روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| داستان هابيل و قابيل را زياد خواندهايم. داستاني كه برادر بر سر حسادت، دستش به خون برادرش آغشته ميشود. يك لحظه جنون و خشم و چشم بستن بر روي پيوند خوني و كشيدن تيزي. فكر كنيد با همدمي كه از كودكي با آن بزرگ شدهايد به يك لحظه دشمن شويد. از اين قبيل پروندهها در حوزه جنايي كم نداشتيم. برادراني كه بر سر ارث، اختلاف مالي، دعواي خانوادگي و يا حسادت دست به قتل يكديگر ميزنند و جاني را ميستانند. در اين ميان پدر و مادر به عنوان ولي دم، سختترين شرايط را دارند. قاتل كيست؟ فرزند ديگرشان كه جان فرزندشان را گرفته است و حالا يا بايد يكي از برادران را قصاص كنند تا خون فرزندشان پايمال نشود يا بايد ببخشند تا فرزند ديگر را هم از دست ندهند. در اين گزارش به بهانه گزارش برادركشي در خيابان فرشته تهران، به سراغ پنج پرونده جنايي قتل برادر به دست برادر رفتهايم.
یک: قتل آتشين برادر در ميوهفروشي سهروردي
ساعت 11 صبح پنجشنبه 14 فروردین ماه سال 99 فریادهای سوختم سوختم مرد جوانی در مغازه میوه فروشی در خيابان سهروردي جنوبي تهران به گوش رسید و رهگذران که شاهد یک سناریوی هولناک بودند مرد را نجات داده و امدادگران او را به بيمارستان رساندند. طبق بررسيها مشخص شد آتشسوزي عمدي بوده و اختلاف بين برادر موجب اين اتفاق شده است. در همان تحقیقات ابتدایی مشخص شد دو مردجوان به نام مصطفی و جواد هستند که برادربزرگتر حدود 95 درصد دچار سوختگی شده و برادر کوچکتر که جواد نام دارد فقط از ناحیه دست و صورت آسیب دیده است.
درحالی که پزشکان بیمارستان درحالی مداوای دو برادر حادثه دیده بودند مصطفی که به شدت دچار سوختگی شده بود جانش را از دست داد.همسر مقتول نيز به كارآگاهان گفت: همسرم در آخرین لحظات عمرش گفت برادرم بنزین ریخت و آنجا را آتش زد. متهم به قتل برادر نيز گفت: قصد آتشسوزی نداشتم. فقط میخواستم او را بترسانم. من این مغازه را تا سال ١۴٠٢ از پدرم اجاره کرده بودم، ولی مصطفی میخواست در مغازه کار و کاسبی خودش را راه بیندازد.
او حتی دستگاه پوز جداگانه با خودش آورده بود. من هم عصبی شدم و با هم درگیر شدیم. در نهایت بنزین را روی خودم و او ریختم. اما او کنار بخاری بود و ناگهان گُر گرفت.همسر مقتول نيز درباره ماجرا گفت: همسرم رستوران ترازا در خیابان سهروردی شمالی را راهاندازی کرده بود و هزینه زیادی برای این رستوران کرده بود تا اینکه با شیوع کرونا مجبور به تعطیل کردن کافه رستوران شدیم و هزینههای زندگی و بدهکاری همسرم زیاد شده بود
به همین خاطر مصطفی تصمیم گرفت به مغازه میوه فروشی پدرش که مالکیت آن برای خودش است در کنار برادرش مشغول به کار شود تا هزینههای زندگی را تا پایان گرفتن این ویروس تامین کند.برادر مصطفی وقتی متوجه تصمیم برادرش شد تهدید کرد که اگر مصطفی به مغازه میوه فروشی برود مغازههای میوه فروشی، آبمیوه فروشی و رستوران ما را با خود مصطفی آتش میزند. با اينكه برادر متهم به قتل برادر ميشود با رضايت پدر و مادر به عنوان اولياي دم، با قيد ضمانت آزاد ميشود.
دو: از قتل برادرم پشيمان نيستم!
