روزنامه هفت صبح | ماجرا به حوالی سال ۸۸ بازمیگردد، وقتی مادر از خانه برای خرید بیرون رفت و موقع بازگشت، در خانه را دخترش به روی او باز نکرد. هراسان سراغ دخترش را گرفت ولی همسایهها گفتند ندیدهاند او بیرون رفته باشد. وقتی در را باز کرده و وارد خانه شدند، مادر با جسد غرق در خون دخترش مواجه شد.
جزئیات ماجرا
توسط دوربینهای مداربسته داخل کوچه در خانه آنها رصد شد و ماموران دریافتند دو مرد جوان از خانه دختر به قتل رسیده فرار میکنند. با چهرهنگاری و شناسایی توسط خانواده مقتول مشخص شد آن دو نفر پسرعموهای مقتول هستند.
۱۰سال فرار از محاکمه
خانواده دختر به قتل رسیده که از اتباع خارجی هستند جلوی بسته شدن پرونده را گرفته و به دنبال قاتلان دخترشان بودند که به افغانستان متواری شده بودند. بعد از گذشت حدود ۱۱ سال در سال ۹۹ یکی از پسرعموها به ایران بازمیگردد و دستگیر میشود. او اقرار کرده که در افغانستان وقتی متوجه قتل میشوند او و پسرعمویش را دستگیر کرده و به زندان محکوم میکنند. آنها بعد از گذراندن دوران حبس آزاد شده و یکی از پسرعموها تصمیم میگیرد برای کار به ایران بازگردد که بازداشت میشود.
او در زندان میماند تا دوباره پای میز محاکمه در دادگاه کیفری ایران بایستد. متهم در دادگاه در دفاع از خود گفت:« عمو و زن عمویم سالها قبل به ایران آمده بودند و زیبا در ایران متولد شده بود. وقتی من و پسر عموی دیگرم علیم بزرگ شدیم تصمیم گرفتیم ما هم برای کار به ایران بیاییم. به همین خاطر خانهای در نزدیکی خانه عمویم اجاره کردیم.
ما زیبا را مانند خواهرمان دوست و برای او غیرت داشتیم. پسرعمویم چند بار به من گفته بود زیبا را با سر و وضع نامناسب در خیابان دیده است. به همین خاطر از من خواست تا به او تذکر بدهم. من سراغ او رفتم و گفتم ما در این کشور غریب هستیم. بهتر است که حجابش را رعایت کند و با سر و وضعی مناسب در جامعه حاضر شود.
زیبا سکوت کرد و به خانه شان رفت. چند روز بعد من در محل کار بودم که علیم بار دیگر سراغ من آمد و گفت زیبا با رفتارهایش آبروی ما را برده است. او میگفت بهتر است سراغش برویم و او را گوشمالی دهیم. علیم با حرفهایش مرا وسوسه کرد. به همین خاطر ما مقابل خانه عمویم رفتیم. زیبا در خانه تنها بود که وارد شدیم.
ما به او گفتیم بهتر است روی رفتارش تجدید نظر کند و با سر و وضعی بهتردر جامعه حاضر شود. اما او شروع به داد و فریاد کرد.او میخواست ما را از خانه بیرون کند که من دست هایش را گرفتم و علیم چند ضربه چاقو به او زد. سپس ما بلافاصله فرار کردیم. ما هر دو به افغانستان رفتیم و آنجا مجازات شدیم.» با پایان اظهارات این متهم، قضات وارد شور شدند تا درباره سرنوشت این متهم تصمیمگیری کنند.



