روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | کلکل از آن کلمههایی است که نسل جوان به محاوره روزمره واردش کرد. در فرهنگ فارسی معین درباره این کلمه نوشته است:« هرزهگویی و سخن بیمعنی و لاطائل» و در فرهنگ دهخدا:«اسم صوت گردکان خشک چون بهم ساید.» حالا فکرش را بکنید همین کلمه باعث شود یک نفر مرتکب قتل بشود.
پرونده جنایی برایش درست شود و تا پای قصاص پیش برود. کلکلکنندگان، عموما یکدیگر را نمیشناسند فقط پیش میروند تا قلدری طرف مقابل را به قول خودشان بخوابانند. همین روز چهارشنبه بود که در صفحه حوادث گزارشی از قتل یک پسر 17ساله توسط دو برادر بر سر کلکل کار کردیم. این پرونده برای آنهاست که در جر و بحث کوتاه نمیآیند و به اصطلاح یکی میگویند و یکی میشنوند و آنقدر ادامه میدهند که کار به جاهای باریک و تلخ چون قتل برسد.
بهخاطر کلکل قاتل شدم
دوازدهم فروردین 1400 بود که پزشکان متخصص، مرگ مغزی جوان 30سالهای به نام «محمد تاجیک» را تایید کردند و بدین ترتیب اولیای دم در یک اقدام خداپسندانه و برای نجات جان دیگران تصمیم گرفتند اعضای بدن این جوان را به بیماران نیازمند اهدا کنند. طولی نکشید که مقدمات اهدای عضو در بیمارستان منتصریه مشهد فراهم شد و او در حالی دیده از جهان فرو بست که به چند بیمار دیگر زندگی بخشید. این جوان 30ساله در نزاع دستهجمعی توسط فردی به نام «مهدی - غ»20 ساله در خیابان مهر مادر منطقه خواجه ربیع مشهد کشته شده بود.
متهم بعد از دستگیری در اعترافاتش گفت: فقط برای قدرتنمایی و خودنمایی مقتول را با چاقو زدم. آنها مدام برای من شاخ و شانه میکشیدند و این طرف و آن طرف پشت سرم حرف میزدند ولی اختلاف اصلی ما از یکسال قبل شروع شد و آنها مدام در کمین بودند تا مرا کتک بزنند حتی یک بار هم با چاقو به ساعد دستم ضربهای زدند! فقط به خاطر یک کلکل تلفنی نزاع شروع شد! من با برادر مقتول به صورت تلفنی مشاجره میکردم که همین موضوع به دلیل غرور و خودنمایی به درگیری کشید و چند نفری وارد نزاع شدیم! او در درگیری ضربه میزند و قاتل میشود و خودش میگوید بهخاطر کلکل قاتل شدم.
کلکل دو ماشین باهم به قتل پسر جوان ختم شد
خرداد 1399 یک خودرو پژو 206 در مقابل بیمارستان شهدای تجریش توقف کرد و دختر و پسر جوانی از خودرو پیاده شدند. آنها به سمت در عقب خودرو رفته و با زحمت پسر جوانی را که خونریزی شدیدی داشت از ماشین بیرون آورده و به داخل اورژانس بردند. آنها مدعی شدند که پسر جوان تصادف کرده و به بهانه اینکه برای پسر جوان دارو تهیه کنند از بیمارستان متواری شدند. در ادامه مشخص شد پسر جوان چاقو خورده است و ساعتی بعد نیز تسلیم مرگ شد.
