روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| گزارش سرقت صندوق امانات بانک ملی شعبه دانشگاه تهران، کد ۸۷ همه را متحیر کرد، داستان از عصر روز ۱۶ خردادماه آغاز شد و اطلاعیه بانک ملی که خبر سرقت صندوق امانات را تایید کرد، نشان داد داستان واقعی است. اول اعلام شد هزار صندوق سرقت شده، بعد گفتند ۲۵۰ صندوق و حالا میگویند ۱۶۹٫ هرکسی در این ماجرا با خودش فکر میکرد مگر پلیس بارها تاکید نکرده بود در منزل اقلام باارزش، پول نقد و دلار و سکه و طلا نگهداری نکنید و دست سارقان را برای سرقت باز نگذارید و اموال خود را در صندوق امانات بانکها بگذارید؛
پس چه شد که در تعطیلات بانک هم مورد سرقت قرار گرفت آنهم به شکلی عجیب که سارقان با فراغ بال وارد شوند و به قول مسئولان بانک به ۲۵۰ صندوق امانات آسیب بزنند و اموال ۱۶۹ صندوق را نیز سرقت کنند. سرقت در پنجشنبه شب و در ساعات بامدادی روز ۱۳ خرداد به وقوع پیوسته و سارقان از طریق در پشت ساختمان که در داخل پارکینگ داخلی وجود دارد با تخریب و بریدن قفل وارد ساختمان شده و بعد از برش دادن در گاوصندوقی بزرگ و بر هم زدن رمز آن به محوطه صندوق امانات بانک وارد شدهاند.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته ۲۵۰ صندوق امانات تخریب شده اما محتویات فقط ۱۶۹ صندوق تخلیه شده است. گفتنی است سارقان بعد از سرقت از در پشتی بانک که در داخل پارکینگ قرار دارد و قفلش را شکسته بودند، خارج شده و دوباره بر روی آن در «قفل» زده و درنهایت از پارکینگ خارج شدند. از نکات عجیب این ماجرا قدیمی بودن شعبه دانشگاه است که به سیستم (مها) مرکز هشدار الکترونیکی پلیس وصل نبوده است که موقع سرقت برای پلیس آلارم برود!
در حالی که کانکس پلیس با بانک فقط ۲۱۰ متر فاصله داشته است.از دیگر سو، بارها برای رئیس شعبه آلارم رفته اما چون مسبوق به سابقه بوده بدان توجهی نکرده است. در کنار این ماجراها حال مشتریهای این صندوق را در نظر بگیرید. افرادی که تا خبر را شنیدند خودشان را در غروب دوشنبه به جلوی بانک رساندند و صبح سهشنبه نیز در حضور رئیس کلانتری انقلاب و ماموران و کارمندان بانک با حال بد دنبال اموالشان بودند.
یک زن وقتی متوجه خبر میشود جلوی در بانک از حال میرود چرا که میگوید همه دارایی زندگیاش در صندوق بوده است. بیشتر کسانی که جمع شدهاند میگویند داخل صندوقشان طلا و ارز داشتهاند. پلیس اعلام کرده چند نفر مشکوک از کارمندان بانک در این حادثه تحتنظر هستند و بازجویی و بررسی دوربینهای مداربسته خیابان انقلاب نیز در حال انجام است.
بررسی ماجرا از لحاظ حقوقی
یکی از افرادی که نامش نزد هفتصبح محفوظ است و از لحاظ حقوقی به ماجرای بانکها اشراف دارد، درباره این حادثه میگوید: «ماجرای گذاشتن اموال باارزش در صندوق امانات بانکها به این شکل است که هیچکس از مسئولان بانک درباره این که چه چیزی داخل صندوق توسط مشتری گذاشته میشود، خبر ندارد. در واقع فرد به تنهایی وارد اتاق شده و داخل صندوق اموالش را قرار میدهد و دوربین فقط ورود و خروج او را ثبت میکند.
دو سال پیش صندوق امانات بانک اقتصاد نوین مورد سرقت واقع شد و نافرجام بود و از صندوقها هم بعضا اسلحه و مواد مخدر کشف شد و کسی هم نمیدانست! در واقع از سه طرف محیط بسته است که اصلا مشخص نشود چه اموالی داخل صندوق گذاشته میشود. صندوق به صورت کشویی خارج میشود و داخل محفظه کپسولی اموال قرار داده میشود.»
