روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| کشتن روشهای مختلفی دارد. حتما قاتلها این را خوب بلدند. قاتلانی که تصمیم گرفتهاند یک نفر را بکشند و برای از سر راه برداشتن او به نقشهها و شیوههای مختلفی فکر کردهاند. خفهکردن، چاقو، زهر و از نظر نگارنده از همه بدتر آتش زدن مقتول! در این گزارش سراغ پروندههایی میرویم که مقتولان به دلیل آتش زده شدن توسط قاتل، کشته شدهاند. مثل متهم به قتلی که مظنون است همسرش را هفته گذشته به آتش کشیده و باعث مرگش شده است.
یک: زن شوهرش را در رختخواب به آتش کشید!
بامداد نوزدهم شهریور امسال، نیروهای امدادی پیکر سوخته مرد 40سالهای بهنام «مجید» را به بخش سوختگی بیمارستان امام رضا(ع) منتقل کردند و دقایقی بعد همسر او نیز به دلیل اقدام به خودکشی با قرص در بخش مسمومان بیمارستان بستری شد. زن 35ساله، به دلیل اختلافات خانوادگی همسرش را درون رختخواب به آتش کشیده و سپس با مصرف قرص خودکشی کرده بود. همسر زن که بستری بود در بیمارستان گفت: بعد از به دنیا آمدن دومین فرزندم، همسرم دچار نوعی افسردگی ناشی از زایمان شد و زیر نظر روانشناس در حال مداوا بود اما نفهمیدم این حادثه چگونه رخ داد.
آن شب من در خواب بودم که یک لحظه متوجه سروصدا شدم. وقتی چشمانم را گشودم همسرم را دیدم که قصد داشت با بنزین خانه را به آتش بکشد. هراسان تلاش کردم تا او را از این اقدام هولناک بازدارم که خودم آتش گرفتم. مرد در بیمارستان بر اثر شدت سوختگی جان سپرد و زن در اعترافاتش گفت: از حدود دو ماه قبل زمانی که به سفر رفته بودیم به همسرم مشکوک شدم که با زن غریبهای ارتباط دارد، چرا که او مدام با گوشی موبايلش سرگرم بود و آن را از خودش دور نمیکرد. بالاخره وقتی موضوع را با همسرم در میان گذاشتم و به او اعتراض کردم او منکر همهچیز شد و مدعی بود که من اشتباه میکنم و ارتباطشان کاری است.
به همین دلیل او را در تنگنا قرار دادم که شماره تلفن آن زن را به من بدهد تا خودم با او گفتوگو کنم ولی او باز هم از این کار سر باز میزد. صبح روز بعد زمانی که همسرم به محل کارش رفت من هم با یک تاکسی اینترنتی به بلوار صبا رفتم و سه بطری 5/1 لیتری بنزین از جایگاه سوخت خریدم و آنها را درون کمد منزل مخفی کردم. شب هنگام نیز که همسرم بیرون از خانه بود با او تماس گرفتم و خواستم تعدادی قرص خوابآور از داروخانه برایم تهیه کند.
حدود ساعت ۲۳ بود که قبل از خواب از همسرم خواستم او نیز از این قرصهای خوابآور استفاده کند تا راحت بخوابد! ولی خودم قرص را نخوردم تا بتوانم نقشهام را اجرا کنم. از سوی دیگر هم کمی لای پنجره اتاق را باز گذاشتم تا همسرم مجبور شود پتو را بهطور کامل روی خودش بکشد! نقشهام بهدرستی پیش رفت و در یک لحظه همسرم پتو را روی سرش انداخت و به خواب رفت.
حدود ساعت ۲ بامداد بود که چشمانم را باز کردم و متوجه شدم «مجید» در خواب عمیقی است. تعدادی از قرصها را درون آب حل کردم و کنارم گذاشتم. سپس با سوزن پتو را به تخت دوختم تا او نتواند بهراحتی از زیر شعلههای آتش فرار کند! ولی هنوز مشغول دوختن پتو بودم که ناگهان «مجید» بیدار شد. من هم بیدرنگ بطریهای بنزین را ریختم و با فندک او را آتش زدم! بعد هم سراسیمه آب کاسه قرصهای آلوده را سر کشیدم و از طبقه چهارم ساختمان به پایین دویدم تا همسایگان فرزندانم را از میان شعلههای آتش نجات دهند!