مردی که چند سال قبل در جریان درگیری خانوادگی، برادر کوچکش را کشته بود، بعد از آزادی از زندان توسط برادر بزرگترش کشته شد. اين پرونده از عجيبترين پروندههاي برادركشي است. رسیدگی به این پرونده از سال 99 و با کشف جسد مردی در مزرعه ذرت در جنوب تهران آغاز شد. ماموران با حضور در محل، با جسد تکه تکه شده مردی روبهرو شدند که مدت زیادی از مرگش میگذشت.صاحب مزرعه که جسد را پیدا کردهبود در تحقیقات گفت:
«از صبح با دستگاه درحال جمع کردن ذرتها بودم که متوجه گیرکردن تیغه دستگاه شدم. وقتی از دستگاه پایین آمدم با جسد تکه تکه شده مردی روبهرو شدم.» با شروع تحقیقات و بررسی پرونده افراد ناپدیدشده، هویت مقتول به نام اکبر، ۴۷ ساله شناسایی شد. او آخرین بار با برادرش رحیم قرار گذاشتهبود. با کشف این سرنخ، رحیم دستگیر شد و در تحقیقات گفت: «اکبر برادر ناتنیمان بود و دارایی پدرمان را تصاحب کرده و او را اذیت میکرد. او حتی زمین کشاورزی پدرم را تصاحب کرده و اجارهبهای آنها را نمیداد.
اکبر چند سال قبل در یک درگیری، برادر کوچکمان را کشت. مادرمان رضایت داد اما به خاطر مرگ برادرمان دق کرد. ما اکبر را مقصر مرگ مادرمان میدانستیم و از او کینه به دل گرفتهبودیم. روز حادثه پدرم با من تماس گرفت و گفت اکبر سراغش رفته و او را اذیت کردهاست. با اکبر تماس گرفتم و به دروغ گفتم زمینی در جنوب تهران خریدهام و خواستم برای بررسی زمین به آنجا بیاید. وقتی به محل موردنظر رسید، با قمهای که همراه داشتم او را کشتم.»
پس از این اعتراف و تکمیل تحقیقات در دادسرا، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. با توجه به رضایت اولیای دم مقتول، متهم از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه قرار گرفت.متهم در این جلسه گفت: «برادر ناتنیام از اراذل بود و رفتارش باعث شد تصمیم به قتل او بگیرم و از این کار پشیمان نیستم. باور کنید پدرم هم به مرگ او راضی بود. به همین خاطر خیلی زود گذشت کرد.»
سه: پرتاب برادر از بالكن و قتل او!
مرد جوانی که برادر خود را پس از مشاجره لفظی از بالکن به خیابان پرتاب کرده بود، توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شد. شنبه هشتم مرداد ماه سال 1401، سقوط مشکوک مرد جوانی از یک ساختمان ۴ طبقه در محله پل سیمان شهرری به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ گزارش داده شد. با اعلام این خبر، ماموران کلانتری ۱۳۱ شهرری و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.
تیم جنایی در محل حادثه با جسد مرد جوانی مواجه شدند که بر اثر سقوط از طبقه چهارم یک ساختمان فوت کرده بود که در بررسیها مشخص شد، همسایهها دقایقی قبل از این اتفاق، صدای درگیری شنیدهاند.همین کافی بود تا کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای تحقیقات میدانی وارد خانه طبقه چهارم شوند که در ادامه مشخص شد، مقتول توسط برادرش پس از یک درگیری از بالکن خانه به سمت خیابان پرتاب شده است. از سوی دیگر بررسیهای کارآگاهان دایره ویژه قتل پلیس پایتخت نشان داد، ۲ برادر پس از مصرف مشروبات الکلی در خانه با یکدیگر مشاجره لفظی داشتند که قاتل در ادامه درگیری برادر خود را به قتل رسانده است.
چهار: كشف برادرکشی با همدستی زن برادر بعداز 17سال!
ماجراي اين قتل به 17سال قبل در مشهد بازميگردد كه 19 دي 1400 جسد مقتول بالاخره پيدا شد. جسد كه شايد بهتر باشد بگوييم استخوانهاي مقتول! ماجرا برادركشي است. همسر مقتول كه از همسر اولش دو فرزند داشت در نهايت راز قتل شوهرش را با همدستي برادر شوهرش فاش كرد. قتلي كه 17سال قبل رخ داد و برادر شوهرش در آن زمان 22 سال سن داشت و حالا 39 ساله بود. متهم به قتل برادر درباره اين قتل گفت:
محسن برادر بزرگترم بود که خیلی مادرم را اذیت میکرد. او مرا هم به این خانه آورد که در کنارش باشم و از او پشتیبانی کنم چرا که فردی شرور و چاقوکش بود. همه اهالی او را میشناختند. من هم در این خانه به خیاطی مشغول شدم و چوبی را زیر میز خیاطی گذاشته بودم تا اگر دزدی به خانه آمد، او را با چوب بزنم اما در یک روز پاییزی (مهر سال 83) به خاطر مسائل مادی با هم مشاجره کردیم و من هم با چوب او را زدم، وقتی روی زمین افتاد با دستانم گلویش را فشردم تا خفه شد. پس از آن هم گودالی در خانهاش حفر کردم و پیکر او را درون چاله انداختم. دو روز بعد هم کف اتاق را با سیمان پوشاندم و با زن برادرم ازدواج کردم که حالا نیز یک فرزند از او دارم.
