روزنامه هفت صبح| اواخر شهريور دو قتل در كرج اتفاق افتاد. يك قتل توسط برادرزاده خشمگين كه عمويش را كشت و ديگري قتل پسر 17ساله توسط نوجواني 14ساله در يك نزاع دسته‌جمعي. يكي در كرج رخ داد و ديگري در مهرشهر. اما ماجراي اين قتل‌ها چه بود.

قتل عمو
پسر جوان با پسر همسايه درگير مي‌شود اما به قدري خشمگين بوده كه وقتي عمويش براي پادرمياني به وسط دعوا مي‌آيد، او را با چاقو مي‌زند! ماجراي رسيدگي به اين پرونده از 31شهريورماه آغاز مي‌شود؛وقتي ماموران به محله درگيري در كرج مي‌رسند و مردي 42 ساله را خونين، افتاده بر زمين پيدا مي‌كنند.

مرد را به بيمارستان منتقل مي‌كنند اما تلاش‌ها جواب نمي‌دهد. تحقيقات آغاز مي‌شود. تا اينكه پسري 22ساله به كلانتري مراجعه كرده و مي‌گويد من عمويم را با چاقو زده‌ام! او 22سال دارد و درباره قتل به ركنا مي‌گويد:« از چندی قبل من و پسر همسایه با هم اختلاف پیدا کردیم تا اینکه روز حادثه دعوای ما با فحش ناموسی پسر همسایه بالا گرفت.

من خونم به جوش آمد و رفتم داخل خانه چاقو را برداشتم می‌خواستم پسر همسایه را ادب کنم خیلی عصبانی بود، عمویم که متوجه دعوای ما شده بود از خانه‌اش آمد و می‌خواست جلوی مرا بگیرد تا دعوا تمام شود اما من آنقدر خشمگین بودم که نمی‌دانم چطور چاقو به عمویم اصابت کرد و روی زمین افتاد. من سه روز در خانه بودم و از این اتفاق که افتاده به شدت عذاب وجدان گرفتم و تصمیم گرفتم خودم را تسلیم پلیس کنم.» او مي‌گويد:« من آنقدر عصبانی بودم که نفهمیدم چه اشتباه بزرگی مرتکب شدم و الان هم به شدت پشیمانم.»

قتل جوان 17 ساله ‌در نزاع دسته‌جمعي
در قتل ديگري كه در مهرشهر اتفاق افتاده است پسري 14ساله، پسر 17ساله را به قتل مي‌رساند. حامد 14سال و 9 ماه سن دارد و کلاس نهم است. او درحالی در یکی از محله‌های مهرشهر دستگیر شد که در جریان نزاع و درگیری با پسران محله‌شان دست به چاقو شده و با چاقویی که اندازه‌اش را اندازه یک کف دست نشان می‌داد گفت: «ساعت 3 ظهر بود وقتی رفتم بوستان محله به‌دنبال اختلافی که با یکی از هم‌محلی‌هایمان داشتم با هم درگیر شدیم.

ترس تمام وجودم را گرفته بود. در یک لحظه حماقت باعث شد که از جیبم چاقویی که بیشتر وقت‌ها همراهم بود را دربیاورم و نمی‌دانم چه شد که چاقو به قفسه سینه‌اش برخورد کرد و روی زمین افتاد و تازه فهمیدم که روزگارم سیاه شده است.» او درباره علت قتل مي‌گويد:« مقتول قبل از حادثه مرا با چاقو زخمی کرده و با هم اختلاف داشتیم تا اینکه روز حادثه در پارک محل چشم در چشم شدیم و من با چاقو او را زدم، در واقع از ترسم زودتر اقدام كردم تا او مرا نزند.» او مي‌گويد براي دفاع از خودم هميشه چاقو به همراهم داشتم. اصلا در محله‌اي كه زندگي مي‌كنم چون زورگير زياد است هميشه چاقو همراهم هست كه كار دستم داد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.