روزنامه هفت صبح| اواخر سال گذشته بود که مرگ مشکوک پسربچه‌ای در جنوب تهران به ماموران گزارش داده شد. پدر این کودک از همسر خود که نامادری طفل محسوب می‌شد به جرم ضرب و شتم پسرش که منجر به مرگش شده بود، به دادسرای جنایی شکایت کرد. این زن که همچنان در بازداشت به سر می‌برد صبح شنبه 23 اردیبهشت ماه برای بازجویی و ادای توضیحات به دادسرا رفت اما همچنان بر این موضوع پافشاری می‌کند که در مرگ فرزندخوانده‌اش نقشی نداشته است.

جزئیات مرگ پسر کوچک
پنجشنبه یازدهم اسفندماه سال 1401، مرگ مشکوک پسر بچه‌ 6 ساله‌ای در خانه‌ای در محله یافت‌آباد از سوی پدر و نامادری‌اش به مرکز فوریت‌های پلیسی 110 گزارش داده شد. با اعلام این خبر، ماموران کلانتری 151 یافت‌آباد با دستور محمد وهابی؛ بازپرس ویژه قتل شعبه دوم دادسرای امور جنایی، راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند؛ تیم پلیس به محض حاضر شدن در خانه مورد نظر با جسد پسر بچه‌ای مواجه شدند که به طرز مشکوکی فوت کرده و آثار کبودی دور دهان او مشهود بود.

پدر این پسر بچه در روند تحقیقات به ماموران کلاتتری گفت: شب گذشته پسرم مثل همیشه به تخت‌خواب رفت و خوابید اما هنگامی که صبح قصد داشتم تا او را بیدار کنم متوجه شدم فوت کرده است که موضوع را به پلیس اطلاع دادم همچنین کبودی دور دهان پسرم برای این بوده که از پله‌ها افتاده است.تحقیقات برای یافتن راز علت مرگ کودک خردسال در حالی ادامه پیدا کرد که خواهر 7 ساله این کودک رازی را درباره مرگ برادرش فاش کرد.

او به بازپرس جنایی درباره روز حادثه گفت:«روز قبل از مرگ برادرم، نامادري‌ام در حال خانه تکانی قبل از عید نوروز بود که برادرم شیطنت می‌کرد و از روی رختخواب‌ها سر می‌خورد. نامادری‌ام عصبانی شد و با پشت دست به دهان برادرم کوبید.یک ساعت مچی هم در دستش بود که محکم به دهان برادرم خورد و لب او زخمی شد.

همین باعث شد که برادرم حال بدی پیدا کند.وقتی پدرم به خانه آمد و متوجه حال بد برادرم شد و گفت او را درمانگاه ببریم اما نامادری‌ام می‌گفت موضوع مهمی نیست و با دکتر رفتن برادرم مخالفت کرد.صبح روز بعد پدرم متوجه شد که برادرم از خواب بیدار نمی‌شود و فوت کرده است.» اگرچه حرف‌های دختربچه با صحبت‌های پدر پسر کوچک و نامادری‌اش دارای تناقضاتی بود. به طور مثال پدر پسر فوت شده‌، می‌گفت فکر کردم پسرم از پله‌ها افتاده باشد اما نامادری می‌گفت که مدتی قبل پسرخوانده‌اش از تاب افتاده است!

بازداشت نامادری به عنوان مظنون اصلی
بعد ازتحقیقات، نامادری به عنوان مظنون اصلی پرونده مرگ مشکوک پسربچه بازداشت شد و این در حالی بود که طبق فرضیه اولیه علت مرگ کودک مصرف دارو اعلام شد اما پزشکی قانونی تا لحظه تنظیم گزارش نتیجه نهایی معاینات را اعلام نکرده است.بعد از دستگیری زن جوان، پدر طفل فوت شده در شعبه بازپرسی حاضر شد و از همسر خود اعلام شکایت کرده و خواستار رسیدگی به پرونده مرگ فرزندش برای روشن شدن راز ماجرا شد.

حضور در دادسرا
صبح روز شنبه، نامادری پسر کوچک بار دیگر در جلسه بازجویی تحت تحقیقات قرار گرفت اما این بار هم اتهام قتل پسرخوانده‌اش را نپذیرفت. او گفت:« من قاتل فرزندخوانده‌ام نیستم. دو ماه است که در بازداشت به سر می‌برم در حالی که من پسر همسرم را نکشته‌ام.» این زن درباره مرگ پسرخوانده‌اش نیز می‌گوید:« اصلا من چند روزی بود که او را ندیده‌ بودم و خبر ندارم!

حدود دو ماهی بود که با همسر جدیدم ازدواج کرده بودیم اما زندگی‌مان به صورت رسمی شروع نشده بود.شوهرم دو فرزند 5 و 7 ساله داشت.من هم از ازدواج اولم یک دختر 11 ساله دارم. گاهی به خانه‌شان می‌رفتم و چند روزی می‌ماندم اما مشغله کاری باعث می‌شد که زیاد فرصت دیدار با شوهرم و بچه‌ها را نداشته باشم. چون من دانشجوی دندانپزشکی هستم و چون هنوز نظام پزشکی ندارم در مطب یک پزشک به صورت دستیار و دندانپزشک تجربی کار می‌کنم.

با همسر جدیدم در همان مطب که به عنوان بیمار آمده بود آشنا شدیم. ارتباط دخترم و فرزندان همسرم خوب بود من آنها را به گردش می‌بردم. اصلا دو سه روز قبل از حادثه به دلیل کار زیاد من به آنجا نرفته بودم.» متهم اصلی پرونده درباره گفته‌های خواهر پسر کوچک نیز گفت:« اصلا این حرف‌ها که گفته برادرش را زده‌ام صحت ندارد. او یک کودک خردسال است. فقط هفت سال دارد. ممکن است تحت تاثیر حرف کسانی که با ازدواج من و پدرش مخالف بودند حرف‌هایی زده باشد.

اما این حرف‌ها اصلا دلیل بر این نیست که من گناهکار باشم.چند روز قبل از مرگ فرزندخوانده‌ام بود که من و پدر بچه‌ها، آنها را برای تفریح به کن سولقان برده بودیم.دختر همسرم به همراه دختر من در حال تاب سواری بودند.پسرش نیز روی یک دیوار کوتاه نشسته بود و آنها را تماشا می‌کرد.دخترها او را صدا زدند و گفتند بیا با هم تاب بازی کنیم.پسرخوانده‌ام که از روی دیوار پرید، زمین خورد و کنار لبش کبود شد.»

متهم اصلی پرونده دوماه است در زندان به سر می‌برد و درباره شرایط دختر خودش نیز می‌گوید:« دخترم در حال حاضر نزد مادرم زندگی می‌کند.او دختر موفقی است و قبلا قهرمان تکواندوی کشوری شده بود.دو ماه است که در حبس به سر می‌برم و در این مدت فقط یک بار دخترم را دیده‌ام.در واقع تمام تعطیلات نوروز و ماه رمضان را در حبس بودم.»تا اعلام نتایج پزشکی قانونی و بررسی‌های بیشتر، تحقیقات پیرامون این پرونده ادامه دارد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.