روزنامه هفت صبح| ماجرا به شب یلدای سال گذشته بازمیگردد. وقتی مرد میانسال جلوی مسافر قلابی در میدان خراسان تهران توقف میکرد؛ روحش هم خبر نداشت توسط مرد ربوده خواهد شد. مرد که بازنشسته اداره دولتی بود برای کمک خرج و همچنین بیکار نماندن با خودروی پراید شخصیاش اقدام به مسافرکشی میکرد. شب یلدا 1401 بود که مرد میانسال برای خرید شب یلدا بیرون رفت.
در همان شلوغی به قول خودش مرد متشخصی را در میدان خراسان دید که هم مسیر بودند و راننده میانسال هم او را سوار خودرو پرایدش میکند. در مسیر، مسافر قلابی میگوید دختر کوچکش هوس شیرینی کرده و او هم آمده تا برایش خرید کند. راننده جلوی یک شیرینی فروشی منتظر میماند و مسافر با دو آبمیوه بازمیگردد و میگوید برای تشکر اینها را خریدم که منتظر من ماندید. اما به محض اینکه مرد راننده، آبمیوه را مینوشد احساس سرگیجه میکند و این آغاز یک پرونده مخوف آدمربایی است که مسافر قلابی رقم میزند.
کشف پیکر نیمهجان پیرمرد!
همسر، نوهها و دختر و پسر مرد در خانه منتظرش بودند تا شب یلدا را کنار هم جشن بگیرند اما از پدربزرگ خبری نمیشود، او در آخرین تماس وعده داده بود بهزودی به خانه میرسم اما دیگر از او خبری نشده و گوشی تلفن همراهش هم خاموش میشود. فرزندان نگران پدر شده و با اعلام موضوع از سوی خانواده، ردیابی پیرمرد در دستور کار وحید ناصری بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت. دو روز از گم شدن مرد میانسال میگذشت اما هیچ اثری از او نبود.
بالاخره بعد از دو روز یکی از صاحبان مغازه در خیابان وحدت اسلامی با اورژانس و پلیس 110 تماس گرفت و گفت: پیرمردی نیمهجان در خیابان افتاده است! مرد میانسال در بیمارستان مورد مداوا قرار گرفت در حالی که علائم مسمومیت شدید در او آشکار بود. او وقتی بهبود پیدا کرد به ماموران گفت شب حادثه چه اتفاقی افتاده است و احتمال داد با آبمیوه مسموم شده و اموال باارزش و خودروی پرایدش نیز سرقت شده است. او به ماموران گفت: بازنشسته اداره دولتی است که گاهی مسافرکشی هم میکند.
اتفاقات شب حادثه را نیز تعریف کرده و میگوید:« آبمیوه را که نوشیدم حرکت کردم و کمکم سرم گیج میرفت، صحنه بعدی که خاطرم مانده مرد جوان که خودش را مسافر جا زده بود میدیدم که به در یک گاراژ میکوبد. دیگر هیچ چیزی خاطرم نبود.» این مرد تعریف میکند، بعدها در جریان تحقیقات متوجه شده در یک پارک واقع در جنوب شهر رها شده بوده و نیمهجان و بیحال بوده است.
نگهبان پارک هم فکر کرده او کارتنخواب و بیجا و مکان است و فقط از روی دلسوزی چون شبها سرد بوده روی پیرمرد پتو میاندازد. به گفته خودش ممکن بود در این حادثه جانش را از دست بدهد. راننده خودرو، بیحال شروع به راه رفتن میکند که در خیابان وحدت اسلامی از شدت سر گیجه به تیر چراغ برق برخورد کرده و میافتد که کسبه محل به دادش میرسند. این مرد میانسال روزها در بیمارستان به سر میبرد تا بهبود یابد و خانوادهاش نیز در جریان قرار میگیرند.
دستگیری آدمربای قمارباز!
وقتی کارآگاهان از جزئیات حادثه باخبر میشوند، تحقیقات برای یافتن ردی از مرد آدمربا را آغاز میکنند. تا اینکه بازپرس پرونده دستور تحقیق از متهمانی را صادر کرد که در سابقهشان سرقت با شگرد مشابه متهم فراری داشتند.سه متهم تحت تحقیق قرار گرفتند که از میان آنها شاکی پرونده موفق به شناسایی آدمربای اصلی پرونده شد.
طبق بررسیها متهم اصلی پرونده، آدمربای سریالی بود و بعد از پیرمرد، موارد دیگری نیز در پروندهاش داشت. این متهم بعد از ربودن پیرمرد و سرقت خودروی او با همین شیوه و شگرد اقدام به ربودن فرد دیگری کرده بود و خودروی او را هم ربود اما در آن پرونده دستش رو شده و همان زمان دستگیر شد. در واقع ماجرای پیرمرد مسافرکش، پرونده اول آدمربایی او محسوب میشد. با طی روال قانونی در مورد پرونده دوم، این آدمربا به تحمل ۱۵سال حبس محکوم شده بود که در زندان شناسایی شده و آدمربایی اول او یعنی ربودن پیرمرد هم فاش شد.
بخشش بهخاطر دختر 8 ساله
این متهم صبح روز سهشنبه در شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران تحت بازجویی قرار گرفت و در اعتراف به اتهام خود گفت:« سالهاست به قمار معتاد شدهام. شب و روزم و زندگیام را پای قمار گذاشتهام. تاس میریزم و از اول. این دور باطل تمامی ندارد. تمام زندگیام را به خاطر قمار بر باد دادهام.»
متهم آدمربایی میگوید:« حتی همسر و خانوادهام هم من را طرد کردهاند اما من همچنان معتاد قمار هستم.چند باری هم در قمار باختم و همین کار را خراب کرد. بدهکاریام به قدری زیاد شد که تصمیم گرفتم نقشه سرقت و آدمربایی و مسموم کردن با آبمیوه مسموم را بکشم اما حالا به شدت پشیمانم.از وقتی راهی زندان شدهام دختر ۸ سالهام تنها مانده است.»
در حالی که متهم به شدت ابراز ندامت و پشیمانی میکرد، شاکی پرونده بابت صدمات جسمی،آدمربایی و ربودن گوشی از او اعلام گذشت کرده و فقط تقاضای بازگرداندن خودروی پرایدش را کرد. مرد مسافرکش درباره علت گذشتش از مسافر آدمربا گفت:« این فرد اعتیاد به مواد مخدر ندارد و تفریح و سرگرمیاش که قمار است زندگیاش را نابود کرده است. وقتی اسم دخترش را آورد خیلی ناراحت شدم. برای همین فقط درخواست رد مالم را دارم.»



