روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| حوالی ساعت 8:30 روز جمعه هفتم بهمن ماه، اهالی محله پاسداران،نیستان سوم، کوچه راستوان در نزدیکی میدان احتشامیه ، شاهد حمله شخصی یک مرد مهاجم به سفارت آذربایجان بودند. مردی میانسال که در توهم نجات همسرش از طبقه چهارم سفارت ؛ با دو اسلحه به داخل سفارتخانه رفته و دست به شلیک زده .
فیلم و عکسهای زیادی از این حادثه عجیب منتشر شده است. طبق بررسی دوربینهای مداربسته و گفته شاهدان عینی ماجرا، راننده یک پراید سبز رنگ جلوی سفارت با سرعت چند بار به خودروی سفارت که یک هیوندای مشکی است میکوبد و بعد هم پیاده شده روی خودروی سفارت نفت ریخته به طوری که حتی لباس خودش نزدیک بوده آتش بگیرد. همراه او داخل خودروی پراید، دختری نوجوان 14 ساله و پسری خردسال(7 ساله) هم بودند که گریه میکردند. او بعد از ورود دبیر اول سفارت(دیپلمات)، از جلوی اتاقک نگهبانی رد شده و با یک اسلحه کلاش و کلت وارد سفارت شده است.
در فیلمها مشخص است که به نگهبان اتاقک حرفی زده، لحظهای مکث کرده و رد میشود. طبق فیلمهای دوربین مداربسته نگهبان نمیتواند مانع او شود و حالا مشخص است پلیس دیپلماتیک که در واقع وظیفه آن حفاظت از سفارتخانهها و کنسولگریها و اماکن دیپلماتیک سایر کشورها در ایران است؛ مسلح نبوده است.
از سوی دیگر، به گفته سردار رحیمی این مأمور پلیس دیپلماتیک با دیدن کلاشینکف در دست مهاجم و هشدار او که به نوعی تهدیدآمیز بوده است، از جایش حرکت نکرده و بلافاصله با مرکز پلیس تماس گرفته است.سردار حسین رحیمی که حالا باید بگوییم فرمانده انتظامی سابق تهران بزرگ (چرا که بعد از این اتفاق سردار محمدیان رئیس نیروی انتظامی استان البرز و رئیس سابق اداره آگاهی به جای او به فرماندهی پلیس تهران منصوب شد) درباره این ماجرا میگوید:
«مقارن با ساعت 8:25 جمعه در حالی که یکی از اعضای سفارت آذربایجان در جلوی در سفارت در حال پارک خودرو بود، یک دستگاه خودروی پراید که در فاصله نزدیکی مستقر شده بود از پشت به خودروی دیپلمات آذربایجان میزند؛فرد ضارب در ادامه سلاح جنگی کلاش را از ماشین برداشته، خارج شده و در حالی که دیپلمات وارد سفارت میشود پشت سر او با تیراندازی وارد سفارت میشود و در مقطع ورود به سفارت فرد دیپلمات کشته شده و دو نفر دیگر مجروح میشوند و حتی بخشی از دژبانی سفارتخانه نیز آسیب دیده است.»
داستان کارمند شجاع سفارت
این داستان عجیب و مرگبار یک کشته و دو زخمی داشته است. گفته میشود فرد کشته شده ، ستوان ارشد عسگروف اورخان رضوان اوغلو، رئیس سرویس امنیتی(حراست) سفارت جمهوری باکو در ایران بوده است. دو نفری هم مجروح شدند. ۲ نفر کارمند ۳۰ الی ۳۵ساله بودندکه یک نفر از ناحیه دست و پا مورد اصابت گلوله و نفر دیگر مورد ضرب و جرح قرار گرفته که با حضور سریع و به موقع عوامل انتظامی و اطلاعاتی و امدادی سریعا نفرات مصدوم با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.
یکی از این افراد نقشی قهرمانانه در این ماجرا داشت. مرد پیراهن سفید که از پشت به مهاجم حمله کرده و با شجاعت سعی در مهار او دارد. «واصف تقی اف» یکی از نیروهای سفارت، متاهل و دارای سه فرزند است که در برابر این فرد مقاومت میکند. حالا باید دید چرا این مرد میانسال همراه دو فرزندش به سفارت آذربایجان در تهران حمله کرده است. مردی که گفته میشود به سرباز نگهبان اتاقک جلوی سفارت گفته است، کنار برو تا با تو کاری نداشته باشم! بعد داخل سفارت شده شلیک کرده و دوباره خشاب پُر کرده و باز به داخل رفته …..
اما ماجرای این فرد که رسانههای آذربایجان نام او را یاسین حسینزاده 53 ساله منتشر کردهاند، چیست؟ او بعد از دستگیری علت حملهاش به سفارت را چنین عنوان کرده است: «اول فروردین امسال همسرم به سفارت آذربایجان به تهران مراجعه کرده و دیگر به منزل بازنگشته است.» همچنین براساس گزارشی که به نقل از سرپرست دادسرای امور جنایی منتشر شده، فرد مهاجم گفته «در مراجعات مکرر به سفارت هیچ پاسخی از آنها دریافت نمیکردم و تصور میکردم همسرم در سفارت جمهوری آذربایجان در تهران حاضر است و حاضر به دیدار با من نیست.
صبح جمعه تصمیم گرفتم با اسلحه کلاشینکفی که از قبل تهیه کرده بودم به سفارت بروم.» او میگوید:«سفارت آذربایجان همسرم را تحویل نمیدهد، همسر من را مجبوری نگهش داشتند و 9ماه است از او هیچ تماسی ندارم. سفارت هم نامه داده بود که همسرم آنجا نیست من هم دو اسلحه داشتم یک کلت و یک کلاش که از قبل تهیه کرده بودم. صبحها معمولا ساعت 6 و7 بیدار میشوم. امروز صبح(جمعه) در ذهن خودم ماجرا را آنالیز کردم چطوری وارد سفارتخانه شوم.من برای به دست آوردن زندگیام که نابود شده بود رفتم. برای نجات همسرم از طبقه چهارم سفارت!
بارها هم گفتم از سفارت بیاید بیرون به اختیار خودش اگر نخواست با من زندگی کند من برایش پاسپورت هم میگیرم و او برود.» اما فرزندان این مرد هم شاهد این ماجرا بودند. دختر نوجوانش میگوید:« اختلافات خانوادگی بین پدر و مادرم وجود داشت. مادرم رفته بود. پدرم گفت میریم سفارت مامان را بیاوریم. من و برادرم هم داخل ماشین بودیم و پدرم هم داخل سفارت تیراندازی کرد. حتی من قبل از این ماجرا به او گفتم مادرم در سفارت نیست اما او قبول نکرد. مادرم در کشور آذربایجان هستند و تقریبا 8/9 روز قبل با او صحبت کردم.»
ثبت مفقودی همسر
بررسی سوابق متهم نشان میدهد متهم در ۲۹ فروردین ۱۴۰۱ شکایتی را مبنی بر مفقودی همسرش در ارومیه ثبت کرده، این مرد 53 ساله کشاورز و ساکن ارومیه است .همسر او(گلنار علیووا) نیز اهل باکو بوده است.پرونده مفقودی پس از پیگیری و مشخص شدن اینکه همسر او به جمهوری آذربایجان بازگشته است در این موضوع خاص بسته میشود و پس از آن این فرد موضوع را از وزارت خارجه و سفارت جهوری آذربایجان پیگیری میکرده است. انگار در ابتدای سال همسر فرد مهاجم با کمک دو نفر دیگر از اعضای خانوادهاش به جمهوری آذربایجان میرود و دیگر برنمیگردد.