این منبع آگاه درباره ایمنی صندوقهای امانات نیز میگوید: «بارها برای گوشی رئیس بانک آلارم میرود. چون سنسور حسگرها قوی است، گربه میپرد، شیای پرت شده و چون بارها این اتفاق افتاده گاهی به این آلارمها بیتوجهی میشود. اما مشکل اصلی اینجاست که در مقایسه با سرقت صندوق امانات بانک اقتصاد نوین در دوسال پیش در آن ماجرا پیشخدمت شعبه در واقع همدست سارقان بوده است اما تعجب همه در این است که سارقان چگونه وارد شعبه بانک ملی شدهاند. چون این شعبه در منطقهای بسیار امنیتی واقع شده، شعبه قدیمی و بسیار مهمی است و چطور نگهبان ۲۴ ساعته نداشته است. اصلا وارد شعبه بانک شدن به راحتی نیست. بارها آلارم داده میشود.»
خسارت را چگونه محاسبه میکنید؟!
درباره وجهه حقوقی این ماجرا و با توجه به اطلاعیه بانک که اعلام کرده بود تمام خسارات مشتریان پرداخت میشود، یک سوال وجود دارد. بانک وقتی از محتویات صندوقها باخبر نیست چگونه از صحت و سقم محتویات صندوقها و ارزش آن برای پرداخت خسارت باخبر میشود؟ اگر کسی برای دلار و سکههایش فاکتور نداشته باشد یا یک جواهر خانوادگی را بدون مدرک در صندوق داشته، چگونه میشود خسارتش را تایید و جبران کند.
این فرد که خود در بخش حقوقی بانک است در این باره میگوید: « اصلا جبران خسارت به این شیوه که اعلام شده امکانپذیر نیست. معمولا خود بانک مشخصا و صراحتا در قرارداد اجاره مینویسد و تعهد میگیرد از مشتری باتوجه به این که بانک از محتویات صندوقها بیخبر است در نتیجه هیچ مسئولیتی در قبال صندوقها نمیپذیرد. در ماجرای سرقت صندوق امانات بانک اقتصاد نوین، محتویات تمام صندوقها را داخل چند ساک ریخته و بعد از دستگیری سارقان محتویات صندوقها را روی هم دیگر ریخته بودند.
در آنجا بهقدری کار سخت شد که اصلا به دقت مشخص نشد کدام اموال برای چه کسی بود. در ماجرای ارز و یورو چطور میشود مشخص کرد برای چه کسی است. البته سرانجام آن سرقت و بازگشت اموال مشتریان چندان مشخص نیست و ماهها ماجرا طول کشید. اما در این مورد (سرقت بانک ملی) اموال خارج شده، خب به چه شکل میشود فهمید در صندوق فرد دلار و یورو و سکه بوده یا جواهر خاص؟! اگر سارق یا سارقان را پیدا نکنند من به شما میگویم شاهد یک پرونده باز چندساله خواهیم بود که متضرر واقعی صاحبان صندوقهای امانات این بانک خواهند بود.»
تصور دیگری که درباره صندوقهای امانات وجود دارد بیمه کردن این صندوقها است. درباره بیمه صندوقها نیز این فرد میگوید:« ممکن است خسارتی به طور کلی برای بانک به وجود بیاید مانند سیل و زلزله و بانک دچار حادثه شود که میتوان ضررش را تعیین و از بیمه خسارت گرفت اما در مورد این صندوقها وقتی محتوایشان مشخص نیست در واقع چه چیزی را باید بیمه کرد؟ اقلامی که ارزششان تعیین نشده است! عدد در این میان مشخص نیست. سوختن مبل و پرده و خانه نیست که آتشنشانی مبلغ خسارت بدهد، چون اصلا عدد و جنس مشخص نیست.
