روزنامه هفت صبح،‌ مرتضی کلیلی ‌| ‌با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر‌ و یادی ‌‌از ‌گذشته می‌کنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده ‌شده‌ای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکس‌هایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکس‌های فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.

قاب مشاهیر
داستان اسماعیل و شهلا ریاحی؛ اسماعیل سال ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینما، تئاتر و تلویزیون ، فارغ التحصیل دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران‌‌. او پس از اخذ دیپلم، در مدارس تهران به عنوان آموزگار به تدریس پرداخت و همزمان نیز تحصیلاتش را در دانشگاه ادامه داد و دو مدرک لیسانس گرفت.در دی ۱۳۲۰ و در بحبوحۀ اشغال ایران توسط متفقین و پس از جنگ جهانی دوم، او و قدرت‌الزمان وفادوست معروف به شهلا ریاحی با یکدیگر ازدواج کردند.

در آن زمان، همسرش ۱۵ ساله بود. حاصل ازدواج‌شان دو فرزند ‌ به نام‌های پریچهره و منوچهر است. ‌اسماعیل ریاحی با توجه به عشق و علاقۀ بسیارش به تئاتر، به همراه همسر جوانش وارد عالم تئاتر شد و فعالیت هنری‌اش را با بازی در تئاتر آغاز کرد‌ اما حساسیت پوست صورتش به چسب گریم، سبب شد که خیلی زود از آن دست بکشد. آنگاه به کار مطبوعات و سپس به ساختن تیزرهای تبلیغاتی- تجاری پرداخت. او نخستین کسی بود که در ایران، فیلم تبلیغاتی- تجاری ساخت. اولین فیلم تبلیغاتی در ایران را او برای روغن نباتی «شاه‌پسند» ساخت. ‌

نخستین تجربۀ سینمایی‌اش نگارش فیلمنامۀ جاده مرگ در سال ۱۳۴۲ بود که با فیلم‌های آن زمان بسیار تفاوت داشت. از جمله فیلم‌هایی که در آنها فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی کرده، عبارت‌اند از: جاده مرگ، ‌شیطان در می‌زند، زن و عروسک‌هایش، داماد فراری، جهان پهلوان، ‌میلیونرهای گرسنه و… او در سال ۱۳۵۱ از دنیای سینما خداحافظی کرد ‌. اسماعیل ریاحی در ۲۰ آبان ۱۳۸۹ در ۹۰ سالگی و شهلا ریاحی در ۱۰ دی ۱۳۹۸ ‌در ۹۲سالگی درگذشت‌‌.

قاب تاریخ ۱
تصویر کمتر دیده شده از ‌‌کامیار پهلوى پسر شاهپور عبدالرضا پهلوى و پری‌سیما زند؛ کامیار نوه رضاشاه پهلوى و ‌‌عصمت‌الملوک دولتشاهى است. او از طرف پدر نسب‌اش به پهلوى و فتحعلى‌شاه قاجار مى‌رسد. تصویر در اصفهان به همراه دو توریست خارجى ثبت شده است. نفر ایستاده از وسط کامیار است که پس از انقلاب به همراه خانواده از ایران خارج شد و تا مدت‌ها کسى از محل اقامت آنها مطلع نبود تا اینکه پدرش عبدالرضا پهلوى در ایالت فلوریدای آمریکا فوت کرد و مشخص شد این خانواده به آمریکا مهاجرت کرده‌اند.

پدرش به دلیل مسائل خانوادگی و شخصی و اختلاف پری‌سیما زند با محمدرضا پهلوی که پیش‌تر در این صفحه برای‌تان نوشته‌ام، از دربار دوری می‌جست و بیشتر خود را صرف شکار و تاکسیدرمی حیوانات و کشاورزی مکانیزه و رسیدگی به زمین‌های کشاورزی ۳۷۰۰ هکتاری خود در دشت‌ناز ساری می‌کرد.

قاب نوستالژی
جام ملت‌های آسیا - یک چهارم نهایی- استادیوم آزادی. تماشاگر زنی در حاشیه بازی ایران و کره‌جنوبی - دوم بهمن ۱۳۸۹ (گتی ایمیجز)

قاب تاریخ ۲
از شنود تماس‌های رئیس ساواک تا گریه‌های «قصاب» اصفهان؛ بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعقیب و دستگیری سران رژیم پهلوی آغاز‌ شد و از میان انبوه دستگیرشدگان چهار نفر در نیمه‌‌ شب ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ محاکمه و تیرباران شدند. این چهار نفر عبارت بودند از: سپهبد مهدی رحیمی فرماندار نظامی تهران و رئیس سابق شهربانی، سرلشکر رضا ناجی معروف به «قصاب» فرماندار نظامی اصفهان در سال ۱۳۵۷، سرلشکر منوچهر خسرو‌داد فرمانده هوانیروز و در نهایت ارتشبد نصیری رئیس سابق ساواک.

نصیری که اولین متهم این دادگاه بود، با صدایی گنگ و خفه به سؤالات پاسخ‌ گفت. وی کلیه‌‌ اتهامات وارده به‌خود را رد کرده و تنها به چند قتل اعتراف ‌کرد اما پذیرفت که مأموران ساواک صدها جوان تحصیلکرده را زیر شکنجه به شهادت رسانده‌اند. نصیری همچنین از توبه‌ خودداری کرده و در جریان محاکمه‌‌ چند باری خود را باخت و به گریه افتاد.‌بعد از آن محاکمه و دفاعیّات ناجی آغاز می‌شود. وی نیز از ترس به گریه افتاده و می‌گوید: «آقا به امام ‌زمان ما با مردم اصفهان از برادر نزدیک‌تر بودیم.

