روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| شاید هیچ کس باورش نشود که در بدیهیترین اتفاقات فردی تبدیل به قاتل شود! درگیری بر سر جای پارک، درگیری در محل تصادف و خشمی ناگهانی از یک فرد معمولی بدون هیچ سابقه کیفری، میتواند یک قاتل بسازد! قاتلی که حتی اگر تبرئه و بخشوده شود هم یادش نمیرود بر سر یک موضوع پیش پا افتاده باعث قتل یک نفر شده است و خودش هم قاتل! اتفاقا عید امسال هم شاهد چنین موضوعاتی بودیم. قتل بر سر جای پارک. قتل بر سر یک تصادف ساده. اینجا پروندهای آوردهایم از قاتلینی که به دلیل یک موضوع پیش پا افتاده مرتکب قتل شدند.
درگیری مرگبار به خاطر تصادف در سیرجان
فرمانده انتظامی سیرجان گفت: شخصی که در یک درگیری لفظی و نزاع بر سر وقوع یک مورد تصادف رانندگی مرتکب قتل شده بود، شناسایی و دستگیر شد. به گفته سرهنگ مرتضی امیرسبتکی در پی وقوع یک مورد قتل در درگیری لفظی و نزاع شکل گرفته طی یک سانحه رانندگی در یکی از محورهای مواصلاتی شهرستان سیرجان و متواری شدن متهمان، ماموران پلیس بررسی موضوع را به صورت ویژه در دستور کار قرار دادند.
در بررسیهای میدانی و اولیه مشخص شد بر اثر درگیری لفظی و نزاع بین رانندهها و سرنشینان دو خودرو که منشا آن یک تصادف رانندگی بوده یکی از طرفین این نزاع با چاقو مجروح و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست میدهد. ماموران پلیس پس از بررسیهای لازم و کمتر از ۲۴ ساعت، عامل این قتل را در یکی از نقاط شهرستان به همراه دو متهم دیگر دستگیر کردند. متهم به قتل علت درگیری و قتل را خشم ناگهانی به دلیل یک تصادف عنوان کرده است!
قتل پدر و پسر اسلامشهری برای جای پارک
نزاع بر سر جای پارک در شهرک افشین باعث مرگ یک پدر و پسر شد. این حادثه در تعطیلات عید اتفاق افتاد. ساعت 19:30 روز سه شنبه هشتم فروردین ماه 1402 مأموران گشت انتظامی تهران بزرگ در منطقه«یافت آباد - میدان الغدیر» تهران، با مشاهده چهره مضطرب و ظاهر به هم ریخته مردی حدودا 60ساله به وی مشکوک شده و در بازرسی بدنی موفق به کشف یک قبضه سلاح کمری میشوند.
با توجه به اظهارات اولیه متهم مبنی بر وقوع درگیری منجر به تیراندازی در شهرستان اسلامشهر و احتمال ارتکاب جنایت، متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. در بررسی اظهارات متهم، به دست آمد او در ساعت 18 همان روز (سهشنبه 8 فروردین ماه 1402)، طی درگیری با اعضای یک خانواده، دو نفر از اعضای خانواده (پدر 53 ساله و پسر 25 ساله) را مورد هدف چندین گلوله قرار داده و به قتل رسانده است.
متهم در خصوص انگیزه و نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: من و خانواده مقتول هر دو همسایه بوده و در داخل یک کوچه زندگی میکنیم؛ از حدود یک سال پیش به خاطر مسائل همسایگی با یکدیگر اختلاف و درگیری پیدا کردیم؛ طی این مدت، اختلاف و درگیری دو خانواده به کینه ورزی تبدیل شده بود تا اینکه روز حادثه من در حال عبور از داخل کوچه بودم که با 4 نفر از اعضای خانواده مقتول مواجه شده و مجددا بین من و آنها درگیری لفظی و در ادامه درگیری فیزیکی رخ داد.