دو: آتش زدن همسر به دلیل سرد بودن چای
مرد خشن که بهخاطر سرد بودن چای روی همسرش بنزین ریخته و او را زندهزنده سوزانده، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. متهم در دادگاه گفت: از عصبانیت روی زنم بنزین ریختم و بعد فندک زدم. یکدفعه لیدا شعله گرفت. بلافاصله پشیمان شدم و سعی کردم آتش را خاموش کنم. بعد از اینکه آتش خاموش شد، دیدم شدت سوختگی زیاد است! این مرد در اعتراض به سردی چای، زنش را سوزاند و کشت، اما دخترش گفت راضی به قصاص پدرش نیست. یکسال قبل زنی در بیمارستان قبل مرگش گفت همسرش او را سوزانده است. محمود که ابتدا مدعی بود زنش خودسوزی کرده است، در بازجوییهای تکمیلی به قتل اعتراف کرد و گفت:
من و لیدا سالها قبل با هم ازدواج کردیم. از همان ابتدا با هم اختلاف داشتیم و درگیر بودیم اما لیدا باردار شد و ما تصمیم گرفتیم به این زندگی ادامه بدهیم. وقتی دخترمان به دنیا آمد، هرچند انتظار داشتیم زندگیمان تغییر کند و بهتر شود، اما اینطور نشد و درگیریهای ما ادامه داشت. من و لیدا بارها درگیر شده بودیم اما در آخر همهچیز با آشتی تمام میشد. تا اینکه روز حادثه لیدا برایم چای آورد. چای سرد بود و من عصبانی شدم و گفتم عوضش کند. سر همین موضوع با زنم جروبحث کردیم. وقتی لیدا جوابم را داد، بیشتر عصبانی شدم و اینطور بود که روی او بنزین ریختم. البته قصدم کشتن او نبود. پرونده او در جریان است.
سه: شوهر شیشهای همسرش را داخل خودرو آتش زد
مرد شیشهای بهدنبال اختلاف خانوادگی همسرش را در خودرو پراید حبس کرد و او را به آتش کشید. ساعت ۳:۲۷ بامداد یکم اردیبهشت امسال، در پی تماس شهروندان با سامانه ۱۲۵ گزارش آتش گرفتن چند دستگاه خودرو در پارکینگ یک ساختمان مسکونی واقع در خیابان اشتراکی شمالی کرج نیروهای آتشنشانی خیلیزود در محل حضور یافتند. امدادگران پس از خاموش کردن آتش خودروها ناگهان متوجه حضور زن جوانی داخل یکی از خودروها شدند که دچار سوختگی شده بود و وقتی اقدامهای لازم برای بیرون کشیدن زن جوان از داخل خودرو شروع شد، متوجه شدند درهای خودرو با سیم بسته شده و همین موضوع باعث شده بود زن جوان نتواند خود را نجات دهد.
این زن ۴۳ساله که فریده نام داشت با تلاش همسایهها و نیروهای آتشنشانی از خودرو بیرون کشیده شد و خیلیزود بهخاطر سوختگی شدید به بیمارستان مدنی کرج منتقل شد. بهدنبال شکایت اهالی ساختمان درباره علت وقوع آتشسوزی که عمدی تشخیص داده شد، کارآگاهان جنایی پلیس البرز در محل حضور یافتند و در تحقیقات میدانی دریافتند عامل آتشسوزی، مرد جوان همسایه بهنام فرید بوده است. زن جوان که بهشدت دچار سوختگی شده بود، گفت: شوهرم من را در خودرو حبس کرد و با ریختن بنزین مرا آتش زد. در ادامه بلافاصله دستور بازداشت مرد جوان صادر شد.
مرد که ظاهراً اعتیاد به شیشه دارد، ضمن اعتراف به این اقدام هولناک گفت: همسرم ۱۰سال از من بزرگتر است، اوایل زندگی خوبی داشتیم اما بعد از مدتی اختلافها شروع شد. ما با هم یک خودروی پراید بهصورت شراکتی خریده بودیم اما بعد از مدتی میخواستم خودرو را بفروشم چون به پولش نیاز داشتم و وقتی به همسرم گفتم او مخالفت کرد و همین موضوع اختلافمان را بیشتر کرد تا اینکه شب حادثه بعد از یک دعوای شدید او را داخل خودرو حبس کردم و دربها را با سیم بستم تا نتواند بیرون بیاید بعد هم بنزین ریختم و همسرم را با خودرو آتش زدم، اما خودروهای دیگر هم آتش گرفت و همسایهها فهمیدند و به آتشنشانی خبر دادند. این زن در بیمارستان فوت کرد تا مرد بهعنوان قاتل دستگیر شود.
