روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| گروگانگیری هم از آن داستانهای عجیبی است که آدم فکر میکند فقط برای فیلمها و سریالهاست. اما در دنیای واقعی آدمها برای رسیدن به خواستههای خود، انگار دست به هر كاری میزنند؛ از آدمربایی و اخاذی گرفته تا… حالا در این میان گروگان بیچاره شانس بیاورد که زنده بماند و به دست گروگانگیر به قتل نرسد. واقعا این ماجرا مرحله سختی است. مرحلهای که پلیس باید هزار ترفند بهکار ببرد که هم گروگان سالم بماند، هم گروگانگیر فرار نکند.
در بسیاری از پروندهها اولین حرفی که گروگانگیران به خانواده فرد گروگان میزنند این است که اگر پای پلیس به میان بیاید فرد را میکشیم. در هر صورت باید پلیس را در جریان قرار داد، چون چارهای جز این نیست. در بسیاری از پرندهها هم پلیس قربانی گروگانگیر و فرد آدمربا میشود. مانند همین پروندهای که روز چهارشنبه منتشر شد، ماجرای گروگانگیری خاش که مادر و دختر گروگان گرفته شده سالم نجات پیدا کردند اما یک پلیس در جریان تیراندازی با اصابت گلوله به شهادت رسید. در این گزارش سراغ پروندههای گروگانگیری عجیب رفتهایم؛ مانند داستان مردی که 78 روز در چنگ آدمربایان بود.
یک: رهایی گروگان گلستانی پس از ۷۸ روز
مرد میانسالی در یکی از روستاهای حومه گرگان، گروگان گرفته شد که با تلاش بیوقفه نیروهای پلیس در سلامت کامل آزاد شد. مرد میانسال ساکن یکی از روستاهای گرگان بیش از دو ماه و نیم قبل توسط تعدادی جوان آدمربا به بهانه جابهجایی مسافر و درخواست آژانس ربوده شد. آدمربایان که چهار جوان بودند با انگیزه دریافت پنج میلیارد تومان پول نقد از خانواده گروگان این فرد را ربودند.
از لحظه دریافت گزارش آدمربایی، تلاش بیوقفه نیروهای پلیس برای رهایی این فرد آغاز شد و با اشراف اطلاعاتی مشخص شد که متهمان فرد گروگان را در استان دیگری زندانی کردند. ششم اسفندماه بود که پسر طلبکار با همدستی 3 نفر دیگر، در سناریویی مجرمانه مرد تاجر را از مقابل خانهاش در استان گلستان ربودند. گروگان مردی میانسال بهنام مجید بود. مجید ساکن یکی از روستاهای حوزه استحفاظی شهرستان گرگان است که در روز وقوع جرم، متهمان به کمین او نشستند و برایش دام پهن کردند.
آنان خود را بهعنوان راننده آژانس جا زدند و توانستند مرد ۴۷ساله را بربایند. متهمان که 4 نفر بودند، به نیت دریافت پول به مبلغ ۵۰ میلیارد ریال از خانواده مجید، اقدام به ربودن او کردند. با دریافت گزارش مفقودی و آغاز تحقیقات و بررسیهای اولیه کارآگاهان پلیس، مشخص شد متهمان گروگان ۴۷ساله را به استان دیگری منتقل کردهاند و از آنجا پیگیر نهاییکردن هدف خود هستند. پس از ۷۸ روز از زمان شروع این اتفاق، فرد ربودهشده در عملیاتی منسجم و هماهنگ در زیرزمین منزلی واقع در حاشیه شهرستان شهریار ردیابی شد و از دست گروگانگیران نجات یافت.
هر چهار فرد متهم در این آدمربایی در عملیاتی غافلگیرانه در تله پلیس گرفتار شدند. متهمان جوان این پرونده که بین ۲۵ تا ۲۶سال دارند، دارای سوابق کیفری هستند. بررسیها نشان داد که متهم اصلی از قبل با مرد تاجر اختلاف حساب یکمیلیارد تومانی داشته و به همین دلیل با مشارکت ۳ نفر دیگر نقشه آدمربایی را طراحی و اجرا کرده است. متهمان اوایل اسفندماه با خودروی خود مقابل خانه تاجر برنج، کشیک دادند و در فرصتی مناسب او را ربودند.
دو: گروگانگیری ۷۰روزه با آزادی پسر ۲۱ساله
بهمنماه سال 1401 بود که دانیال 21ساله بعد از 70 روز در نهایت به آغوش خانواده در کرمان بازگشت. این گروگانگیری به قصد اخاذی از این خانواده انجام شده بود و آدمربایان مطالبه قریب به ۴۰ میلیارد تومان پول کرده بودند که با اقدامات عملیاتی انجام شده برخی از این افراد دستگیر شدند. 70روز قبل از رهاسازی گروگان، پسر ۲۱سالهای بهنام دانیال در حال رفتن به خانهشان در زیدآباد سیرجان بود که خودرویی راهش را سد کرد و چند مرد جوان که سر و صورتشان را پوشانده بودند از آن پیاده شدند.