آنها 4 نفر بودند و من تنها؛ به همین دلیل توانستند مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار دهند. با همان وضعیت به داخل خانه رفته و یک قبضه سلاح کمری را که از حدود 20 سال پیش به صورت غیرمجاز از یکی از شهرهای غربی کشور خریداری کرده بودم را برداشته و مجددا به بیرون از خانه آمدم؛ در حالی که مقتولین و دیگر اعضای خانوادهشان هنوز داخل کوچه بودند به سمت آنها شروع به تیراندازی کردم؛
پدر خانواده (53 ساله) و یکی از پسرانش (25 ساله) به قصد جلوگیری از ادامه تیراندازی و گرفتن اسلحه به سمت من حملهور شدند که در این زمان آنها را از فاصله نزدیک مورد هدف گلوله قرار دادم و آنها روی زمین افتادند. پس از آن، به سرعت از محل متواری شده و خود را به منطقه یافت آباد تهران رساندم. بی هدف در حال پرسه زنی در خیابان بودم که ناگهان واحد گشت انتظامی به من مشکوک شد و مرا متوقف کردند و در بازرسی بدنی، سلاح همراهم را کشف و در همانجا به مأموران اعتراف کردم.
قتل به خاطر تصادف جزئی
درگیری پسر جوان به خاطر یک تصادف جزئی منجر به قتل فرد معترض شد و حالا متهم با درخواست قصاص مواجه شده است.هرچند متهم هفت ماه فراری بود اما سرانجام پلیس او را در غرب کشور بازداشت کرد.سال 1400 به ماموران کلانتری۱۲۰ سیدخندان خبر رسید درگیری چند جوان در خیابان بنیهاشم منجر به زخمیشدن جوانی به نام جلال شده است و حال او اصلاً خوب نیست.دقایقی بعد مرد مجروح که به بیمارستان منتقل شده بود تحت درمان قرار گرفت اما به خاطر شکستگی جمجمه و خونریزی ناشی از آن به کما رفت.
برادر جلال که شاهد درگیری خونین بود به ماموران گفت: من مقابل مغازه برادرم ایستاده بودم که راننده پرایدی را دیدم که قصد داشت اتومبیلش را پارک کند. او هنگام پارک خودرو با موتوری که در گوشهای متوقف شده بود برخورد کرد و من با اینکه نمیدانستم صاحب موتورسیکلت چه کسی است، به او اعتراض کردم؛ اما او و دو پسر دیگر که همراهش بودند به سمتم حملهور شدند. همین موضوع باعث درگیری میان ما شد.
برادرم که از داخل مغازه سروصدای ما را شنیده بود بیرون آمد؛ اما راننده پراید با میلهای که از صندوق عقب ماشینش بیرون آورده بود ضربهای به سر برادرم زد و فرار کرد.با اطلاعاتی که این مرد به پلیس داده بود، ماموران به ردیابی راننده پراید پرداختند و مشخص شد دوربین مداربسته خیابان صحنه درگیری را ضبط کرده است. ماموران با بازبینی فیلم دوربین مداربسته دریافتند عامل جنایت مرد ۳۰سالهای به نام ساسان است. ماموران پلیس به استعلام پلاک خودرو او پرداختند اما دریافتند ساسان بلافاصله پس از درگیری به مکان نامعلومی رفته است. در نهایت متهم دستگیر شد و به دادگاه رفت.
در ابتدای جلسه دادگاه پدر و مادر قربانی درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس ساسان در حالی که سرش را پایین انداخته بود و اشک میریخت ابراز پشیمانی کرد و گفت: باور کنید من قصد کشتن جلال را نداشتم. اصلاً او را نمیشناختم و خصومتی با او نداشتم.او در تشریح جزئیات درگیری گفت: من و برادرم کاشیکار هستیم. آن روز همراه دوستمان سوار ماشین به خیابان بنیهاشم رفته بودیم. قرار بود آنجا کاشی تهیه کنیم و سر کار برویم.
