روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| شامگاه جمعه حوالی ساعت 9:30 شب در خیابان ابوریحان سبزوار. این لوکیشن فیلم کوتاه و دلخراشی است که در 48 ساعت گذشته در فضای مجازی پدیدار شده و دستمایهای شده برای خطکشیهای سیاسی. در حالی که داستان آنقدر انسانی و آنقدر رنجآور است که قلم توان توصیف آن را ندارد.
فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که نشان میداد دو دختر در حال عبور از پیادهرو هستند که پنج پسر سر راهشان قرار میگیرند. یکی از پسرها چند بار به سمت یکی از دخترها میآید که در فیلم هم مشخص است. سن و سال چندانی ندارند و هی دست و مانتوی دختر را میکشد و با خشونت با او رفتار میکند. دختر دیگر نیز به رفتار پسر معترض است.
حتی در فیلم مشاهده میشود چندبار یکی از دوستان پسر او را کنار میکشد اما او باز هم به سمت دختر میرود و به رفتار خشناش ادامه میدهد. ناگهان مردی جوان از آن سمت خیابان به سمت این پسرها میآید و مشخص است به فنون رزمی و ورزشی آشناست. در فیلم مشاهده میشود چند بار به سمت آنها میرود و دو نفر از پنج نفر به او حمله میکنند.
یکی از پشت به او چاقو میزند و دیگری از جلو به قفسه سینهاش ميزند. به قدری پسر جوان مشغول دفاع از دختران است که متوجه ضربات نمیشود و خونی که از بدنش روی پیراهنش ریخته است. حالا نکته عجیب فیلم؛ چند نفری هستند که از ابتدا بیتفاوت به مزاحمت پسران برای دو دختر از کنارشان عبور میکنند و سپس بیتفاوتی سایر عابران به چاقو خوردن مرد جوان.
زمانی ميگذرد تا بالاخره مردی میانسال و پسری جوان برای میانجیگری به میان میآیند. دیدن این فیلم مانند فیلم دوربین مداربسته در بانک بابلسر است، فردی که چایی میآورد بدون توجه به اسلحه فردی که در حال نشانه رفتن برای قتل است، اول به آرامی سیني چای را روی میز میگذارد بعد تازه تصمیم به واکنش میگیرد! بیتفاوتی عجیب نسبت به اسلحه و چاقو و قتل! بگذریم. اما هیچکس شاید فکرش را نمیکرد آن ضربات چاقو باعث مرگ حمیدرضا الداغی 42 ساله شود. مردی که برای نجات دو دختر از دست مزاحمانشان خودش قربانی ضربات پیاپی چاقو شد.
مزاحمت و دفاع از دختران
برادر حمیدرضا الداغی در گفتوگو با هفتصبح میگوید:« برادرم حوالی ساعت 9 شب در خیابان ابوریحان منتظر آوا دختر 15 سالهاش بود که از کلاس زبان بیاید که متوجه میشود چند پسر برای دو دختر ایجاد مزاحمت کردهاند. برادرم ورزشکار بود و در رشته هندبال و بسکتبال فعالیت میکرد و بارها هم مدال ورزشی گرفته بود.
روحیهاش کلا به این شکل بود که تحمل نمیکرد کسی به ضعیفتر زور بگوید. وقتی متوجه اذیت این دو دختر میشود به ماجرا ورود میکند. با دست خالی جلوی پنج نفری میرود که چاقو داشتند. آنها 6 ضربه چاقو از پشت به کمر برادرم و دو ضربه به سینه او میزنند که دو ضربه باعث پارگی قلب و ریه میشود. برادرم بر اثر خونریزی فوت کرد و به هرحال او در دفاع از مظلوم این اتفاق برایش افتاد.»
دستگیری پنج متهم
اگرچه در فضای مجازی دعواها بالاست و هر طیفی سعی دارد کار ارزشمند حمیدرضا الداغی را به نفع خودش مصادره کند ولی حمیدرضا یک مهندس بود که دفتر نقشهکشی ساختمان داشت و شاید علت خشمش از اتفاقی که برای دو دختر رخ داده است این بوده که خودش دختری داشته و منتظرش بود. 5 نفری که در این حادثه حضور داشتند دستگیر شدهاند.
یک منبع آگاه محلی درباره این ماجرا به هفتصبح میگوید:« ماجرا از این قرار بوده که یکی از دختران در گذشته با یکی از این پسرها که در فیلم مشاهده میکنید ارتباط دوستی داشتند که به دلیل اختلافات این دوستی قطع میشود. اما پسر جوان که در پروندهاش سابقه شرارت و معاونت در قتل بوده و با قید وثیقه هم آزاد شده، حاضر به پذیرش قطع ارتباط نبوده و بر سر راه دختر و دوستش قرار میگیرد.
چند بار دست و لباس دختر را میکشد تا او را بهزور سوار خودرویی کند که حمیدرضا الداغی با دیدن این صحنه و اعتراض دخترها، برای حمایت از ایشان وارد ماجرا میشود. این حادثه شب جمعه رخ داده و بعد از آن الداغی در بیمارستان بر اثر شدت خونریزی فوت میکند. صبح روز شنبه نیز این پنج نفر دستگیر میشوند و دو نفر از آنها به طور مستقیم در ماجرای چاقو زدن به حمیدرضا نقش داشتند که در فیلم دوربین مداربسته نیز مشخص است.»