پنج: برادرکشی بهخاطر انتشار عکسی در فیسبوک
مهر سال 99 دعوای دو برادر بهخاطر انتشار یک عکس خانوادگی در فیسبوک به جنایت ختم شد و اولیای دم با حضور در دادسرای جنایی عامل جنایت را پیش از محاکمه در دادگاه بخشیدند. هجدهم مهر سال 99 گزارش جنایتی به بازپرس جنایی تهران اعلام شد و او دستور تحقیقات در این خصوص را صادر کرد. بررسیها نشان میداد که دوبرادر با یکدیگر در ساختمانی نیمهکاره حوالی جنوب تهران درگیر شدهاند. دعوای این دوبرادر با قتل یکی از آنها و زخمیشدن دیگری پایان یافته که مرد زخمی برای درمان به بیمارستان انتقال یافته بود.
در ادامه تحقیقات مشخص شد که دعوای دوبرادر بر سر انتشار یک عکس خانوادگی در فیسبوک بوده است.ظاهرا عامل جنایت که در ساختمان نیمهکاره کار میکرده چند شب قبل عکسی از یک مهمانی خانوادگی در فیسبوک منتشر کرده و مقتول با دیدن عکس خانوادگی که همسرش هم در آن بوده، بهشدت از دست برادرش عصبانی شده بود. او شب حادثه به محل کار برادرش که ساختمانی نیمهکاره بود رفته و بر سر همین مسئله با یکدیگر درگیر شده بودند. هردو چاقو داشتند که در درگیری به سمت هم هجوم برده و ضرباتی به یکدیگر زدند.
در این حادثه مردی که از انتشار عکس همسرش در فضای مجازی خشمگین بود به قتل رسید و برادر دیگر در برابر اتهام قتل عمدی قرار گرفت. متهم به قتل که مردی 27ساله بود پس از انتقال به بیمارستان تحت درمان قرار گرفت و پس از بهبودی برای انجام بازجویی به دادسرای جنایی تهران منتقل شد. او در بازجوییها به قتل برادرش اقرار کرد اما مدعی شد که به هیچ عنوان قصد گرفتن جان او را نداشته و همهچیز در یک لحظه و بر اثر خشم آنی رخ داده است.
مدتی قبل همسر برادرم (همسر مقتول) با مادرم دچار اختلافات شدیدی شد تا جاییکه مدام با یکدیگر دعوا و درگیری داشتند. وقتی همسر برادرم موضوع را برایم تعریف کرد من از مادرم حمایت کردم و حق را به او دادم. به همسر برادرم گفتم باید کوتاه بیایی و مقصر تو هستی. از او خواستم که دست از اذیتکردن مادرم بردارد و چون از مادرم دفاع کرده و طرف او را گرفتم، همسر برادرم بهشدت از دست من عصبانی شد، بهطوریکه کینه به دل گرفت. میدانستم او هر طور شده انتقامش را میگیرد و حدسم درست بود.
همسر برادرم از خودش عکسی در فضای مجازی منتشر کرد و به شوهرش گفت که من عکس را در فضای مجازی منتشر کرده و با آبرویشان بازی کردهام. با این کار ما دوبرادر را به جان یکدیگر انداخت، درصورتیکه من عکس را پخش نکرده بودم. برادرم هم از این موضوع شاکی بود که عکس همسرش همهجا پخش شده و تمام دوستان، آشنایان و فامیل دیدهاند و حسابی آبرویش رفته است. با خود گفتم آخر همسر برادرم انتقامش را از من گرفت و مرا مقصر این ماجرا و آبروریزی نشان داد.
روز حادثه برادرم به محل کار من آمد. در یک ساختمان نیمهکاره کارگری میکنم. بر سر این مسئله و انتشار عکس خانوادگی، با برادرم درگیر شدم. هرچه به او میگفتم که همسرت دروغ میگوید و قصد دارد مرا مقصر جلوه دهد باورش نمیشد. اصرار داشت که مقصر منم و همسرش حقیقت را میگوید.
میگفت من با آبرویش بازی کردهام. درگیری که بالا گرفت با چاقو ضرباتی به سمت من پرتاب کرد. من هم به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم. قصدم قتل برادرم نبود، فقط میخواستم او را بترسانم. به همین دلیل چاقو را به سمت او پرتاب کردم که به او برخورد کرد. خودم هم در جریان این درگیری زخمی شدم و از هوش رفتم. چشمانم را که باز کردم در بیمارستان بودم و در آنجا شنیدم که برادرم فوت شده است. از شنیدن این خبر بهشدت ناراحت و متاثر شدم.



