روزنامه هفت صبح| رسیدگی به شکایتهای سریالی زنان تهرانی با موضوع سرقت گوشی تلفن همراه در اتوبوسهای بی آر تی؛ موضوعی بود که از اوایل زمستان سال 1401 در دستور کار محمد بیرانوند، بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 34 ویژه سرقت قرار گرفت.تعداد شاکیان هر روز بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه شمار مالباختگان از مرز 600 نفر عبور کرد؛ اما باند سارقان به حدی حرفهای عمل میکردند که هیچ ردی از خود بر جای نگذاشته و سرنخی برای دستگیری آنها وجود نداشت.
باند سارقان همه زن بودند
با دستور بازپرس پرونده دوربینهای مدار بسته محل سرقت مورد بازبینی قرار گرفته و تصویری از اعضای باند سارقان به دست آمد.در تصاویر به دست آمده نشان داده میشد که اعضای این باند همگی خانم بودند.تحقیقات و پیگیریها برای یافتن ردی از سارقان ادامه داشت تا اینکه دو زن جوان موقع جیببری در خیابان دستشان رو شد و مالباخته مچ آنها را گرفته و آنها را تحویل ماموران پلیس داد. بررسیها نشان میداد که چهره آنها با تصاویر به دست آمده از دوربینهای مداربسته حین سرقت در بی آر تی مطابقت داشت، به همین خاطر شاکیان سرقتهای سریالی به دادسرای سرقت آمدند تا چهره سارقان را شناسایی کنند.
دوستی اتوبوسی
صدها شاکی در دادسرا حاضر شدند و یکی پیش از دیگری چهره سارقان را شناسایی میکردند.یکی از آنها به بازپرس پرونده گفت:«من کودک خردسالی دارم که روز سرقت همراه او سوار اتوبوس بیآرتی شدم.فرزندم از شلوغی اتوبوس کلافه بود و بهانه میگرفت که یکی از این خانمها به بهانه کمک به من برای سرگرم کردن فرزندم نزدیک من آمد.
او با بچه من بازی میکرد و او را میخنداند و من هم گمان میکردم او چقدر انسان دوست است که تصمیم گرفته به من کمک کند!بعد که از اتوبوس پیاده شدم متوجه شدم که وقتی من حواسم به بازی آن زن و فرزندم پرت شده بود یک نفر از داخل کیفم گوشیام را دزدیده بود.» سپس مالباخته یکی از زنان دستگیر شده را با انگشت نشان داد و گفت :«این همان زنی است که با بچه من بازی میکرد.»
تحقیقات حکایت از این داشت که شگرد این زنان به این صورت بوده که ابتدای خط سوار اتوبوس میشدند و زمانی که در میان مسیر، اتوبوس شلوغ میشد؛ یکی از آنها به بهانههای مختلف سر صحبت را با خانمها باز میکرد و دیگری از حواس پرتی مسافر سوءاستفاده کرده و گوشی او را سرقت میکرد.آنها گاهی از ابتدا تا انتهای خط 2 یا 3 گوشی سرقت میکردند.
جیببری مقابل چشم قاضی
با وجود همه ادله موجود و با توجه به اینکه مالباختگان چهره سارقان را تشخیص داده بودند اما سارقان هنوز هم اتهامات خود را انکار میکنند. سردسته این باند زنی به نام رعناست که بارها به اتهام جیببری به زندان افتاده و سوابق متعددی دارد.او به بازپرس پرونده گفت:«من فقط یک فقره از این اتهامات را قبول دارم و آن هم زمانی بود که دستگیر شدم!
آن روز از سر ناچاری مجبور شدم دست به سرقت بزنم چون من سابقه دارم و به راحتی نمیتوانم کار پیدا کنم.به هر دری میزنم دخل و خرجم جور در نمیآید.» در همین حال یکی دیگر از شاکیان که شنونده دفاعیات رعنا بود رو به بازپرس گفت:«آقای قاضی این زن دروغ میگوید! وقتی در اتوبوس سر حرف را با من باز کرد فکرش را هم نمیکردم ریگی به کفش داشته باشد.
اگر 50 نفر در اتوبوس بودند و من میخواستم فقط به یک نفر اعتماد کنم به این زن اعتماد میکردم چون ظاهر خیلی موقر و سر و وضع خیلی خوبی داشت.لباسهای گران قیمت و ظاهر خیلی لاکچری او به آدمی نمیخورد که دخل و خرجش جور در نیاید و از سر اجبار دست به دزدی بزند!»در همین حال بازپرس از رعنا خواست شیوه سرقت خود را شرح دهد.
خانم سارق وسط جمعیت افرادی که مقابل شعبه ازدحام کرده بودند رفت و در مقابل چشمان حیرت زده بازپرس نشان داد که به راحتی میتواند جیب بری کند.او در کسری از ثانیه داخل کیف یکی از حاضرین دست برد و کیف پولش را برداشت!رسیدگی به این پرونده در حالی در جریان است که این پرونده قضایی از لحاظ تعداد شکایتهای به ثبت رسیده بیسابقه است.