مردان غریبه سلاح بهدست داشتند و با تهدید دانیال را سوار ماشین خود کرده و ربودند. آدمربایان پس از ربودن پسر جوان با خانوادهاش تماس گرفتند و در ازای آزادی او درخواست ۴۰میلیارد تومان پول نقد کردند. اما پدر دانیال که یکی از مهندسان خوشنام شهر بود، چنین پولی برای آزادی پسرش نداشت. با گزارش ماجرا به پلیس، تیمی از کارآگاهان برای دستگیری آدمربایان و آزادی جوان ربوده شده وارد عمل شدند. درحالیکه تهدیدهای آدمربایان ادامه داشت، تیم تحقیق که بررسیهای گستردهای را برای ردیابی آنها در دستور کار قرار داده بودند به اطلاعاتی دست یافتند که نشان میداد گروگانگیران چند روز پس از آدمربایی، جوان ۲۱ساله را از مرز خارج کرده و به یکی از کشورهای همسایه منتقل کردهاند.
هر چند خروج گروگان از کشور، کار را برای تیمهای تحقیق مشکل کرده بود اما کارآگاهان به بررسیهای خود ادامه دادند تا اینکه موفق شدند محل دقیق نگهداری گروگان را در کشور همسایه شناسایی کنند. کارآگاهان پلیس آگاهی که پس از ۶۰روز کار اطلاعاتی و بیوقفه موفق به شناسایی مخفیگاه آدمربایان در کشور همسایه شده بودند، اطلاعات بهدست آمده را در اختیار اینترپل ایران قرار دادند و به این ترتیب تلاشهای بینالمللی برای آزادی گروگان آغاز شد. خوشبختانه اینترپل ایران با همکاری اینترپل کشور همسایه عملیات آزادی گروگان را کلید زد و به این ترتیب پلیس کشور همسایه توانست در یک عملیات ضربتی دانیال ۲۱ساله را پس از ۷۰روز اسارت از دست آدمربایان نجات دهد.
سه: گروگانگیری در آجودانیه تهران
زن و شوهر تحصیلکرده که در خانهای واقع در آجودانیه تهران دست به گروگانگیری مسلحانه زده بودند، پس از سه ساعت عملیات ویژه پلیس در حالی دستگیر شدند که در بازجوییها اعتراف کردند هدفشان انتقام از ثروتمندانی بوده که از راههای غیرقانونی یکشبه پولدار شدهاند. مرداد 1401 بود. مرد جوانی هراسان با ماموران کلانتری ۱۶۴ قائم تماس گرفت و از گروگانگیری اعضای یک خانواده سهنفره در ساختمان شماره یک در خیابان آجودانیه خبر داد.
نخستین بررسیها نشان میداد زن و مردی جوان سوار بر یک خودروی پژو ۲۰۶ وارد پارکینگ ساختمان شده و با تهدید اسلحه چند نفر از ساکنان ساختمان را به گروگان گرفتهاند. پس از حضور ماموران در اطراف ساختمان، زن جوان با مشاهده ماموران پلیس سوار بر خودروی پژو از محل متواری شد اما بلافاصله ماموران کلانتری موفق به دستگیری او شدند اما همچنان مرد گروگانگیر در خانه مورد نظر یک زوج جوان و دخترشان را گروگان گرفته بود.
با توجه به اهمیت موضوع و احتمال به خطر افتادن جان ساکنان ساختمان، سردار حسین رحیمی، فرمانده سابق انتظامی استان تهران و سرپرست دادسرای ناحیه یک تهران نیز راهی محل شدند. بدین ترتیب رحیمی با گروگانگیر وارد مذاکره شد و درنهایت پس از ۹۰ دقیقه گفتوگو و صحبت در حالی که متهم اقدام به تیراندازی به سوی ماموران کرده بود به ناچار ماموران یگان ویژه نیز اقدام به تیراندازی کردند. این زوج پس از دستگیری در تحقیقات به جرم خود اعتراف کردند. مرد ۳۶ ساله که طراح این گروگانگیری است، هنگام دستگیری از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت. مرد جوان مدعی شد بهخاطر برملا کردن راز ثروتمند شدن یکشبه بعضی از ثروتمندان دست به این کار زده است.