بلافاصله موضوع به مأموران کلانتری تجریش اعلام شد و با توجه به اینکه خودرو پژو 206 این پسر مقابل بیمارستان رها شده بود صاحب آن را شناسایی کردند. بررسیها نشان میداد که خودرو متعلق به زن میانسالی است و بدین ترتیب مأموران به سراغ صاحب خودرو رفتند. زن میانسال در تحقیقات مدعی شد که خودرو در اختیار پسرش است و از زمانی که این حادثه رخ داده او از پسرش بیخبر است و تلفنهایش را پاسخ نمیدهد. در ادامه بررسیها و با بازبینی دوربینهای اطراف محل حادثه و تحقیقات محلی از شاهدان، راز درگیری خونین برملا شد. بررسیها نشان میداد که مقتول سوار بر خودرواش در یکی از خیابانهای شمال شهر بوده است. همزمان پسر جوانی نیز به همراه یک دختر در همان خیابان سوار بر پژو 206 در حال گذر بودند.
آنها ناگهان شروع به کورس خیابانی و کلکل کردند اما زمانی که یکی از آنها به خط پایان رسید، رانندهها از ماشین پیاده شده و درگیری بین آنها آغاز شد. در این میان متهم فراری با چاقو ضربهای به راننده خودرو دیگر زد.سرنشین خودرو پژو که با بدن خونین پسر جوان مواجه شد به کمک دوست دخترش او را سوار بر خودرواش کرده و به بیمارستان منتقل کرد، اما ترس از بازداشت باعث شد هر دوی آنها پا به فرار بگذارند و از محل متواری شوند.
قتل مرد میانسال به دست جوان در کلکل رانندگی!
با مرگ پیرمرد 85 سالهای که در پی نزاع به خاطر کلکل رانندگی در بیمارستان بستری بود، این پرونده رنگ جنایت به خود گرفت و جوان 25سالهای با دستور مقام قضایی به اتهام قتل عمد بازداشت شد. ماجرای این پرونده تاسف بار از نیمه شب بیست و یکم خرداد سال 1398زمانی آغاز شد که پیرمرد 85سالهای به همراه همسرش سوار بر یک دستگاه خودروی سمند در اطراف خیابان فلسطین مشهد در حال حرکت بود که مورد اعتراض راننده دیگری قرار گرفت.
این راننده میانسال که به همراه خانوادهاش در همان مسیر تردد میکرد به خاطر رعایت نکردن قوانین به نحوه رانندگی پیرمرد معترض شد و بدین ترتیب با بیان جملاتی توهینآمیز، کار به مشاجره لفظی کشید.این کلکل رانندگی تا میدان راهنمایی مشهد ادامه یافت که در نهایت بوقهای ممتد شبانه و مشاجرههای لفظی به توقف خودروها انجامید. در این میان ناگهان جوان 25ساله از خودروی پدرش بیرون پرید و با پیرمرد راننده درگیر شد.
در اثنای این درگیری ناگهان جوان 25ساله پیرمرد را هل داد که او روی زمین افتاد و بخشی از اندامش دچار شکستگی شد. در آن ساعت خلوت شب و با فریادهای پیرزن که دیگر از خودرو پیاده شده بود، شهروندان به کمک راننده 85ساله آمدند و بدین ترتیب مجروح این حادثه تاسف بار به مرکز درمانی انتقال یافت. وجود لختههای خون در ریه پیرمرد باعث مرگش شد. پسر جوان در اعترافاتش گفت: وقتی به رانندگی پیرمرد اعتراض کردیم او فحاشی کرد و پشت سر ما همچنان بوق میزد تا اینکه در اطراف میدان راهنمایی با هم درگیر شدیم و من او را هل دادم که روی زمین افتاد و نتوانست تعادل خود را حفظ کند.
قتل دوست بر سر کلکل مجازی
نوجوان 15سالهای که با رجزخوانی در فضای مجازی حریف میطلبید، دست به قتل زد و جنایت هولناکی را در مشهد رقم زد. رجزخوانی دو نوجوان 15 و 17 ساله در شبکههای اجتماعی فضای مجازی از پاییز سال 1400 زمانی آغاز شد که نوجوان 17ساله کارگاه رویه کوبی مبل را ترک کرد اما کلکلهای غرورآمیز بین او و شاگرد 15 ساله کارگاه ادامه یافت و به فضای مجازی کشید به گونهای که رجز خوانیهای آنان با توهین و فحاشی درهم آمیخت و ماجرای قتل را رقم زد.
