روزنامه هفت صبح| زن معتاد به قصاص محكوم شد. ماجراي اين پرونده به ارديبهشت ماه سال 99 بازمي‌گردد وقتي زني جوان هراسان با پليس تماس گرفت و خبر گم شدن كودكش را در شرق تهران داد. غافل از اينكه پسر خردسالش توسط يكي از آشنايان دور خودش كه زني 40 ساله بوده ربوده شده و بعد هم به قتل مي‌رسد. در بررسي دوربين‌هاي مداربسته تصوير زن مشخص است كه با فرزند زوج جوان از كوچه خارج مي‌شود. اين زن بعد از چند روز دستگير شده و مي‌گويد از همسرش جدا شده، اعتياد دارد و تكدي‌گري مي‌كرده است.

او روز حادثه كودك خردسال را براي تكدي‌گري ربوده و با خودش مي‌برد تا او هم به گدايي بپردازد اما نكته ماجرا اينجاست كه اين زن در اعترافات اوليه مي‌گويد كودك را در چهارراه تيرانداز گم كرده است و در شلوغي پسربچه ناپديد شده و او هم بي‌خبر است. اما ماجرا زماني رنگ و بوي جنايي گرفت كه جسد كودك خردسال حوالي رودخانه خجير، سمت شرق تهران و جاجرود توسط فردي ماهيگير پيدا شد. با بررسي مشخصات معلوم شد جسد متعلق به كودك خردسال است.

زن دوباره در اعترافاتش گفت: من نسبت فامیلی دوری با مادر كودك دارم. به همین خاطر به خانه آنها رفت‌وآمد داشتم و به درخواست مادرش او را چند بار به پارک برده بودم. آخرین بار پولی در بساط نداشتم و می‌خواستم گدایی کنم. من روی کارتن خودم نشسته بودم که كودك به سمتم آمد، چون فامیل بودیم و با مادرش دوستی هم داشتم این بچه کامل من را می‌شناخت. وقتی روی کارتن من آمد تصمیم گرفتم او را همراه خودم ببرم تا پول بیشتری به دست بیاورم.

من به بهانه بازی او را همراه خودم به سمت جاجرود بردم و مبلغی را هم از طریق تکدی‌ به دست آوردم اما در حوالی جاجرود بودیم که كودك بی‌قراری کرد و من خیلی عصبانی شدم. روسری مرا می‌کشید. من که خمار بودم و حال طبیعی نداشتم او را به داخل کانال آب هل دادم. اگرچه اين زن گفت پشيمان شدم و بلافاصله به آب زدم اما جريان آب شديد بود و كودك را با خود برد. از سوي ديگر، در بررسي پزشكي قانوني نشان داده شد زن از لحاظ رواني حالت طبيعي ندارد اما مسئول اعمال و رفتارش هست.

در نتيجه پرونده به دادگاه كيفري ارجاع شد و در جلسه اول پدر كودك در جايگاه ايستاده و درخواست 250 ميليون تومان براي بخشش قاتل كرد. در حالي كه مادر كودك درخواست قصاص قاتل فرزندش را داشت. متهم در جايگاه گفت من اتهام قتل عمد را قبول ندارم. من تلاش كردم او را نجات بدهم اما جريان آب او را برد در صورتي كه من او را فقط براي تكدي‌گري مي‌‌خواستم ببرم! در پايان جلسه دادگاه باتوجه به مدارك موجود اين زن به جرم قتل كودك به قصاص محكوم شد.

‌آتش زدن جسد رفيق در شهريار
دي ماه سال گذشته صاحب يك باغ در شهريار هراسان با ماموران تماس گرفته و خبر داد يك جسد سوخته در باغش پيدا كرده است! با رديابي تماس‌هاي فرد، خانواده‌اش هويت او را تاييد كردند و مشخص شد پسر جوان فرد ثروتمندي است كه چندي پيش با فردي در يك مهماني آشنا مي‌شود. فرد در بنگاه مسكن مشغول بوده و وقتي رابطه‌اش با مرد جوان ثروتمند نزديكتر مي‌شود به او پيشنهاد مي‌دهد سرمايه‌گذاري كند تا او با پولش كار كرده و اصل پول با سود را به او برگرداند.

اما مرد نمي‌تواند كسب و كاري مناسب درست كند در حالي كه مبلغ يك ميليارد تومان پول نقد به همراه 150 سكه گرفته بوده و هرچقدر از موعد پرداخت بدهي‌اش مي‌گذشته دوست ثروتمندش عصباني‌تر مي‌شد. آخرين بار وقتي مرد جوان متوجه شد كه مرد بنگاهي اصلا براي سرمايه گذاري در هيچ كاري موفق نبوده با تعيين وقت از او مي‌خواهد تا زودتر پول را بازگرداند. مرد بنگاهي هم نقشه قتل او را كشيده و به بهانه نشان دادن سگ‌هاي تزييني او را به باغي در شهريار كشانده بعد هم با اسلحه به سرش شليك كرده است.

قاتل با كمك دوست ديگرش جسد را به باغ ديگري در همان اطراف بردند و آتش زدند. در نهايت هردو متهم دستگير شده، اعتراف كردند و در دادگاه كيفري خانواده مقتول نيز درخواست قصاص دادند اما متهم اول و دوم هردو قتل را انكار كردند. در نهايت دادگاه به متهم اول حكم قصاص و پرداخت دیه به خاطر جنایت بر میت را داد و متهم دوم را به ۱۵ سال زندان به خاطر معاونت در جنایت محکوم کردند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.