آقا ما آدم بدی نبودیم. بروید از مردم اصفهان بپرسید.» این اظهارات وی در شرایطی بود که ناجی در تابستان سال ۱۳۵۷ نقش اصلی را در کشتار مردم اصفهان داشت. در ادامه خسروداد به دو بار تلاش برای کودتا برضد مردم انقلابی و نجات رژیم سلطنتی اعتراف کرده و از جمله می‌پذیرد که به‌دنبال پیاده ‌کردن چترباز در تهران و از بین ‌بردن امام‌‌ و همراهان ایشان بوده‌ است. پس از پایان اظهارات متهمان، دادگاه وارد شور شده و پس از تأیید احکام صادر شده توسط امام‌ خمینی،‌ هر چهار نفر «مفسد فی‌الارض» شناخته شده و به اعدام با تیرباران محکوم می‌شوند.

این حکم حوالی نیمه‌شب به اجرا درآمد.صادق خلخالی در خاطرات خود به جزئیات بیشتری در زمینه‌‌ این محاکمه اشاره کرده ‌است. به‌گفته‌‌ وی، نصیری که ۱۵ سال ریاست ساواک را برعهده داشت، گفته ‌بود: «من در این یکی دو روز که در زندان هستم پی برده‌ام که قبل از انقلاب زندانیان سیاسی را شکنجه می‌کردند!» اما این دروغگویی نصیری با رودر‌رو ‌شدن او با جعفرقلی صدری رئیس شهربانی وقت کشور رنگ باخت. وی در جلسه‌‌ محاکمه‌‌ نصیری تصریح‌ کرد که به اقتضای شغلش تلفن‌های نصیری را شنود کرده و متوجه شده او دستورات فراوانی برای دستگیری و شکنجه‌‌ مخالفان حکومت پهلوی را صادر کرده ‌است.

خسروداد نیز در اعترافاتش گفت: از من غولی ساخته‌اند و هر غلطی که شاه در این کشور می‌کرد، به‌نام من قلمداد می‌نمود. خلخالی در واکنش اظهار داشت: «شما فرمانده هوانیروز بودی و دستور قتل‌عام مردم قم، اصفهان، شیراز و تهران را صادر کردی و نمی‌توانی خود را تبرئه کنی.» خسروداد نیز در واکنش مدعی‌ شد شاه، فرح، اشرف و مادر فرح دستور کشتار مردم را صادر می‌کردند. ( مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

قاب تاریخ ۳
‌این تقصیر سیستم و رژیم بود که من اینک اینجا هستم نه گناه من‌؛‌ تا آخر وقت شامگاه دوشنبه ۲۳ بهمن ۵۷ امیرعباس هویدا و گروهی دیگر از سران رژیم پهلوی به ستاد موقت نخست‌وزیری در مدرسه‌‌ رفاه ‌تحویل داده شدند. خبرنگاران داخلی و خارجی در همین شب برای مصاحبه با آنان حاضر شدند و محلی در مدرسه‌‌ رفاه در اختیار آنان قرار گرفت. هویدا عصا به دست و پیپ به لب وارد محل مصاحبه شد. او در تمام مدت گفتگو سعی می‌کرد خونسرد باشد و لبخند بزند.

باخبرنگاران هم به گرمی احوالپرسی می‌کرد. او به خبرنگاران گفت:«من هم به اندازه‌‌ هر فرد دیگر ایرانی درباره‌‌ گذشته‌‌ ایران خودم را مقصر می‌دانم، نه بیشتر. این تقصیر سیستم و رژیم بود که من اینک اینجا هستم نه گناه من. اگر می‌خواستم می‌توانستم شش ماه پیش از مملکت فرار کنم‌ اما ترجیح می‌دهم که در ایران باشم و در یک دادگاه بی‌طرف اسلامی محاکمه شوم تا همه‌‌ حقایق روشن گردد. در یک چنین دادگاهی می‌توانم بسیاری از اتهاماتی را که به من می‌زنند رو کنم. می‌توانستم روز گذشته خیلی آسان از زندان اوین فرار کنم‌ اما به میل خود، خودم را در اختیار مقامات رسمی مملکت گذاشتم… مسئولیت‌های اعمال ساواک به نخست‌وزیر ربطی نداشت اگرچه رئیس ساواک معاون نخست‌وزیر بود.» (آیندگان، سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۵۷)(انتخاب)

قاب تاریخ ۴
گروهی از محصلان ایرانی در آلمان؛ پس از تصویب قانون اعزام محصلان به خارج از کشور در سال ۱۳۰۷‌‌، نخستین گروه محصلان ایرانی برای انجام تحصیلات عالیه در رشته‌های مختلف عازم اروپا شدند؛ افرادی که بعد از فراگیری علوم مختلف به ایران بازگشته و مناصب مهم کشوری و لشکری را عهده‌دار شدند و برخی از آنها بعدها جزو افراد تاثیرگذار در سپهر سیاسی ایران بودند.
شرح عکس: دانشجویان ایرانی در کرانه‌های دریای بالتیک در هرینگسدورف

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.