روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری|‌ ‌داستان قاتلانی که نقشه قتل را می‌کشند اما موفق نمی‌شوند. هربار تلاش می‌کنند و انگار به در بسته می‌خورند یا شاید بهتر باشد بگوییم در واقع این مقتول احتمالی است که خوش‌شانس بوده و در واقع عمرش همچنان به دنیا بوده است. تلاش قاتلان برای قتل هم عجیب است. یک بار زهر خورانده‌اند، یک بار از بلندی هول داده‌اند یا بار دیگر خودروی مقتول احتمالی را آتش زده‌اند و هربار مقتول جان سالم به در برده است اما همیشه هم مقتول احتمالی خوش‌شانس نیست و شاید در آخر کار قاتل موفق شود. این پرونده کسانی است که بعد از چند بار تلاش قاتل برای قتل‌شان جان سالم به در برده‌اند.

یک: ‌چهار بار نجات از نقشه قتل همسر!
شاید این پرونده از عجیب‌ترین پرونده‌های جنایی محسوب شود. حکایت مردی که چهاربار از نقشه‌های زنش برای قتلش جان سالم به در برده و هم اکنون نیز فعلا در بیمارستان بستری است. ماجرای معروف کارمند دانشگاه علامه طباطبایی! ساعت ۷ صبح روز یکشنبه ۱۸ دی‌ماه امسال به مأموران پلیس تهران خبر رسید مردی بر اثر شلیک گلوله در نزدیکی خیابان نامجو در مرکز تهران زخمی و به بیمارستان منتقل شده است.

تحقیقات ابتدایی تیم جنایی حکایت از آن داشت، یک مرد که با پارچه و ماسک صورت خود را پوشانده بوده به‌صورت پیاده در حال تعقیب یکی از کارمندان دانشگاه علامه بوده که ناگهان با کلت کمری وی را از ناحیه سر هدف شلیک قرار داده است. بررسی‌های بیشتر نیز نشان می‌داد، مجروح حادثه که کارمند دانشگاه علامه طباطبایی بوده، 2 ماه پیش نیز هدف سه گلوله از سوی یک فرد ناشناس قرار گرفته است! بررسی ردپاها سرنخ را به همسر این فرد رساند. در تحقیقات تکمیلی نیز مشخص شد، زن جوان که با شوهرش مشکل داشته به متهم پول داده و او را اجیر کرده تا همسرش را با سلاح کلت کمری به قتل برساند.

در ادامه تحقیقات مشخص شد، زن جوان با همدستی پسرخاله‌اش و یکی از دوستانش در گذشته نیز با نیت قبلی و صحنه‌سازی تصادف ساختگی ساخته و قصد داشته مرد جوان را به قتل برساند که موفق نشده است.البته یک بار هم در غذای شوهرش سم ریخته بود که باز هم جان سالم به در برد! این زن که دو فرزند هم دارد در اعترافاتش گفته بود۲۳ سال قبل با شوهرم ازدواج کردم، زندگی خوبی داشتیم و صاحب دو فرزند شدیم. مدتی بعد، اما شوهرم اخلاقش تغییر کرد و وقتی هم با هم درگیر می‌شدیم مرا کتک می‌زد. از رفتار‌های او خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم شوهرم را از میان بردارم. سال ۹۹ در اینستاگرام با مردی آشنا شدم که از عکس‌های صفحه‌هایش مشخص بود مردی خشن است.

او در تمامی عکس‌هایش یا چاقو به دست بود یا تفنگ همراه داشت، به همین دلیل من فکر کردم آن مرد می‌تواند نقشه قتل شوهرم را اجرا کند. ابتدا با او رابطه دوستانه برقرار کردم و از زندگی‌ام برایش توضیح دادم و درددل کردم که شوهرم مرا اذیت می‌کند. پس از مدتی گفتم از رفتار‌های شوهرم خسته شده‌ام و از او خواستم شوهرم را به قتل برساند.او هم قبول کرد و چند بار نقشه قتل شوهرم را طراحی و اجرا کرد، اما شوهرم هر بار از حادثه‌ها جان سالم به‌در می‌برد تا اینکه آخرین بار برای قتل شوهرم دستمزد ۲۰ میلیون تومانی درخواست کرد و من هم از پسرخاله‌ام ۲۰ میلیون تومان قرض کردم و به او دادم، اما این‌بار هم شوهرم به قتل نرسید و دست ما را رو شد.

