود شد و در خیابان مشغول راندن شد، ناگهان چهار مرد نقابدار قمه بهدست به او حمله کردند.
در چشمبرهمزدنی ضربه قمه پشتسر حسین فرود آمد و سارقان کیف پر از طلا و سکه را از او ربودند و پا بهفرار گذاشتند.حسین که از ناحیه سر بهشدت صدمه دیده بود راهی بیمارستان شد و رسیدگی به این پرونده در دستور کار سرهنگ کارآگاه علی حیدری، ریاست اداره پنجم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. مالباخته در یک چشم برهمزدن مقدار قابلتوجهی طلا و سکه به ارزش 9 میلیارد تومان را از دست داده بود و حالا جان او هم بهخطر افتاده بود.
حسین در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «13 سال است در کنار پدرم در کار خرید و فروش طلا هستیم.
چند روز قبل از حادثه مقداری طلا از بازار خریده بودیم و میخواستیم طبق معمول همیشه به شهرستان بفرستیم. غافل از اینکه عدهای زاغ من را چوب زده و برای سرقت طلاها کمین کرده بودند.»
دستگیری باند سارقان
در اولین قدم برای یافتن سرنخی از سارقان، دوربینهای مداربسته موجود در محل بازبینی شد. تصاویر بهدست آمده از سارقان در حین حمله به مالباخته سبب شد کارآگاهان اعضای باند را شناسایی کنند. حدود 2 ماه از سرقت میگذشت که سرانجام کارآگاهان پلیس آگاهی موفق به دستگیری باند 5 نفره سرقت طلاها شدند.
تحقیقات کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی تهران حکایت از این داشت که اعضای این باند با نقشه از پیش طراحی شده اقدام به سرقت کرده بودند. آنها توسط زاغزن کف بازار طعمه سرقت را شناسایی کرده و برای به دام انداختن او و عملی کردن نقشهشان در نزدیکی خانه او به کمین نشستند. سارقان بعد از عملی کردن نقشه سرقت به شهرهای خارج از تهران گریختند.
سپس با اقدامات پیچیده پلیسی این افراد در شهرهای هدف شناسایی شده و عملیات ردیابی و دستگیری آنها آغاز شد و در حالیکه از تهران خارج شده بودند در استانهای البرز و لرستان بهدام افتادند. همچنین مشخص شد سارقان با مبلغی از اموال مسروقه اقدام به خرید خودرو و رهن کردن خانه کرده بودند. در حالیکه این افراد به اتهام خود اقرار دارند، ادامه رسیدگی به پرونده در مراجع قضایی انجام خواهد شد.
سرقت کردم تا خواننده بشوم!
دلیلش برای سرقت طلا خیلی عجیب است! او یک خواننده جوان و موفق است و رویای پیشرفت در سر دارد. برای رسیدن به این رویا هم حاضر است از جان مایه بگذارد. هر چند این خواننده جوان در زمینه هنری خود موفقیتهایی کسب کرده و چند آهنگ و کلیپ هم منتشر کرده اما حالا یکی از اعضای باند سارقان است و دلیل او برای اینکه عضو این باند شد، به جیب زدن پولی بود که بتواند برای رسیدن به
رویای خوانندگی میانبر بزند!
ادامه گفتوگوي ما با این خواننده جوان را درحاليكه لباس بازداشتگاه بر تن دارد و دستبند بر دستانش است، بخوانید.
چند سال داری؟
28 سال.
چند وقت است در زمینه خوانندگی فعالیت داری؟
حدود 8 سالی میشود. از وقتی خودم را شناختم عاشق خوانندگی بودم و بالاخره از چند سال پیش توانستم رویای خودم را عملی کنم.
چه شد از هنر به کار خلاف کشیده شدی؟
وقتی اولین کلیپهای من منتشر شد، در فضای مجازی طرفداران زیادی پیدا کردم. برای همین ذوق داشتم که با مخاطبانم در لایو صحبت کنم و حتی برای آنها اجرای زنده انجام میدادم. تا اینکه یک روز در فضای مجازی فردی به من پیام داد و گفت اگر بتوانم خودم را به انگلستان برسانم اسپانسر من میشود و از من حمایت میکند. از همان موقع فکر رفتن به انگلیس مثل خوره به جانم افتاد و یک لحظه هم این فکر رهایم نمیکرد. تا اینکه یکی از دوستانم پیشنهاد سرقت را به من داد.
نقشه سرقت را چه کسی کشیده بود؟
یکی از آشنایان نزدیک همین فردی که از او سرقت کردیم گفته بود میتواند زاغ این فرد را چوب بزند و آمارش را به ما بدهد. دوستان من هم قبول کردند در این سرقت همدستی کنند. من دزد نیستم و فقط میخواستم هزینه سفرم به انگلیس تامین شود.
اما مبلغی که سرقت کردید خیلی بیشتر از هزینه سفر است!
سهم من بهاندازه نیازم بود. باور کنید خیلی پشیمانم. مقداری از طلاها را پس دادهام و میخواهم تمام پولی که سهم من شد پس بدهم تا رضایت شاکی را بگیرم و از زندان آزاد شوم.
بعد از آزادی چه میکنی؟
جدیتر از قبل کار خوانندگی را دنبال میکنم. هر طور شده میخواهم یک خواننده بزرگ و مطرح شوم. من علاقه خیلی شدیدی به این هنر دارم و تمام تلاشم را برای موفق شدن انجام میدهم!
سرقت اولی بودیم
خواننده معروف 4 همدست هم دارد که همه آنها هم دستگیر شدهاند. یکی از اعضای این باند در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «همه ما سرقت اولی هستیم. من فروشگاه مواد غذایی داشتم اما ورشکست شدم. برای همین وقتی پیشنهاد این سرقت به ما شد قبول کردم. فکر میکردم فقط همین یکبار است و ما سابقهدار نیستیم و دستگیر نمیشویم.»با اعتراف صریح متهمان به این سرقت بهزودی رسیدگی به موضوع در دستور کار مراجع قضایی قرار خواهد گرفت.