چهار: آتش زدن دختر جوان پس از شنیدن جواب رد
«مهران به من دروغ گفته بود و برای همین به او جواب منفی دادم اما او عصبانی شد و من را آتش زد.» با اظهارات دختری 20ساله که دچار سوختگی شده بود، پسر آتشافروز بازداشت شد؛ اما بهرغم شواهد موجود و گفتههای شاهدان، ادعا کرده که بیگناه است. اردیبهشت 1400 افرادی که در حال عبور از پارکی حوالی شهرک ولیعصر تهران بودند صدای فریاد «سوختم، سوختم» دختری جوان را شنیدند که از مردم کمک میخواست. لباسهای این دختر آتش گرفته و شعلهور شده بود و شاهدان با دیدن این صحنه هولناک به کمک او رفتند.
آنها همزمان اورژانس را خبر کردند و پیش از رسیدن نیروهای امدادی موفق شدند آتشی که دختر جوان را در برگرفته بود خاموش کنند و او را از مرگ حتمی نجات دهند. این دختر در بیمارستان به ماموران گفت: مدتی قبل با پسری بهنام مهران آشنا شدم. او 5سال از من بزرگتر بود و گفت قصد ازدواج دارد. رابطه ما شروع شد و هرازگاهی با یکدیگر قرار ملاقات میگذاشتیم. تصورم این بود که مهران قصد دارد بهزودی به خواستگاریام بیاید و با هم ازدواج کنیم، اما بهتدریج متوجه شدم حرفها و وعدههایش دروغ بوده و او قصد فریبم را داشته است. وقتی دیدم اصلا شرایط ازدواج ندارد و در همه این مدت به من دروغ گفته، تصمیم گرفتم به دوستیمان پایان بدهم.
اما مهران مخالف بود و روز حادثه به من زنگ زد و گفت: میخواهد آخرین حرفهایش را به من بزند. اصرار کرد که به پارک بروم و من هم رفتم. اما خبر نداشتم چه نقشهای در سر دارد. دختر جوان گفت: او با موتورسیکلتش وارد پارک شد و در نزدیکی من که روی نیمکت نشسته بودم توقف کرد. دوباره اصرار کرد رابطهمان را بههم نزنم و من هم به او جواب منفی دادم و گفتم که تصمیمام قطعی است. او به طرف موتورش رفت و یک ظرف پلاستیکی از روی آن برداشت و دوباره به سمت من برگشت و محتویات آن را که فکر میکنم بنزین بود، روی لباسهایم پاشید. بعد فندک کشید و در یک چشم بر هم زدن همه لباسهایم شعلهور شد و او فرار کرد. اگر مردم به کمکم نمیآمدند، حتما جانم را از دست داده بودم. این پرونده همچنان در جریان است.
پنج: آتش زدن جسد زن سیرجانی توسط شوهر سنگدل
تحقیقات پلیس درخصوص کشف جسد سوخته زنی در سیرجان نشان داد که عامل این جنایت شوهر مقتول است. روز 4 اردیبهشتماه سال 1400 ماموران پلیس سیرجان داخل یک خودروی پژو 207 که در نزدیکی دانشگاه آزاد این شهر متوقف شده بود با جسد سوخته زنی روبهرو شدند. شواهد نشان میداد که این جنایت چند ساعت قبل اتفاق افتاده اما این پرونده هنوز ابعاد ناشناخته زیادی داشت. در این شرایط کارآگاهان جنایی تجسسهای خود را آغاز کردند تا اینکه به سرنخهایی دست پیدا کردند که نشان میداد مقتول 30ساله با شوهرش دچار اختلافات شدیدی بوده و بهاحتمال زیاد این جنایت خانوادگی و عامل قتل زن، شوهر اوست.
در این شرایط بود که تنها مظنون پرونده بازداشت شد و وقتی تحت بازجویی قرار گرفت به قتل همسرش اعتراف کرد. سرهنگ محمدرضا ایراننژاد، فرمانده انتظامی سیرجان در اینباره گفت: متهم که 13سال با همسرش زندگی مشترک داشته و یک پسر 12ساله و دختری 5ساله داشتند در بازجوییها اعتراف کرد که با همسرش دچار اختلاف بوده و شب حادثه بهشدت عصبانی شده و همین عصبانیت باعث شده دست به اين جنایت بزند.