دو: زنده ماندن با گلوی بریده!
ماجرا به سال 96 بازمی‌گردد. مرد ثروتمند توانست در شکنجه‌گاه آدم‌ربایان خشن به طرز معجزه‌آسایی زنده بماند. این مرد که گلویش بریده شده، با طناب خفه شده و درون یک قبر در بیابان رها شده بود، موفق شد خودش را نجات دهد و از سوی یک راننده کامیون به بیمارستان منتقل شد. ماجرا از این قرار بود زنگ خانه‌اش در شمال شهر به صدا در می‌آید که برود و خودروی گران‌قیمتش را جابه‌جا کند. در خودرو را باز کرد و درست وقتی که می‌خواست سوار شود، ناگهان چند مرد با قمه و چاقو به سراغش آمدند.

کامران شوکه شده بود که یکی از آنها با قمه ضربه‌ای به انگشتانش زد. کامران دیگر نمی‌توانست مقاومت کند. او را با زور سوار خودرو خودش کردند و به راه افتادند. با این صدا به هوش می‌آید: «قبرش را آماده کنيد تا پس از قتل، جسدش را در بيابان دفن کنيم» مردان خشن او را با ضربات چاقو می‌زنند، گلویش را می‌برند و می‌خواستند با طناب خفه‌اش کنند و دست آخر هم او را درون گور می‌اندازند که بیهوش می‌شود. فکر می‌کنند مرده و او را رها می‌کنند. به هوش می‌آید و به قول خودش با دو دستش گلویش را گرفته و خودش را به جاده و یک راننده کامیون می‌رساند و …او در دادسرا می‌گوید:

واقعا وحشتناک بود، اما درد را تحمل کردم و دستم را بلند کردم تا راننده کامیونی که از آنجا رد می‌شد مرا ببیند. اگر او مرا نمی‌دید زنده نمی‌ماندم. هنوز نمی‌دانم انگیزه آنها از این کار چه بود اما مردان ناشناس حتی چک ٢٠٠‌میلیون تومانی که با من بود را سرقت نکردند. آنها بعد از رهایی‌ام، با خودرو شاسی‌بلند «بی‌ام‌و»ام فرار کردند. این مرد واقعا مرده بود اما با معجزه زنده ماند تا پیگیر این ماجرای آدم‌ربایی عجیب شود!

سه: نقشه مرد شرور برای قتل ناکام ماند
مرد شرور که با ربودن معتادی از کمپ ترک اعتیاد، قصد کشتن او را داشت، با فرار گروگانش از صندوق عقب خودرو ناکام ماند.آذر سال 94 مردی هراسان و با لباس‌های پاره به کلانتری خزانه مراجعه کرد و از ربوده شدن خود و تهدید به قتل توسط سه مرد قوی هیکل خبر داد. مرد 35ساله در شکایتش به ماموران گفت: حدود یک ماه دریک کمپ ترک اعتیاد بستری بودم. چند روز قبل با پسر قوی هیکلی به نام حسن که از اراذل جنوب تهران است درگیر شدم و به او فحاشی کردم.

حسن دو روز بعد از ترخیص همراه دو نفر از دوستانش بار دیگر در آنجا بستری شد. آنها شب هنگام مرا بی‌هوش و با انتقال به خانه‌ای زندانی کردند. چند روزی در اسارتگاه پسر جوان بودم تا این که آنها مرا در صندوق عقب پیکان سفیدی انداخته و مدعی شدند مرا به دشت ورامین می‌برند تا به قتل برسانند. در میانه راه صندوق عقب را با پیچ گوشتی باز و فرار کردم.با اظهارات مرد جوان، ماموران حسن 30ساله را شناسایی و همراه دو همدست دیگرش دستگیر کردند که مدعی شدند ما قصد کشتن او را نداشتیم و فقط می‌خواستیم وی را بترسانیم. اما واقعیت این است مرد جوان خودش را از مرگ نجات داد.