وقتی برای شرکت بیمه به طور دقیق عدد و محتوا مشخص نیست در نتیجه بیمهای هم در کار نیست. در نهایت خسارت تخریب صندوقها و یک مبلغ کلی پرداخت شود. در واقع حرف رئیس بانک در لحظات اول درباره پرداخت خسارت برای کم کردن التهاب اولیه بوده، چون محتویات به طور دقیق مشخص نیست مگر این که کسی به طور مثال فاکتور خرید طلا داشته باشد.کسی که زمرد خانوادگی دارد که سالهاست نسل به نسل به او رسیده مگر فاکتور دارد که اثبات کند. اصلا درباره محتویات صندوقها نمیتوان نظر داد اما بعد از گرانی طلا و دلار بیشتر سکه و طلا و ارز داخل صندوقها گذاشته میشود البته این هم نمیتوان تعیین کرد.
فقط در ماجرای صندوقها شما اثرانگشت میدهید و در فیلمها ورود و خروج و زمان ماندن شما در محفظه صندوقها ثبت میشود.حتی باید به این نکته تاکید کرد باز کردن صندوقها به این راحتی نیست حتی اگر کسی فوت کند و وراث بخواهند صندوق را باز کنند که یک کلید یدک یا شاه کلید نزد بانک است با نامه دادگاه، با حضور رئیس بانک و مشاور حقوقی بانک، حراست و بازرسی این صندوق باز میشود و به این راحتی هم نیست!»
وصل نبودن به سیستم مها
او درباره وصل نبودن سیستم بانک به مها نیز میگوید: « برخی شعبات وصل هستند و برخی نیستند آمار کلی وجود ندارد. اما شعب بزرگ و قدیمی عجیب است به سیستم مها وصل نبوده، نگهبان شیفتی نداشته است! حتی دیویآر و سرورها جایی قرار داده میشود که اصلا کارمندان هم خبر ندارند کجا قرار دارد فقط رئیس شعبه و معاون جایش را میدانند یا یک همکار خیلی قدیمی از جای دیویآر خبر دارند چطور این افراد بهراحتی دیویآر را پیدا کرده و بردهاند وقتی کارمندان هم جایش را نمیدانند!
معمولا آلارم برای رئیس شعبه و معاونش میرود. بارها شده آلارم آمده و آنها به شعبه سر زدهاند و کسی داخل نبوده است. بیتوجهی رئیس شعبه به آلارم منشأش همین خطاها بوده است. همچنین حسگر روی در شعبه و شیشهها وجود دارد. موقع حرکت در شعبات بزرگ، حسگر صدا میدهد و آلارم هم میرود و عجیب است که صدای دزدگیر را کسی متوجه نشده باشد.»
از دیگر سو، مسئول بخش صندوق امانات یکی از بانکها نیز درباره روند نگهداری اموال مشتریها در این صندوقها به هفتصبح میگوید: «بیمهها سعی کردند صندوقها را بیمه کنند ولی چون روی محتویات نمیشود اشراف داشت، نمیشود بیمه کرد. صندوق و محتویاتش محرمانه است. اصلا چطوری میشود خسارات داد؟ روند گرفتن صندوق امانات در بانک به این صورت است که فرد درخواست صندوق امانات میدهد، در بانک نیز حسابی باز کرده و کارمزدش نیز پرداخت میشود و یک سال نیز عضویت صندوق را مشتری داراست و میتواند آن را تمدید کند. اما پرداخت خسارت در یک کلام به راحتی نیست.»
اگرچه تلاش شد تا این سرقت پنهان بماند اما چند نفر به صندوق اماناتشان سر زده و موضوع را در فضای مجازی مطرح کردند. یکی از افرادی که خودش در بانک صندوق امانات دارد میگوید امروز برای خالی کردن صندوقم رفتم چون آنجا هم دیگر امن نیست و چه فرقی با خانهام دارد وقتی دستگاه آهنبرش به قول خودشان به راحتی داخل شعبه شده و با آسایش بریدهاند و سرقت کردهاند! در پایان گزارش باید تاکید کنیم که پلیس چند کارمند را نیز به دلیل سهلانگاری مورد بازجویی قرارداده، دنبال سارقان است اما این سرقت به این نحو مورد عجیب غارت در خیابان انقلاب در یک شعبه قدیمی بانک است.