چهار: گروگان گرفتن مرد طلافروش برای ۶۰۰ میلیون
مرد طلافروشی در تهران ربوده و برای آزادی آن مبلغ ۶۰۰ میلیون درخواست شد. سال 98 مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از ربوده شدن برادرش خبر داد. او در تحقیقات گفت: برادرم در یکی از خیابانهای مرکزی تهران مغازه طلافروشی دارد. او همیشه ساعت ۹ شب مغازه را تعطیل میکرد و به خانه میآمد. اما امشب هر چه منتظر ماندیم نیامد و نگران شدیم. تا اینکه لحظاتی قبل مرد ناشناسی از تلفن همراه برادرم تماس گرفت و گفت: او را گروگان گرفتهاند.
مرد ناشناس برای آزادی برادرم ۶۰۰ میلیون تومان پول نقد و طلا خواست. بهدنبال اعلام این خبر بلافاصله کارآگاهان اداره یازدهم پلیس وارد عمل شدند. درحالی که بررسیها برای شناسایی و دستگیری آدمربایان ادامه داشت ۱۲ ساعت بعد برادر مرد طلافروش در تماس با پلیس از آزادی برادرش توسط مردان ناشناس خبر داد. بدینترتیب تحقیقات از مرد طلافروش آغاز شد که او گفت: شب حادثه زمانی که مغازه طلافروشیام را بستم سوار خودروی شاسیبلندم شدم تا به خانهام در شمال تهران بروم. به محض اینکه پشت فرمان نشستم، ناگهان سه مرد ناشناس سوار خودروام شده و پس از بستن دست و پایم مرا روی صندلی عقب انداختند.
در تمام مدت سرم زیر صندلی بود و مردان خشن با تهدید از من درخواست ۶۰۰ میلیون تومان پول کردند. او ادامه داد: وقتی دیدند پولی به همراه ندارم با برادرم تماس گرفتند. در تمام این مدت من داخل ماشین خودم حبس بودم و آنها هم بیهدف در خیابانها پرسه میزدند. زمانی هم که متوجه شدند موضوع این آدمربایی به پلیس اعلام شده است، مرا دست و پا بسته کنار جادهای خلوت در خارج از شهر رها کردند. اما آنها خودروی شاسی بلند مرا به سرقت بردند.
ین درحالی بود که شماره پلاک خودروی مرد طلافروش به تمامی واحدهای گشت پلیس اعلام شده بود، اما هیچ رد و سرنخی از خودروی مدل بالا بهدست نیامد. در ادامه بررسیها و با توجه به کارهای اطلاعاتی، ماموران موفق شدند یکی از متهمان را شناسایی و او را در مخفیگاهش دستگیر کنند. اما متهم در تحقیقات منکر آدم ربایی و سرقت شد و گفت که تا بهحال مرد طلافروش را ندیده است. این درحالی بود که مرد طلافروش او را بهعنوان یکی از ربایندگانش شناسایی کرد.
پنج: گروگانگیری ۴۰۰ هزار دلاری
۲۷ مهرماه سال 1400مرد افغان با مراجعه به پلیس آگاهی تهران از ربوده شدن پسر ۹ سالهاش به نام الیاس خبر داد و در شکایتش گفت: پسرم بههمراه دوستش در حال رفتن به مدرسه بودند که دوستش به خانه ما آمد و گفت دو مرد الیاس را با موتورسیکلت ربوده و با خود بردند.با توجه به حساسیت موضوع تحقیقات در همان ساعات اولیه برای شناسایی کودکربایان آغاز شد، اما بررسیها نشان میداد پلاک موتورسیکلت پوشانده شده و هیچ ردی از گروگانگیران وجود ندارد.ساعتی بعد فردی با پدر الیاس تماس گرفت و ادعا کرد اگر فرزندت را زنده میخواهی باید چهارصد هزار دلار نقد به ما بپردازید.
با مشخص شدن گروگان گرفته شدن این کودک تیمهای ویژه اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را دراینرابطه آغاز کردند، اما هیچ ردی از سارق گروگانگیران وجود نداشت.در ادامه فیلمهایی از کودک درحالیکه گریه میکرد و از خانواده میخواست تا او را نجات دهند برای پدر الیاس ارسال شد. سرانجام مخفیگاه گروگانگیران در ویلایی در خاورشهر شناسایی شد. با گذشت ۱۵ روز از گروگانگیری کارآگاهان توانستند پسر ۹ ساله را از چنگال گروگانگیران رها کرده و سه مرد گروگانگیر که افغان بودند را دستگیر کنند.آنها در بازجوییها اعتراف کردند: میدانستیم پدر الیاس بنکدار و پولدار است بههمین خاطر میخواستیم به بهانه گروگانگیری از او اخاذی کنیم، اما نقشهمان ناکام ماند.