چهار: نقشه ناکام مرد برای قتل عمو و زن عمو
ماجرا به اسفند سال 98 بازمی‌گردد. زن و شوهر مسموم شده و به کما رفته بودند. تلاش پزشکان برای نجات آنها نتیجه داد و پس از گذشت 10‌روز به هوش آمدند. این زوج پس از مرخص شدن از زندان در شعبه سوم دادسرای جنایی تهران حاضر شدند و از فردی که قصد کشتن آنها را داشت شکایت کردند. او کسی نبود جز برادرزاده مرد خانواده به نام حسن. شاکی گفت: پسر من سال‌ها قبل عاشق دختر عمویش بود و می‌خواست با او ازدواج کند.

حسن هم عاشق همین دختر که دختر عمویش بود شده بود. یعنی دو پسرعمو عاشق یکی از دخترعموهایشان بودند که در نهایت دختر برادرم با حسن ازدواج کرد و به پسرم جواب منفی داد. او ادامه داد: زندگی حسن با همسرش خیلی دوام نیاورد. چون او چند وقت بعد معتاد به شیشه شد و همسرش درخواست طلاق داد. درنهایت آنها جدا شدند و حسن چون معتاد بود و دیگر جا و مکانی نداشت هر ازگاهی به خانه ما می‌آمد. اما از پسرم متنفر بود و می‌گفت او قصد دارد با همسر سابقش ازدواج کند.

چون شیشه می‌کشید توهم می‌زد که ما برای زندگی‌اش پاپوش درست کرده و باعث جدایی آنها شده‌ایم. وی گفت: شب حادثه حسن به من و همسرم نسکافه داد که پس از خوردن آن بیهوش شدیم. من حدس می‌زنم داخل آن شیشه ریخته بود تا ما را بکشد. انگیزه‌اش را نمی‌دانم اما چون متوهم بود و بارها در حرف‌هایش ما را مقصر به‌هم‌خوردن زندگی‌اش می‌دانست، احتمالا قصد داشته ما را به قتل برساند و انتقام بگیرد اما خوشبختانه بخت با من و همسرم یار بود که زنده ماندیم و از نقشه او جان سالم به‌در بردیم.متهم به جرم اقدام به قتل بازداشت شد.

پنج: پنج ماه تلاش برای اجرای نقشه یک قتل
مرد جوانی که برای رسیدن به زن مورد علاقه‌اش همسر او را کشته بود در بازجویی‌ها مدعی شد از 5 ماه قبل نقشه قتل این مرد را کشیده بودند اما هر بار ناکام می‌ماندند.رسیدگی به این پرونده از صبح 27 مهر99 و با اعلام خبر قتل مرد جوانی در طبقه سوم خانه‌ای در خیابان شهید مدنی آغاز شد.گزارش این قتل به بازپرس جنایی و تیم تحقیقات اعلام شد و همسر مقتول در تحقیقات مدعی شد زمانی که در خانه نبوده فرد ناشناسی همسرش را به قتل رسانده است.

اما در ادامه وی لب به اعتراف گشود و گفت: با شوهرم اختلاف داشتم به همین خاطر به خواستگار سابقم گفتم و او با برنامه‌ریزی قبلی شوهرم را به قتل رساند. من در این جنایت نقشی ندارم و تنها با فرهاد همکاری کردم تا او وارد خانه شود و همسرم را به قتل برساند.با اعتراف زن جوان، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شده و مرد جوان را در مخفیگاهش بازداشت کردند. به دستور بازپرس جنایی فرهاد به اتهام مباشرت در قتل عمدی و منیژه به اتهام معاونت در قتل عمدی روانه اداره آگاهی شدند.

مردی که قتل را انجام داده پنج ماه تلاش کرده بود و در اعترافاتش گفت: اوایل منیژه خودش سعی کرد شوهرش را بکشد اما موفق نشد. بعد باهم تلاش کردیم. سه یا چهار بار به او سوء قصد کردیم ولی بی‌فایده بود. حتی سعی کردیم با تصادف ساختگی او را بکشیم ولی بازهم نتیجه نداشت. تا اینکه روز حادثه موفق شدیم.همسرش دفعه اول در غذا قرص سمی ریخته بود. اما قرص‌ها کم بود و از طرفی شوهرش قوی جثه بود و به همین دلیل قرص‌ها آن‌طور که باید اثر نکرده بودند. این دونفر اگرچه در نهایت موفق به قتل می‌شوند!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اسلایدراینجا کلیک کنید.