روزنامه هفت صبح| همسر ملالک، زن 31 ساله اهل افغانستان فکرش را هم نمیکرد وقتی برای رفتن به سرکار، خانهاش را ترک میکند در بازگشت با جنازه زنش روبهرو شود، در حالی که با شال سرش خفه شده است! ساعت 14 ظهر یکشنبه بیست و هفتم فروردین ماه، مامور گشت کلانتری 159 بیسیم برای گزارش کردن وقوع یک فقره قتل در محله شوش تهران با محمدمهدی براعه، بازپرس ویژه قتل شعبه سوم دادسرای امور جنایی، تماس گرفت و گفت:
«زن جوانی اهل کشور افغانستان در خانهاش در حالی که یک شال دور گردنش پیچیده شده به کام مرگ فرو رفته و در بازرسی از صحنه جنایت مشخص شده طلاهای مقتوله به سرقت رفته است.» بررسیهای ابتدایی نشان میداد که زن جوان در خانهاش به قتل رسیده و 2 النگو به همراه گوشی موبایل او به سرقت رفته است.
قتل زن 31 ساله با شال سرش
با اعلام این خبر، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، متخصصان پزشکی قانونی و کارشناسان تیم تشخیص هویت به همراه قاضی براعه، راهی محل حادثه در حوالی خیابان ارج شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند. تیم جنایی به محض ورود به خانه با جسد زن حدوداً 31سالهای مواجه شدند که براثر خفگی با شال خود به قتل رسیده بود.
تحقیقات ابتدایی کارآگاهان جنایی حکایت از آن داشت، یک فرد ناشناس هنگامی که همسر و فرزند مقتوله در خانه حضور نداشتهاند وارد منزل شده و پس از به قتل رساندن زن جوان، طلا و تلفن همراهش را سرقت کرده و بلافاصله از مهلکه گریخته است. پس از پایان تحقیقات میدانی، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی توسط قاضی جنایی ماموریت پیدا کردند تا با بازبینی دوربینهای مداربسته
اقدامات اطلاعاتی و مخابراتی و تحقیقات محلی هویت مرد جنایتکار را شناسایی و او را دستگیر کنند. با دستور محمدمهدی براعه، بازپرس ویژه قتل شعبه سوم دادسرای امور جنایی، جسد مقتوله برای معاینات دقیقتر به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای دستگیری متهم وارد عمل شدهاند.
شوهر ملالک از قتل همسرش میگوید
همسر مقتول درباره حادثه میگوید: «حدود 12 سال قبل با ملالک در افغانستان ازدواج کرده و برای کار به ایران آمدم. حتی رعنا دختر بزرگم در ایران بهدنیا آمده است. من در ایران نگهبان بودم. هرروز حوالی ساعت 5 غروب به خانه میآمدم و تا ساعت ده شب کنار خانوادهام اوقات میگذراندم.
چون نگهبان شب هستم دوباره به سرکارم بازمیگشتم. الان هم واقعا نمیدانم چه کسی به خانهام آمده و سرقت کرده و همسرم را هم کشته است! من و همسر و فرزندانم مشکلی نداشتیم. زندگیمان هم خوب بود. حتی قبل از عید همسرم دلش میخواست اسباب و فرش خانه را عوض کنیم که من گوش دادم. نمیدانم چه کسی با ما دشمنی داشته است که خانه خرابمان کرده است.»