طولی نکشید که هیجانات دوران نوجوانی با «منم منم» گره خورد و به «حریف طلبی» در شبکههای اجتماعی انجامید. دو کارآموز حرفه مبلسازی که روزی همکار بودند حالا برای یکدیگر خط و نشان میکشیدند و «چشم غره» میرفتند تا جایی که همین حریف طلبیهای غرورآمیز به درگیری فیزیکی رسید و نوجوان 15 ساله با ضربات کاردی یک دم، همکار سابقش را به شدت مجروح کرد و قتل صورت گرفت.متهم در اعترافاتش گفت: از اردیبهشت تا مهر سال 1399، «امین» در کارگاه رویه کوبی مبل نزد ما کار میکرد اما از برج 7 (مهر) دیگر کار نکرد و از آنجا رفت.
با وجود این ما همچنان در فضای مجازی با یکدیگر ارتباط داشتیم و کلکل میکردیم تا جایی که این رجزخوانیها و خط و نشان کشیدنها به فحاشی و توهینهای زشت و حریفطلبی کشید. حدود هفته قبل بود که یک روز «مرحوم» در حالی که حال طبیعی نداشت ناسزاهای بسیار زشتی را به من گفت اما بعد از این موضوع باز هم با یکدیگر آشتی کردیم!تا اینکه (روز حادثه) در خیابان پنجتن جلوی مرا گرفت و به طور ناگهانی سیلی به صورتم نواخت.
من هم که از کلکلهای مجازی و توهین و فحاشیهای او عصبانی بودم در حالی چاقویم را بیرون کشیدم که او نیز چاقویش را بیرون آورد. این نوجوان 15 ساله در ادامه اعترافاتش مدعی شد: او نتوانست با چاقو ضربهای به من بزند اما من چند ضربه به او زدم! تیغه چاقوی من حدود 25 سانتیمتر و یک دم بود که با آن ضربات را بر پیکر او فرود آوردم! من و او به تنهایی با هم درگیر شدیم و کس دیگری در این ماجرا نقش نداشت!
کلکل خونین در شهریار!
پنجشنبه ۷ اردیبهشت امسال با درگیری خونین در یکی از خیابانهای نصیرآباد شهریار شروع شد. وقتی مأموران پلیس در صحنه درگیری حضور یافتند با پیکر پسر ۲۸سالهای روبهرو شدند که غرق در خون بود. خیلی زود فرید به بیمارستان منتقل شد. در حالی که تحقیقات ابتدایی این درگیری از سوی مأموران گشت کلانتری در حال انجام بود صبح جمعه پسر زخمی در بیمارستان در اثر عمق جراحات وارده و خونریزی شدید جان باخت.
با مرگ فرید کارآگاهان جنایی در بیمارستان حضور یافتند و به دستور بازپرس کشیک قتل رازگشایی از این پرونده از سرگرفته شد.مأموران پلیس در تحقیقات اولیه دریافتند که ۲ جوان پس از به قتل رساندن فرید پا به فرار گذاشتهاند که با شناسایی ۲ فراری آنها تحت تعقیب قرار گرفتند و در کمتر از ۲۴ساعت ۲ قاتل ۱۹ و ۳۲ساله در دو نقطه غرب استان تهران دستگیر شده و به پلیس آگاهی شهریار منتقل شدند.
سرهنگ سواریپور درباره انگیزه این جنایت گفت: دو متهم درپی اختلافهایی که از قبل با مقتول در محل زندگیشان داشتند برسر چشم توی چشم شدن و متلکگویی و کلکل و جر و بحث با هم درگیر شدهاند و سرانجام، چون چاقو همراهشان بوده و نتوانستند خشم خود را کنترل کنند ضربهای به مقتول زده و ازمحل درگیری متواری شدهاند که در نهایت دستگیر میشوند.