میخواستم پرایدم را در خیابان پارک کنم اما ماشینم با یک موتورسیکلت برخورد کرد. برادر جلال که شاهد ماجرا بود با لحن بدی به من اعتراض کرد و به سمتم حملهور شدند. از صندوق عقب ماشینم میلهای را که مربوط به کاشیکاری بود بیرون آوردم و ضربهای به سر جلال زدم؛ هرگز فکر نمیکردم ضربه کشنده باشد ولی او متاسفانه دو ماه بعد فوت شد و من شرمنده پدر و مادرش هستم.متهم ادامه داد: من واقعاً پشیمان هستم و هنوز باور ندارم به خاطر درگیری بچگانه قاتل شدهام. من زن و یک فرزند دارم که حالا زندگی آنها هم تباه شده است. رسیدگی به این پرونده همچنان ادامه دارد تا رای نهایی صادر شود.
قتل مربی بدنسازی در یک تصادف ساده
ساعت یک بامداد 24 فروردین ماه سال ۹۶ به مأموران کلانتری ۱۶۳ ولنجک خبر رسید جدال 3 سرنشین یک دستگاه پراید با راننده پژو ۲۰۶ به خون کشیده شده است.مرد جوان وسط خیابان ولنجک فریاد میزد و از مردم میخواست اورژانس و پلیس را خبر کنند تا دوستش زودتر به بیمارستان منتقل شود. مرد جوان که سر و صورت خونی داشت به بیمارستان منتقل شد اما جان خود را به دلیل شدت جراحات از دست داد. دوستش در تحقیقات گفت در حال تردد در ولنجک بودیم که مهران، دوستم، با یک پراید تصادف کرد.
او مربی بدنسازی است و باشگاه دارد. برای صحبت با راننده از خودرو خارج شد اما راننده پراید با میله به سمت مهران حمله کرد و دو ضربه به سرش زد. من در حال کمک به دوستم بودم که سرنشینان پراید فرار کردند. اما شماره خودرو را برداشتم.با دستگیری دو سرنشین پراید، مراد ۲۷ساله به قتل اعتراف کرد و مدعی شد وقتی تصادف کردیم دوستم کامبیز برای صحبت با راننده مقصر از ماشین پیاده شد اما آنها حرفشان شد و او از من کمک خواست. وقتی پیاده شدم دیدم راننده مقابل خیلی بزرگ است، ترسیدم و با میلهای که کنار خیابان بود دو ضربه به سرش زدم. میخواستم کمکش کنم که کامبیز ماشین را روشن کرد و از من خواست فرار کنیم اما چند روز بعد دستگیر شدیم. با محاکمه مراد او به اتهام قتل مرد بدنساز به قصاص محکوم شد تا یک لحظه عصبانیتش، جان رانندهای را بگیرد و خودش را در یک قدمی چوبه دار قرار دهد.
قتل راننده نیسان بعد از تصادف
خردادماه ۹۸ پلیس در جریان چاقوخوردن یک پسر جوان در منطقه کیانشهر قرار گرفت. ماموران با حضور در محل متوجه شدند پسر ۲۳ساله راننده خودروی نیسان بوده و بعد از تصادف با یک پراید، راننده پراید سفیدرنگ با فحاشی دو ضربه چاقو به پسر جوان زده و فرار کردهاست. با انتقال راننده نیسان به بیمارستان تلاش برای شناسایی راننده پراید آغاز شد اما دو روز بعد مرد مجروح فوت کرد.پلیس با شناسایی هویت قاتل یک هفته بعد او را دستگیر کرد.
راننده پراید مدعی بود هیچ قتلی مرتکب نشده و فقط با خودروی نیسان تصادف کرده اما دو شاهد حادثه با دیدن راننده پراید او را به عنوان قاتل شناسایی کردند. پسر جوان که هیچ راهی نداشت اعتراف کرد در محله کیانشهر مشغول رانندگی بودم که به یک نیسان زدم. مقصر بودم و راننده نیسان با من بگومگو کرد که چرا با او تصادف کردهام. من هم که حوصله نداشتم دو تا چاقو زدم و فرار کردم. یک لحظه عصبانی شدم و خون به مغزم نرسید که خوب فکر کنم.



