روزنامه هفت صبح | ماجرا به بهمن ۱۴۰۰ حدود سه ماه پیش بازمیگردد؛ وقتی مردی هراسان به کلانتری مراجعه کرده و خبر از گمشدن یا ناپدید شدن خواهر ۷۰ساله خود داد. او درباره شرایط خواهرش به ماموران گفت که خواهر میانسالش از وضع مالی بسیار خوبی برخوردار است و در یک خانه بزرگ در شمال تهران سکونت دارد.
به دلیل وضع مالی خوب روی ملک و باغ و زمین سرمایهگذاری کرده و از این راه کسب درآمد میکند. این مرد در توضیحات پیرامون ناپدید شدن خواهرش اعلام کرد او همیشه به مسافرت میرفته و با یکدیگر در تماس بودند اما در بار آخری که خواهرش به مسافرت رفته، از او بیخبر مانده است. این ماجرا سرنخ را تا جایی پیش برد که ماجرای قتل زن میانسال فاش شد.
نقش مباشر زن میانسال
از ناپدید شدن زن میانسال خبری در میان نبود. اما کارآگاهان به فردی که نقش مباشر زن را اجرا میکرد، شک کردند. با ردیابی تماسها و پیامهای زن، مشخص شد او مدتی است مرد جوانی را بهعنوان مباشر در امورش استخدام کرده و حتی در آخرین تماسها قرار بوده با یکدیگر به اطراف تهران رفته و برای یک زمین، کاری انجام دهند.
اما از آن زمان به بعد از هیچکدام خبری نیست. با ردزنیها محل زندگی مباشر جوان کشف شد اما با مراجعه به آنجا مشخص شد او مدتی است محل زندگیاش را تغییر داده. تا اینکه چند روز قبل در نهایت محل جدید زندگی او را یافته و برای بازجویی مرد جوان را به اداره پلیس منتقل کردند.
کشف راز قتل
در ابتدا مرد جوان، از سرنوشت زن میانسال یا در واقع رئیساش اظهار بیاطلاعی کرد و گفت قرار بود با یکدیگر سر یک زمین بروند اما زن سر قرار نیامده و از همدیگر بیخبر هستند. اما در بازجوییهای فنی، بالاخره مرد به سخن آمد و اعتراف کرد همسرش، زن میانسال را به قتل رسانده اما با کمک هم جسد را سر بهنیست کرده و آتش زدهاند.
وی در توضیح ماجرا گفت: «من مورد اعتماد مهین بودم و کارهای اداری او را انجام میدادم. مهین باغ بزرگی در شهریار دارد و روز حادثه هم قرار بود همراه او به شهریار بروم و کارهای اداری مربوط به انشعابات آب و برق آن را پیگیری کنم. آن روز همسرم همراه ما شد و سه نفری با خودروام به طرف شهریار به راه افتادیم. در میان راه به مهین گفتم من برای باغ زحمت زیادی کشیدهام، چون باغ بایر بود و من آبادش کردم و از او خواستم سهدانگ از باغ را بهنام من بزند، اما او قبول نکرد.»
قتل به دست زن جوان
مباشر جوان در توضیحات قتل زن میانسال به دست همسرش اعتراف کرد: «روز حادثه، وقتی به زن میانسال گفتم من این باغ بزرگ شهریار که تکه زمینی بیحاصل بود را برای تو زنده کردم و سهدانگ آن را بهنامم بزن، کارفرمایم موافقت نکرد و عصبانی هم شد. در همین حین همسرم نیز در حمایت از من گفت که او باید این کار را انجام بدهد.
همین ماجرا باعث شد تا آنها در خودرو با یکدیگر بهصورت زبانی مشاجره کنند. من رفتم تا برایشان آب معدنی بخرم که آنها درگیری فیزیکی هم داخل ماشین پیدا کردند و زن میانسال از خودرو پیاده شد که همسرم هم ناخودآگاه او را هل داد که باعث شد او بیفتد و سرش به لبه جدول برخورد کرده و بیهوش شود.»
این مرد در ادامه اعترافاتش گفت: «به سرعت زن میانسال را سوار خودرو کردیم تا به بیمارستان ببریم اما در مسیر من و همسرم دریافتیم زن اصلا نفس نمیکشد و بدنش هم سرد بود. برای همین از ترس، زن میانسال را به اطراف رباطکریم بردیم، هرچه صدایش زدیم پاسخ نداد، انگار بر اثر ضربه به سرش جان داده بود. من و همسرم هم از ترس در همان بیابانها جنازه زن را آتش زده و دفن کردیم و متواری شدیم.»
بازداشت زن جوان
بعد از اعترافات مرد مباشر، ماموران به سراغ همسر او رفته و او را نیز بازداشت کرده و به اداره پلیس آوردند. این زن هم اعترافات همسرش را تایید کرده و درباره جزئیات ماجرا گفت: «من اصلا قصد قتل نداشتم. روز حادثه زن میانسال در مقابل درخواست ما که گفتیم بهجای کاری که برای باغش انجام دادهایم، سهدانگ آن را به اسم همسرم بزند، شروع به فحاشی و توهین کرد.
ما را کوچک و تحقیر کرد که فقیر و ندار و آویزان او هستیم! از خودرو که پیاده شدیم باز به من فحش داد که یک لحظه کنترل خودم را از دست داده و هلش دادم که همان حین سرش به لبه جدول برخورد کرد. او از هوش رفت حتی ما میخواستیم به بیمارستان هم برسانیمش که کار از کار گذشته بود. الان هم میگویم ما قصد قتل نداشتیم، فقط وقتی فحش داد از کوره در رفتم. بعدش هم که ترسیده بودیم و مجبور شدیم جسد را از بین ببریم.»
بعد از اعلام قتل زن توسط زوج جوان و آتش زدن جنازه، ماموران به آدرس بیابانهای اطراف رباط کریم که زن و مرد جوان اعلام کرده بودند، رفتند و بعد از جستوجو در نهایت بخشی از جسد سوخته زن میانسال را کشف کردند که برای آزمایشهای بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد. این زن و شوهر جوان در حال حاضر به اتهام قتل در بازداشت بهسر میبرند تا با تحقیقات بیشتر جزئیات حادثه مشخص شود.



